معاد 14-2

معاد
وعده به ثواب می رسی یا ضرری برطرف می شود و وعید
سمعی و عقلی
الکلام فی الافعال آجال و ارزاق
الوعید السمعی
در سه مقام وعده و وعید عقلی
با انجام اعمال چه استحقاقی ایجاد می شود؟ 1. مدح 2. ثواب 3. شکر 4. ذم 5. عقاب .6 عوض بدون تعظیم و بزرگداشت
 مدح الفاظ برای بزرگداشت 2. قصد تعظیم 3. عالم به حال ممدوح
ثواب کاری جائزه و تعظیم و اکرام صرف اجرت نیست
شکر اعتراف
ذم
عقاب
عوض
موجبات استحقاق
مدح انجام واجب مستحب اجتناب از قبیح انجام مباح استحقاق مدح نیست
ثواب مثل مدح اجتناب از قبیح همراه با مشقت
شکر در اثر اعطای نعمت
ذم در اثر انجام قبیح یا ترک واجب با وجود توان 
عقاب مثل ذم به شرط اینکه فاعل قبیح را مقدم بر واجب کند
راه شناخت استحقاق اعمال عقلی یا نقلی است؟
جواز و حسن عقلی عفو خداوند. آیا می شود خدا مستحقین عقاب مثل ظالمین و کافراین را عقاب نکند؟ حسن عقلی عفو را پذیرفته است با عقل سازگار است. مگر اینکه ضرری متوجه کسی شود که قضیه اش فرق می کند. معتزله بغداد قایلند عقلی و نقلی جائز نیست ولی بصره عقلی را پذیرفته اند.
عقل بر ادامه ثواب و عقاب دلالت ندارد. می تواند ابدی یا موقت باشد فقط بر اساس نقلی است و اختلاف نیست که ثواب دائمی است و عقاب دائمی فاسق اختلافی است. سمع و تکیه بر اجماع است.
وعده و وعید سمعی
عفو فاسق یا کافر از نظر عقل جائز است جز در مورد کفار سمع گفته ابدی است و برداشتنی نیست.
عفو فاسق حق خداست و از نظر عقل مشکلی ندارد. یغفر الذنوب جمیعا. 
آیاتی که به آن استدلال شده عام نیستند. 
اگر کسی بین ایمان و فسق جمع کند عقاب شدن فاسق قطعی نیست ولی عقاب بر کفر یقینی است. 
شفاعت
از عوامل اسقاط عقاب است اصل آن اجماعی است ولی در کیفیت اختلاف است. اسقاط ضرر یا زیادت منافع یا هر دو. از نظر سید برای زیادت منافع را نمی پذیرد. از نظر لغوی شفاعت دلالت بر زیادت منافع ندارد. 
حبط عمل نیک با عمل بد را نمی پذیرد و آیه را تأویل می کند. لئن اشرکت ...
تقدم عقاب بر ثواب
برای طاعت ثواب و برای معصیت عقاب می شود. عقاب مقدم بر ثواب است. اول باید تاوان گناهان را دهد بعد پاداش چون ثواب دائمی است و عقاب موقت است. 
احکام برا اهل آخرت
هیچ یک از اهل آخرت تکلیف ندارند.
شناخت خدا و معارف بالبداهه حاصل می شود از این رو حقایق رو می شود و همه آگاه می شوند لمن الملک الیوم لله الواحد القهار. کار خطا نمی کنند. عصمت علم برتر است. چشم ها تیز می شود. فعل قبیح نمی تواند انجام دهد. 
معرفت خدا فاعل ثواب 
ضرورت یعنی بداهت
اهل آخرت نسبت به افعال مضطر نیستند چون در این صورت لذت نمی برند بلکه اختیار دارند. اهل جهنم هم اختیار دارند ولی لذت نمی برند.
عذاب قبر
نه محال است نه قبیح. مرده اول زنده می شود بعد عقاب می شود. وقوع عذاب قبر اجماعی است. رجعت. روح و بدن. حساب برای موجود زنده مکلف که امر و نهی شده می باشد. ارواح تابع شخص اند روح مجسم نه صرفا روح. 
محاسبه اعمال. اولین سوال و محاسبه چیست؟
غرض از محاسبه اعمال معلوم شدن تکالف، شاد شدن بهشتیان و غمگین شدن جهنمی ها، آشکار شدن عدالت خدا، جدا شدن بهشتی ها از جهنمی ها
کفر و فسق به استحقاق عقابش یقین داریم
کار نیک کرد به استحقاق ثوابش یقین نداریم چون ممکن است عمل ریا، سهوی باشد 
کفر و فسق و اصرار و عدم توبه یقین به عقوبتش داریم
در گناهان جز کفر حق ندارید بدون یقین به برداشتن عقابش حق توبیخ ندارید.
فسق معصیت خدا است فرق بین صغیره و کبیره نیست. قتل و فحشاء و سوء ظن و تهمت در مقایسه با هم صغیره و کبیره است. شناخت کفر و فسق یک فعل سمعی و توقیفی است. اخلال در شناخت خدا یا رسالت 
جاهل یا شاک پایبند نباشد دلیل کفرش است. کفر از افعال قلبی و جوانحی است مثل ایمان. اخلال در معرفت واجب   

