معاد 14-2
معاد
وعده به ثواب می رسی یا ضرری برطرف می شود و وعید
سمعی و عقلی
الکلام فی الافعال آجال و ارزاق
الوعید السمعی
در سه مقام وعده و وعید عقلی
با انجام اعمال چه استحقاقی ایجاد می شود؟ 1. مدح 2. ثواب 3. شکر 4. ذم 5. عقاب .6 عوض بدون تعظیم و بزرگداشت
مدح الفاظ برای بزرگداشت 2. قصد تعظیم 3. عالم به حال ممدوح
ثواب کاری جائزه و تعظیم و اکرام صرف اجرت نیست
شکر اعتراف
ذم
عقاب
عوض
موجبات استحقاق
مدح انجام واجب مستحب اجتناب از قبیح انجام مباح استحقاق مدح نیست
ثواب مثل مدح اجتناب از قبیح همراه با مشقت
شکر در اثر اعطای نعمت
ذم در اثر انجام قبیح یا ترک واجب با وجود توان
عقاب مثل ذم به شرط اینکه فاعل قبیح را مقدم بر واجب کند
راه شناخت استحقاق اعمال عقلی یا نقلی است؟
جواز و حسن عقلی عفو خداوند. آیا می شود خدا مستحقین عقاب مثل ظالمین و کافراین را عقاب نکند؟ حسن عقلی عفو را پذیرفته است با عقل سازگار است. مگر اینکه ضرری متوجه کسی شود که قضیه اش فرق می کند. معتزله بغداد قایلند عقلی و نقلی جائز نیست ولی بصره عقلی را پذیرفته اند.
عقل بر ادامه ثواب و عقاب دلالت ندارد. می تواند ابدی یا موقت باشد فقط بر اساس نقلی است و اختلاف نیست که ثواب دائمی است و عقاب دائمی فاسق اختلافی است. سمع و تکیه بر اجماع است.
وعده و وعید سمعی
عفو فاسق یا کافر از نظر عقل جائز است جز در مورد کفار سمع گفته ابدی است و برداشتنی نیست.
عفو فاسق حق خداست و از نظر عقل مشکلی ندارد. یغفر الذنوب جمیعا.
آیاتی که به آن استدلال شده عام نیستند.
اگر کسی بین ایمان و فسق جمع کند عقاب شدن فاسق قطعی نیست ولی عقاب بر کفر یقینی است.
شفاعت
از عوامل اسقاط عقاب است اصل آن اجماعی است ولی در کیفیت اختلاف است. اسقاط ضرر یا زیادت منافع یا هر دو. از نظر سید برای زیادت منافع را نمی پذیرد. از نظر لغوی شفاعت دلالت بر زیادت منافع ندارد.
حبط عمل نیک با عمل بد را نمی پذیرد و آیه را تأویل می کند. لئن اشرکت ...
تقدم عقاب بر ثواب
برای طاعت ثواب و برای معصیت عقاب می شود. عقاب مقدم بر ثواب است. اول باید تاوان گناهان را دهد بعد پاداش چون ثواب دائمی است و عقاب موقت است.
احکام برا اهل آخرت
هیچ یک از اهل آخرت تکلیف ندارند.
شناخت خدا و معارف بالبداهه حاصل می شود از این رو حقایق رو می شود و همه آگاه می شوند لمن الملک الیوم لله الواحد القهار. کار خطا نمی کنند. عصمت علم برتر است. چشم ها تیز می شود. فعل قبیح نمی تواند انجام دهد.
معرفت خدا فاعل ثواب
ضرورت یعنی بداهت
اهل آخرت نسبت به افعال مضطر نیستند چون در این صورت لذت نمی برند بلکه اختیار دارند. اهل جهنم هم اختیار دارند ولی لذت نمی برند.
عذاب قبر
نه محال است نه قبیح. مرده اول زنده می شود بعد عقاب می شود. وقوع عذاب قبر اجماعی است. رجعت. روح و بدن. حساب برای موجود زنده مکلف که امر و نهی شده می باشد. ارواح تابع شخص اند روح مجسم نه صرفا روح.
محاسبه اعمال. اولین سوال و محاسبه چیست؟
غرض از محاسبه اعمال معلوم شدن تکالف، شاد شدن بهشتیان و غمگین شدن جهنمی ها، آشکار شدن عدالت خدا، جدا شدن بهشتی ها از جهنمی ها
کفر و فسق به استحقاق عقابش یقین داریم
کار نیک کرد به استحقاق ثوابش یقین نداریم چون ممکن است عمل ریا، سهوی باشد
کفر و فسق و اصرار و عدم توبه یقین به عقوبتش داریم
در گناهان جز کفر حق ندارید بدون یقین به برداشتن عقابش حق توبیخ ندارید.
فسق معصیت خدا است فرق بین صغیره و کبیره نیست. قتل و فحشاء و سوء ظن و تهمت در مقایسه با هم صغیره و کبیره است. شناخت کفر و فسق یک فعل سمعی و توقیفی است. اخلال در شناخت خدا یا رسالت
جاهل یا شاک پایبند نباشد دلیل کفرش است. کفر از افعال قلبی و جوانحی است مثل ایمان. اخلال در معرفت واجب