نبوت و امامت - 14-1

ویژگی ها و صفات انبیاء ع
علم انبیاء
عدم خواندن و نوشتن رسول خدا ص
علم به نوشتن نیست دلیل بر بی سوادی نداریم 
پیامبر با خدا ارتباط دارد و حقایق را می داند وگرنه با نبوت سازگار نیست
حیطه علم انبیا کجاست؟ برای انسان سازی و اگاهی بخش از حقایق عالم ملکوت و اخلاق  برای رساندن سعادت انسان آمده اند. هموار کردن و ایجاد کردن مسیر سعادت انسان.
تبیانا لکل شیء یعنی همه علوم مثل فیزیک و شیمی
علوم صنعتی و حرفه ها و نویسندگی و مثل آن بر انبیاء لازم نیست همگان حادثند و نمی تواند مثل قدیم الهی عالم بنفسه باشند
عصمت انبیا
مکلف را از قبیح و اخلال در واجب بازمی دارد به گونه ای که مرتکب قبیح یا مخل بر واجب می شد در هر حال توان دارد اگر علم و قلب و چشم حقایق بین نمی داشت به درخواست آن زن پاسخ می داد. لطف خدا به بنده است که اقدام به گناه نمی کند به دلیل مسئولیت های سنگینی دارد و الگو باید باشد البته دست و پایش را نمی بندد. حتی انسان های عادی هم در برخی مسایل معصوم هستند. اطیعوا الله و اطیعوا الرسول، اتبعونی، 
علم برتر مانع ارتکاب گناه و ترک واجب می شود.
عصمت موهبتی است نه اکتسابی. و لکن اعینونی بورع و اجتهاد پس می شد به این مقام نزدیک شد. 
عصمت مطلق از صغیره و کبیره قبل و بعد از نبوت (تنزیه الانبیاء و ذخیره)

امامت از منظر سیدمرتضی
ریاست عامه بر امت در همه حیطه های نبوت
اصالت نه نیابت. بعد از دوره نبی دوره امامت شروع می شود. 
امور دین. قید دین آورده که به نظر ما فراتر از این است و دنیا و دنیوی را در بر می گیرد و عام است.
امام جانشین تام نبی یا امام قبلی است
وجوب امامت و ریاست بر دو شرط استوار است ثبوت تکلیف عقلی و عصمت داشتن 
ریاست مطلقه
عقلی برهان لطف رییس مقتدر جلوی جنایت گرفته می شود بر خدا واجب است که جامعه را به این برساند و رضایت نمی دهد به اخلال و نقلی از شریعت آگاه باشد 
حجت قاطع بر احکام شریعت وجود نداشته باشد و نسخ نشده باشد از طریق معصوم جانشینی تعیین کرده اند با شرایط. حافظ نباشد شریعت دچار اضمحلال می شود. لو للحجة لصاخت الارض باهلها. مهمانی یوم الانذار
شرایط عامه امامت مثل شجاعت، علم به سیاست، نص و تصریح پیشین، افضلیت، عالم ترین به احکام شریعت، هر زمان یک امام، علم به غائبات در حد اثبات امامت خودش،
امامت خاصه
اتفاق و اجماع امت عباس و خلفای سه گانه معصوم نیستند در حالیکه جانشین مطلق پیامبر باشد. کسی راه بلد نیست نمی توانند امت را به سرمنزل مقصود برسانند. در عمل و واقع هم راه را کج کردند. 
هیچ کس عصمت و افضلیت آنهارا ادعا نکرده
عالم به احکام شریعت باشد در علم به قرآن، شریعت، 
خلافت حقیقی نه ظاهری
پیامبر در قضاوت، اخلاق، فرماندهی، و ... بهترین و عالمترین بود و جانشین او هم باید در این مسایل نزدیک ترین به او باشد.
نص قرآنی
آیات ولایت، مباهله، اولو الامر، لا ینال عهدی الظالمین، 
روایات
امامت علی بن ابی طالب ع محکم اثبات شود بقیه امامان قابل اثبات و قبول است

 

عالم ذر 12-2

عالم ذر
از کلینی تا صدوق این مسئله که انسان ها در عالم ذر با خدا پیمان بستند مورد قبول بود. شیخ مفید و سیدمرتضی مخالف اند دلیل عقلی آن را نمی پذیرد چون در آن عالم باید انسان ها عاقل و بالغ و مکلف بوده باشند از این رو آیه را باید تأویل کرد که انسان با سرشت الهی به دنیا می آیند. 
هویت و حقیقت انسان چیست؟ مکلف انسان زنده است. ذخیره 113 -121 مجموعه قالب انسان است. قدم ارواح را نمی پذیرد. روح بعد از مرگ احساس ندارد تا در قیامت به جسم ملحق شود. افعال انسان مال خودش یا خدا است. قضا و قدر و جبر و اختیار. زمینه ها: مشرکان، حاکمان سیاسی امویان، مروانیان و ...، بدفهمی از علم ازلی خداوند، 
افعال مال بندگان هستند دلایل اختیار انسان: قران، روایات، عقل و اجماع. عقل: 1.افعال ما با قصد و انگیزه ما انجام یا منتفی می شوند 2. خدا به افعال امر کرده 3. ستایش کرده و پاداش می دهد و از گناه سرزنش کرده و عقاب می کند 4. افعال قبیح ظلم و کذب و ... از انسان سر می زند. 5. ایمان و کفر مایه ثواب و عقاب است. 6. راستگویی پیامبران زیر سوال می رود چون ممکن است از او فعل قبیح سر زند. 7. خلود در جهنم بی معنی می شود. 
دلایل نقلی: آیات و روایات: یعملون، عملوا الصالحات و ... به انسان نسبت داده شده ظهر الفساد ... بما کسبت ایدی الناس، شر اخلاقی به فسق و فجور انسان ها نسبت داده شده، ما اصابک من حسنة فمن الله و ما ...، صنع الله الذی اتقن... ظلم اتقان ندارد فمن شاء فلیومن و من شاء فیکفر، 
و قفوهم انهم مسئولون مسئولیت با اختیار سازگار است. 
برخی نصوص: مشیت و اراده خدا همه کاره است ما تشائون الا ان یشاء الله، من یهدی الله و من یضلله
علم خدا زمان بندی ندارد، نشانه سیطره قدرت خدا است 
طاعات فعل ماست و انتساب آن به خدا هم ممکن است چون او امکانات در اختیار ما قرار داده است.
روایت: در آینده گروهی گناهان خودرا به خدا نسبت می دهند آنهارا تکذیب کنید
خلق به معنای احداث و انشاء خدا خالق افعال بندگان نیست اما اگر به معنای تقدیر بگیریم فعل خدا است چون تحت علم و قدرت خدا و اجازه از طرف او است. 
قضا و قدر
فعل خدا و انسان
جبر و اختیار
خلق کل شیء آسمان و زمین و موجودات هستی نه اینکه ظلم و کفر و کذب بندگان را خدا خلق کرده است و خودشان کاره ای نیستند
و ما تعملون از زبان ابراهیم به قومش است یعنی همه چیزتان از خدا است در حالیکه سرکشی دارید و بت پرستی

خداشناسی در نگاه سیدمرتضی 12-1

خداشناسی در نگاه سیدمرتضی
رعایت اصلح در مسایل دینی واجب است ولی در امور دنیوی واجب نیست (سید مرتضی)
آلام حسن است از باب لطف و عوض. اگر ظلم و عبث باشد مفسده است.
ظلم ضروری است به شرط اینکه استحقاق نباشد نفع نداشته باشد برطرف کننده ضرر بزرگتری نباشددر مقام دفاع نباشد. عبث بی غرض و بدون نفع. 
آخرت حسن استحقاق است آتش برای جهنمیان نیکو است چون مستحق هستند و عین عدالت است. تکلیف نیست. لطف و عبرت و بازدارندگی از گناه و عوض نیست
بین خدا و انسان فرق دارد. انسان: نجات یک نفر از غرق شدن لازمه اش شکستن دست و پایش است ولی در مورد خدا پذیرفته نیست چون بدون الم می تواند جلوی ضرررا بگیرد. (جمل و ذخیره ص 206)
انسان: ضرر به احتمال رسیدن به نفع است و نفع بیشتر از ضرر است ولی در خدا اینگونه نیست.
انحصار آلام در استحقاق را رد می کند. کودکان در عالم دیگر مستحق شده اند. الم یعنی عقوبت اطفال و انبیا و اولیا چه می شود؟ انبیا سخت ترین آلام را دیدند. 
عقبوت و اهانت است و باید از آن باید گریخت. فعل خدا امراض وظیفه انسان صبر.
تجارت و علم خودرا به زحمت و الم می اندازد و عقوبتی نیست.
تکلیف مشقت آور است در حالی که از اول مستحقش نیستند
نفع استحقاقی عاری از 
آلام بر خدا واجب است ابتدایی مثل خردسال و بهائم عوض واجب است باید جبران کند 2 امر تجویزی خدا مثل درد بر نبی و امام استحقاقی نیست واجب است عوض در نظر گیرد. الم فعل خدا و عوض بر غیر خدا مثل نگه داشتن کودک در هوای سرد و بیمار شدن و فوت کودک. خدا به بنده توان داده که برای دیگران درد ایجاد کنند خودشان باید تاوان دهند. فردی شمشیر داده به دیگری و او مومن را بکشد شما یقه دهنده یا سازنده شمشیررا مجرم بدانید و قاتل بی عیب است.
اشکال: ظالم چیزی ندارد که به ستم دیده دهند دادخواهی خدا هم ممکن نیست. جواب: فراهم کردن ستمگری برای کسی روا است که هم اکنون مستحق بستانکاری هم داشته باشد. مشرکان بهانه می آوردند: و الله امرنا بها ولی خدا آن رد می کند 
رزق و روزی
رزق چیزی است که انتفاع از آن ممکن است و کسی نمی تواند جلوی آن را بگیرد. خدا مالک است انسان دارای رزق است. رزق بر حلال صادق است. آفریده خدا نسبت به خدا و انتفاع انسان. درخواست و دریافت رزق از راه های غیر قبیح جائز و حسن است.
انسان شناسی

 

افعال خدا 11-1

افعال خدا

قضا و قدر

جبر و اختیار

تعریف قضا: 1. اعلام و علم- و قضینا بنی اسراییل، 2. امر- و قضی ربک ان لا تعبدوا الا ایاه، 3. حکم و الزام به ظلم حکم نمی کند پس متعلق قضای الهی نیست. طاعات متعلق قضای الهی اند ولی کفر و فسق نیستند چون امر نکرده است. خدا الزام کرده که به قضایش راضی باشیم و با منکرات مبارزه بریم. و الذی قدر فهدی  

صفات سلبی - 11-1

صفات سلبی
نفی تحرک و مکانمندی
نفی رویت
نفی محل یعنی حلول خدا در چیزی چون کیفیت مربوط به حدوث شیء است 
دعا
در دعا داشتن اراده و آگاهی و معرفت به علم و قدرت و حکمت خدا شرط است. کسی درخواست کند که زندگی آخرتی در همین دنیا برایش فراهم کند این دنیا خاصیت خودرا دارد و حکمت خدا این را اقتضا کرده است. چیز حسن بخواهد مثلا بخشیدن کافران را نخواهد یا زنده شدن مردگان را نخواهد. اجابت در موردی است که راجع به طلب خود شخص باشد. دو قسم: 1 علم داریم که انجام می شود چه ما دعا کنیم چه نکنیم مثل درود بر رسول خدا ص این ما هستیم که با این کار خودرا بالا می بریم 2. علم به وجوب انجامش نداریم اینجا اجابت است. ذخیره 604
الکلام فی العدل – افعال –حسن و قبح
تنزیه خدا از انجام فعل قبیح و اخلال در واجب. کار عادلانه یعنی قبیح نباشد و اخلال در واجب نباشد
عدل – افعال
اقسام، احکام
تعریف فعل: 1. آنچه پس از مقدور بودن تحقق می یابد 2. از قادر سر می زند و حادث می شود.
قبح قبیح به دلیل وجود صفتی در دورنش هست. قبایح عقلی و نقلی. عقلی آگاه هستیم ظلم، جهل، تکلیف بما لا یاطاق و ... تفصیلی علم داریم ولی بعضی دیگر به تفصیل علم نداریم که سمع برای ما بیان کرده است. نهی مولای حکیم دلیل است که وجهی از وجوه قبیح را دارند. 
اولی این است که معیار افعال حسن رضایت مولا است و درخواست عمل به انها. گاهی ضروری و گاهی اکتسابی مثل علم به رد ودیعه، شکر نعمت، قضای دین، حسنش واضح اند یا این فعل خاص مصداق شکر نعمت است اکتسابی است. 
تلازم بین حسن و قبح شرعی و عقلی را می پذیرد. اشکال: داستان خضر و موسی ع قتل نوجوان حسن و موسی قبیح می دانست. چه تلازمی؟ علم به حسن حسن و قبح قبیح فرقی نمی کند چون وجه حسنش را نمی دانست قبیح می شمارید و خضر می دانست و انجام هم داد. باعث سلامت ایمان پدر و مادر. چرا قتل نه مرگ طبیعی؟ شاید ثبات قدم والدینش با قتل پسرشان پیش می آید نه مرگ طبیعی. در مرگ طبیعی ممکن است از خدا ببینند و در قتل از بندگان. بقای جوان مفسده داشت و خدا مخیر است چگونه برطرف کند. 
افعال مباشری بی واسطه مثل اراده، تولیدی و متولد مثل علم متولد از نظر و تأمل محل هر دو ذهن و نفس انسان است مثل حرکت از اعتماد قوه در جسم اورا به سوی مقصود می راند و اختراعی قادر در غیرم خود می تواند انجام دهد و بدون محل است مثل افعال الهی در آفرینش فرشتگان.
مباشری مال انسان و اختراعی مال خداست و تولیدی مشترک بین خدا و انسان است. 
سوال: فعل تولیدی را می توان ابتدایی انجام داد؟ در مورد انسان نمی شود در مورد خدا اختلافی است. 
هدایت و ضلالت است. شامل کفار می شود یا نه؟ دلالت و راهنمایی بله ولی نجات و ثواب نه مخصوص مطیعان و مومنان است. اما ثمود هدیناهم فاستحبوا علی العمی. هدایت ثواب مثل فلن یضل اعمالهم سیهدیهم و یصلح بالهم. اضلال یعنی کافران را عقاب می کند. ان المجرمین فی ضلال و سعر. به کیفر اعمالشان رسیده اند. اضلال الهی کافران، فاسقان، فاسدان و ... وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ مَا يَتَّقُونَ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ [9–115] هلاکت نه مثل و اضلهم السامری 

 

صفات سلبی -10-2

صفات سلبی
1.  وحدانیت و نفی شریک. وحدت و توحید واحد ترکیب ندارد و غیر قابل تجزیه است، بی مثل و نظیر است، استحقاق عبادت دارد هر سه به کار می رود در باره خدا. توحید علم به شریک نداشتن خدا به اوصافی که به آن باید اعتقاد داشت. بر اساس روایت مثبِت، نافی (کافر) و مشبه (شبهه دارند) که مشرک است. انکار و تکذیب اموری که تصدیقش واجب است موجب کفر است و جهل هم همین طور. دلیل توحید: لازمه دو خدا دو ذاتی که حکم زاید بر ذات یکدیگر ندارند و دیگر دو تا نیستند و جدا نمی شوند. مگر یکی چیزی دارد که دیگر ندارد دومی خدا نیست. قادر بدون دلیل معقولی از انجام فعلی باز ماند. یکی اراده و تعلق بر فعلی دیگری نه. دو اراده بر تحقق فعل و دیگری بر ترک یا هر دو یا هیچ کدام یا یکی پس او قادر بوده و یگانگی ثابت شود. تقریر دیگر: قدیم لنفسه و شریک او در قدم باید مثل او باشد و تمایز بین دو فرد قادر ممکن است مقدور یکی غیر از هم یا ضد هم باشند قادری که مانعی اورا بازداشته مقدورات محدودتری داشته باشد متناهی می شود زاید بر ذات است نه ذات، جسم و حادث است.ثنویه، صابئین، تثلیث و مانند آنها باطل هستند.
2.  غنی و نفی نیازمندی. ذخیره 578  دلیل: منافع و مضار، نفرت و شهوت ندارد، ان تکفروا انتم و من فی الارض جمیعا ... غنی عن العالمین. احساس نیاز ندارد. نفرت و شهوت در اجسام ممکن است چون باعث تباهی یا ماندگاری او می شود. لذت و الم هم ندارد چون نشانه انفعال است. شبهات: آیات خداوند ناراحت می شود از کفر وغضب می کند، خوشحال می شود از ایمان. جواب: در خدا تأثیر نمی کند و تغییر نمی دهد بلکه امور با سنت های الهی سازگار است در مسیر حق پاداش یا نه در مقابل افعال ناشایست می ایستد و کیفرشان می دهد. 
3.  نفی ماهیت و چیستی. ضرار بن عمرو مائیه اثبات کرده و مردود می داند. چون طریق اثبات فعل خدا افعال خدا است. اصل وقوع فعل بر قادر، عالم و مرید بودن و اینها حی بعد مدرک بودن است چیزی باقی نمی ماند تا ماهیت شود. فلسفه صدرایی مائیته انیته. موجود بسیط غیر مرکب یک چیز بیشتر نیست همه در ان است. بسیط الحقیقة کل الاشیاء. ماهیتی که ضرار گفته حکم و اثری ندارد. اجماع مسلمین این است که خدا به ما از ما عالمتر است ماهیت در عالمتر بودنش است. 1... 2. ماهیتی باشد که پیامبران آگاه باشند. باطل است. مقصود: از تفاصیل معلومات خود چیزی می داند که ما نداریم. (ملخص 130)
4.  نفی جوهریت و جسمیت. برخی به تشبیه و تجسیم متهم شده اند. سید از هشام و شیعه رد کرده است. دو دلیل: باید مماثل و از جنس آن باشد یا حادث است یا اجسام قدیم ند. حدوث زمانی نمی تواند خدا باشد. صدرایی با امکان ذاتی آن را حل کرده مثل خورشید و پرتو آن. 2. جسم محال است چون جسم جسم دیگری را آفریده. باید به قدیم برسد. حادث نمی تواند حادث بیافریند. جسم قادر لنفسه نیست. ملخص 201-207. جسم لا کلااجسام چه اشکالی دارد؟ باطل است چون تعبیر در خطا است ابعاد سه گانه دارد وگرنه جسم نیست. جمل 74. جسم قائم به نفس که نپذیرفته. تعابیر مثل ید و عین باید تأویل شوند. یداه نعمت های دنیوی و اخروی یا مادی و معنوی، وجه ذات خدا است. احکام جسم و جوهر هم بار نمی شود. ابعاد سه گانه، حرکت، سکون،  دو و نزدیک، بالا و پایین، جهت، تحیز ندارد. بسیط الحقیقة کل الاشیاء. اشکال: جهت بدون اشغال سید باطل است استوا استیلا است. ملخص 208-212. 
5.  نفی عرض. عرض حادث است عرض در محل موجود می شوند محل می شود قدیم محال است. ملخص 213. 
6.  نفی رؤیت. شیعه و معتزله بصری انکار می کنند. سخن با مشبهه نیست چون حسی می دانند بلکه با کسانی اند که تشبیه را بر می دارند ولی رؤیت و سایر اقسام ادراکات حسی را قبول دارند. ملخص 227. دلیل: با برطرف شدن موانع و سلامت دیدگان دیده می شد که چنین نیست. صفتی داریم مرئیات را می بینیم رؤیت ممکن باشد دیدن واجب می شود ولی ما نمی بینیم. در مقابل ما نیست و آن جوهر و عرض را درک کنیم که چنین نیست. لا تدرکه الابصار به ندیده شدن مدح و توصیف شده است وگرنه نقص است و او نقص ندارد او کامل است. سوال: چرا فی حد نفسه دیده نمی شود؟ چون اگر فی حد نفسه بود ما ان را می دیدیم. با دیگر حواس هم نمی شود درک کرد. ملخص 254

 

صفات ثبوتی خدا در نظر سیدمرتضی - 10-1

صفات ثبوتی خدا در نظر سیدمرتضی
1.  قدیم. 1. ازلی خاص خدا، 2. مبالغه در تقدم 3. در عرف متکلمان به موجودی به کار می رود که اول و آغاز ندارد فقط در مورد خدا به کار می رود. قدیم اولی برایش نیست. نظر سید. صانع عالم یا حادث یا قدیم. اگر قدیم بود مشکلی نیست وگرنه نیازمند محدث است. حادث و محدث بی نهایت است که محال است یا به صانع قدیم منتهی می شود که مطلوب است. یک قدیم ثابت شد ولی حتما صانع عالم باشد نیاز به استدلال دارد. 
2.  حیات ذخیره 585 ملخص 82 حیات برابر با علم و قدرت
3.  ادراک غیر از علم. و هو یدرک الابصار. معنا: دریافت شنیدن شنیدنی ها دیدن دیدنی ها و ... زاید بر قدرت و علم وجود است تکرار نیست عالم غیر از مدرک است چون مشاهده با مشاهده فرق دارد ادراک متجدد است از موضوع ولی حیات یکی است به قادر مرید نمی توان برگرداند. عالم هم نیست به قیامت علم داریم ولی درک نداریم. شیء پنهان می شود علم داریم ولی درک نمی کنیم. خواب ادراک درد شدید و صدا و حتی بیدار می شود ولی علم به آن ندارد. مقتضی و منشأ ادراک حیات است. خدا مدرک موجودات است بالضرورت چون وجود مدرکات شرط ادراک است. دلیل خدا حیات دارد مدرک است وگرنه نقض حیات است. اشکال: تأثیر حواس و سلامت آن شرط است. چشم و گوش و لامسه و ... می خواهد جواب: در جایی شرط است که در آن شرط باشد. علم خدا این اشکال نکردی مگر به قوه درک ندارد اکتساب ضعف . دریافت همه مدرکات است در مورد خدا در شنیدنی ها و دیدنی ها است. از نظر سید ادراک غیر از سمع و بصر است. عموم و خصوص من وجه بین علم و ادراک. 
4.  سمع و بصر بر حیات بر می گردد وجود مسموع و مبصر شرط نیست بنابر این از ازل سمیع و بصیر بوده است و قدیم اند. سمع و بصر به علم. 
5.  اراده. تعریف: خلوص داعی از صارف است. داعی چیزی است که قادر به سبب آن می تواند فعل را اختیار می کند. اشکال: مرید در صفات الهی و افعال الهی. اثبات اراده: امر و نهی الهی، داعی به چیزی و صارف بر از چیزی. فاعل فعلی را با غرضی عالمانه انجام می دهد و مانعی هم وجود ندارد. عالَم را با غرض آفریده است. از امور خبر دارد و دیگران را مخاطب قرار داده است. میل و شهوت به قبایح در انسان آفریده است با غرض برای رساندن به ثواب. فعلی که به چند صورت ممکن است نیاز به مخصص دارد. عقاب گناهکاران به آتش کیفر آنهاست. اراده تکوینی و تشریعی. ایمان را از همه خواسته چرا برخی ایمان نمی آرند؟ پس از همه نخواسته. جواب: 1) بلوی و اختبار یا تشریعی مثل کونوا قوامین بالقسط 2) اجبار و اضطرار یا تکوینی مثل کونوا قردة خاسئین. ایمان از نوع اولی است. آمِنوا. ان نشأ ننزل آیه 3 شعراء. اراده خدا عام است یا فقط حسنات را انجام می دهد؟ مرید به حسنات و طاعات بدانیم و عمومیت را تأویل کنیم به حکمت. امالی. بر قبایح اراده نمی کند. عقلی: از قبایح و معاصی نهی کرده است گواه ناهی از منهی عنه کراهت دارد. اراده قبیح مستلزم نقص و ضعف است که با فعل قبیح می خواهد جبران کند وگرنه حکیم چنین نمی کند و مذمت می شود. نقلی: آیات استنباط و استناد مثل ظلم نمی کند و سیئه نزد خدا ناپسند است پس از بندگان این چیزهارا اراده نکرده است. اجماع: کفر و شرک را اراده نمی کند و از شتم انبیا راضی نیست. 
6.  کلام
جلسه 10-2
6.  کلام اتفاقی ولی اختلاف در اینکه ماهیت نفسی یا لفظی است قائم به چیست؟ متکلم یعنی فاعل کلام /قائم به اصوات و حروف غیر خدا/ ایجاد اصوات و حروف است ملخص 397-413، در ملخص بعد از عدل الهی آورده از صفت فعل می داند. جمهور در باب صفات آورده اند ما هم همین جا آوردیم. دلیل خدا قادر به نفسه است بر جنس افعال مخلوقات قادر است مخلوقات می توانند تکلم کنند نمی شود خدا نداشته باشد. اتصاف بنفسه است و لا لعلة. متکلم به کلام محدث و فعلی است. مثل جریان نبوت موسی ع باشد تا تکلم کند. ذاتی نمی داند. راه شناخت کلام سمع است رسول خبر دهد که این کلام خداست. رسول از کجا می فهمد؟ از طریق فرشته. او چه؟ قرین معجزه دال بر تصدیق رسول یا ایجاد در قلب خود رسول. این فقط برای رسول حجت است. اعجاز حرف دیگر است
7.  حدوث و قدم کلام الهی یا قرآن حادث است نشانه ها روشن تر از اعراض و اجسام است اول و آخر دارد اجزاء دارد. تصریح به حادث به زبان عربی کرده است عربی حادث است. تعبیر مخلوق به کار نمی برد. مخلوق و مختلق در عرب مکذوب است که لائق قرآن نیست. 
8.  ترتیب علم به صفات الهی است.  ثبوتی علم به ترتیب آن اولین قدرت است صرف مقتضای انجام فعل است بعد عالم بعد حی بعد قدیم بعد وجود بعد مدرک و سمیع و بصیر است و مرید آمر و ناهی است. هر کدام حکم خاص دارد قدرت امکان ایجاد مقدورات است مانع تصور نمی شود بیان نکرده است. فعل محال محال التحقق است سنگ نتواند بردارد یا در تخم مرغ دنیارا جا دهد. عالم انجام فعل محکم و استوار است یا اعتقادات و علومی که در ما ایجاد می کند. علام به ثواب و مستحقین ثواب می دهد. وجود مسسب عالم و قادر بودن است. حی امکان عالم و قادر بودن است. 

 

خداشناسی 2 - 9-2

الفاظ
فرق بین اسم و صفت، اسم عین مسمی است یا غیر، صفات زائد بر ذات یا عین ذات، معناشناختی آیا معنای اسمای الهی همان فهم عرفی است یا نه؟ 
اسما و صفات به مباحث عام و خاص تقسیم می شود. 
تعریف صفت و لقب و اسم چیست؟ سید: صفت امری زائد بر ذات است که در ضمن علم به ذات یا خبر داخل در آن است فرقی ندارد فعل باشد یا غیر آن. مقایسه صفات با اصطلاحات مختلف: صفت غیر از ذات است و زائد بر ذات در ضمن ذات یا خبر از ذات وجود دارد. 
سید: نظر استادش شیخ مفید را ترجیح می دهد علم و قدرت را صفت نمی دانیم عالم و قادر بودن را صفت می دانیم.
سید در ذخیره 572 به بعد بحث از اسمای الهی کرده. تعریف اسم نکرده و تقسیم کرده عالم و قادر صفت هستند. صفت با لقب فرق دارد. اسم مفید فائده و متمایز کننده نباشد لقب کسی فلان چیز است لقب قائم مقام اسم است اسم اعم از صفت است. 
از طریق عقل می توانیم صفات خدارا اثبات کنیم. از طریق افعال الهی وجود ذات خدا اثبات می شود. مرید دارای احکام و استواری و عالم به آنها است حی و موجود بودن هم اثبات می شود. 
توقیفی بودن اسما و صفات الهی را نمی پذیرد. اطلاق القاب بر خدارا جائز نمی داند جز موارد شرع. بررسی اصل لغت در اسم و قرارداد انسان ها است اگر قصد خدا با انسان ها مفاهمه باشد لازمه اش الفاظ قراردادی و شناخته شده بین انسان ها رائج است. نیاز به اذن سمعی از جانب شرع نیست در نسبت اسم به خداوند چون غرض شناخت دو طرف است و برای انسان ها برقرار می شود مگر موارد خاص. اسما صفات را می توانیم بر خدا نسبت دهیم. مفید معنی هم هست. 
تقسیمات اسماء صفات الهی ذات و فعل، نفسی، معنایی، جمال و جلال، ثبوتی و سلبی
جزئی مطرح نکرده ولی در لابلای کتبش هست. در ذخیره صفات راجع به ذات و افعال برخواسته از افعال و صفاتی که خدا به خاطر انجام ندادن ان متصف می شود
عالم، قادر
صفات نفسی لازمه خود موصوف است مثل مکان مندی برای جوهر یا عالمیت برای عالم. مماثل با عملکرد یا مماثل نیست. اگر همیشه هست نفسی و اگر همیشه نباشد معنایی
صفات عین ذات است انسان جاهل و ضعیف می توانید تصور کنید ولی خدای بدون علم و بدون قدرت نمی توانید تصور کنید. 
1.    صفات الهی از ازل برای خدا واجب بوده است. بلا تشبیه چون خورشید بی پرتو،
2.    صفت واجب مستند به ذات باید باشد. 
لازمه خارج نشدن صفات از حق تعالی است صفت نفسی بلا تشبیه مثل خورشید و نور و حرارت. 
ثابت شدن صفات نفسی لازمه اش وجود دائمی آن در ذات 
چگونه به این اوصاف متصف می شود؟ صفات عین ذات است. 586 ذخیره
صفات ثبوتی. قدرت. آفریننده لازمه اش قدرت است. تعریف قدرت: در نظر گرفتن دو فاعل یکی توان انجام فعل را دارد و دیگری ندارد اولی قادر است. 
طبیعت و سلامت بینه در صفت قدرت در مورد خدا درست نیست. محدث بی قدرت ممکن نیست بدون قدرت هیچ فعلی تحقق نمی پذیرد. قدرت ازلی خدا است. چون تجدد آن مستلزم محدث است. خدایی که قدرت ندارد نمی تواند ایجاد کند پس درست نیست. فاعل توانمند می تواند ایجاد کند. 
آیا قدرت خدا به افعال قبیح تعلق می گیرد؟ سید: قدرت دارد عمومیت. 1. هر کاری می تواند کند. نمی توان ظلم را استثنا کرد جنس فعل مهم است. 2. قادر بر چیزی قادر بر ضدش هم هست وگرنه جبر پیش می آید. یا بر ضدش جهل و ضعف دارد. 3. امکان انجام ندادن هم باشد. هر دو طرف را بتواند انجام دهد. قادر است همچنان عقاب کند. گرچه قدرت الهی بر قبیح اثبات پذیر است ولی انجام نمی دهد چون یا ناشی از جهل یا عجز است و او عالم و بی نیاز است. توان غیر از انجام است. فرشتگان. لبه ساختمان 10 طبقه ای. خدا علم مطلق دارد علم بر قبیح دارد و آن را انجام نمی دهد. 
تعلق قدرت بر اجناس ممکن و مقدور است. 1. خاص خدا. آفرینش تنها فعل خداست 2. بندگان هم قادرند. خداوند قدرت مطلق دارد. 
علم خداوند. قدر عالم هم هست. محدث بدون علم تصور نمی شود. احکام و متقن در آفریده ها. سازنده عالم
علم خدا ذاتی و ازلی است
موجود صفتی دارد که از معدوم جدا می شود. خدا موجود است عالم و قادر است صفت دارای اضافی است
به معلوم و مقدورش 

 

خداشناسی در اندیشه سیدمرتضی - 9-1

آیا علم ما فعل خود ماست یا فعل خدا؟
علوم اکتسابی فعل بندگان است چون جهل در توان و فعل انسان است ضدش هم همین طور است. 
خداشناسی
وجوب نظر
وجوب نظر در شناخت خدا بر همه کسانی که کمال عقلانی دارند. 
عقلی یا سمعی بودن وجوب نظر. از نظر سید وجوب عقلی است. 
آیا نظر وجوب لذاته است یا مقدمی است؟ مقدمی است. چون معرفت واجب واجب است واج می شود (شیخ مفید و سید)
دلیل وجوب نظر. مقدمه معرفت خداوند است. چون بدیهی نیست و این همه اختلاف وجود دارد. معرفت خدا واجب است و از طریق سمع ممکن نیست چون دور پیش می آید. مقدمه واجب واجب است پس نظر واجب است.
از طریق دفع ضرر محتمل واجب است. از راه نظر به دست می آید. دعوت پیامبران به انذار از عذاب ابدی و عدم اهمال در معرفت خدا اورا وادار به دفع ضرر محتمل می کند. 
اولویت وجوب نظر چون نخستین تکلیف انسان است بایدهای اول اول است با تأمل در واجبات معلوم می شود که واحبات نقلی موخر هستند اول خدارا اثبات کنید بعد نبوت بعد واجبات نقلی. تقلید جائز نیست در شناخت و اثبات خدا و باور به دین. کافر است جاهل و شاک مقلد فرق ندارد. در معرفت خدا اخلال کرده اند. تقلید باطل است چون: 1. دیدگاه های مختلف برای او یکسان است وجود یا عدم خدا برایش یکسان است. کثرت افراد و عقلانیت رفتارها معیار و معتبر نیست. یا تساوی یا رجحان بر بطلان است. 2. مقلد یا به حق بودن تقلید شونده عالم است یا نه اگر نباشد تقلیدش درست نیست و اگر آگاه است یا بضرورت است یا به احتمال. اگر به ضرورت باشد درست است و دیگر تقلید نیست چون تقلید از متخصص و عالم و درست است. اگر به احتمال و شک باشد جائز نیست. 3. تقلید جاری مجرای پذیرش امر شانسی است که ممکن است صواب باشد و ممکن است خطا باشد و قبیح است. 4. اگر تقلید لا عن علم باطل نبود اظهار معجزه پیامبران بیهوده بود. 
وجوب معرفت خداوند بر هر عاقلی واجب است علم به ثواب و عقاب داشته باشید لازمه اش شناخت خداست شناخت خدا جاری مجرای لطف است. معرفت خدا اکتسابی است و بدیهی نیست نیاز به شناخت خدا زا راه اسدلال عقلی داریم. 
راه های شناخت خدا
فطرت، عقل. فطرت. آیات قران مثل الست بربکم... محل اصلی اختلاف در نحوه اقرارگیری بنی آدم است سید در امالی برخی آیه را حمل بر ظاهر می کنند ابتداء بیرونی از همه انسان ها عهد گرفت ولی سید نمی پذیرد من بنی آدم نفرمود من آدم و ذریه. ظهورهم – ذریاتهم. هدف اگاهی بر پیمان و اتمام حجت است. سید خلاف حکم عقل است چون افرادی که از صلب آدم اخراج شدند آیا عقل دارند یا نه عقل کامل یا نه اگر عقل کامل دارند نهادشان را فراموش نکنند خطاب عقلانی به عقلا. خدا به انسان ها عقل داده است تا خدارا با ان بشناسند.
2 وجه در تفسیر آیه گفته: 1. انسان های عاقل و هوشیار را خداوند با انبیا اقرار گرفته است و انها هم اقرار کرده اند. 2. به گونه ای آفریده است که توان شناخت خدارا دارند این فطری بودن است. اتینا طاعئین. در درون خود دنبال گمشده ای می گردند. 
شناخت خدا از طریق نقل ممکن نیست. 
بهترین استدلال برای شناخت خدا از طریق برهان حدوث می داند. حادث به محدث نیاز دارد و بطلان دور و تسلسل می رسیم به محدث بلا محدث
نمی پذیرد که اجسام از ازل بوده اند. حدوث زمانی مطرح بود ولی ملا صدرا آن را حل کرد موجودات ممکن به امکان فقری اند و ذاتی. خورشید و پرتو آن از اول نیازمند خورشید بوده اند.    

 

سیدمرتضی -8-1

سیدمرتضی
تعریف علم کلام به صورت صریح ندارد ولی تبیین و دفاع از معارف و اعتقادات دین کرده. پایبند به تعریف و وظایف کلام بودند. موضوع کلام را هم صریح نگفته. اصول دین نام برده. الحدود و الحقایق ص 262 اصول فقه را تعریف کرده ولی اصول دین را نه. انتقاد کرده از کسانی که مباحثی را خلط کرده بین اصول فقه و دین. اصول توحید و عدل از کلام امام علی گرفته شده است و دیگران شرح و تفصیل آن دادند. 
مکاتب کلامی دوره ایشان
1.    در اعتقاد و عمل مسلمانان طبق قرآن و سنت و سیره رسول خدا ص عمل می کردند و در عصر حضور اختلاف جدی وجود ندارد.
2.    بعد اختلاف پیش امد. ضرورت حفظ قران و سنت از تحریف و تبدیل عمل به ظاهر به نصوص دینی رونق گرفت عده ای هم سراغ تفکر عقلانی رفتند و ظواهر برخی آیات را ... آیا عقل حجت است و ظواهر چه؟ برخی عقل را محور قرار دادند شدند عقلگرایی و برخی محور ظواهر نصوص و شدند نصگرایی. عامل دیگر در عقلگرایی باز شدن و ارتباط با دنیای خارج از اسلام و فتوحات و تبادل علمی ورود اندیشه های جدید ایجاد شبهات با ظواهر قابل پاسخگویی نبود عقلگرایی برجسته شد. اهل حدیث و معتزله نزاع های زیادی پیش آمد تا اوایل قرن 4 اشعری سعی کرد هر دورا نزدیک و معتدل کند. بعدا غالب اهل سنت شد مکتب اشاعره.  در شیعه هم نص گرایی و عقل گرایی داریم. شاگردان محدثین و متکلمین ائمه ع. مکتب قم نصگرایان و مکتب بغداد عقلگرایان البته قابل مقایسه با نصگرایی و عقلگرایی سنی نیستند. نوبختیان، مدرسه نص گرای قم، شیخ صدوق ... بر خلاف نظر برخی مثل حنابله حتی نص گرایان شیعی عقل را به کلی مردود ندانستند و ان را محدود کردند. با دو شرط: با علم کلام آشنا باشد و 2 در دائره سخن خدا و معصوم باشد. توحید و کمال الدین. شیخ مفید. جدال حق و باطل و باطل نهی شده است و محدودیت شیخ صدوق را نمی پذیرد. شیخ مفید از محضر شیخ صدوق و اساتید معتزلی خود و همچنین از تفکر نوبختیان استفاده کرده است. سیدمرتضی با معتزله دیدگاه نزدیک دارد ولی اختلافات جدی دارند از جمله تعریف اسماء و احکام، امامت، مرتکب کبیره، 
ابن جوزی: کان یمیل الی العتزال
وفیات الاعیان: از سران معتزله است
المسایل الساغانیة از شیخ مفید: پاسخ داده: متکلمین شیعی بغداد کلام را معتزله گرفتند جواب می دهد که دیگران هم این اتهام را مطرح کرده اند ولی ما کسی را چنین نمی شناسیم. 
معتزله با استفاده از حمایت حکومت ها نظر خودرا غالب کرد چون با به حکومت رسیدن متوکل در حاشیه رفتند و به شیعه نزدیک شدند. سیدمرتضی منزلة بین المنزلتین را رد می کند الشافی را در نقد المغنی قاضی عبدالجبار می نویسد. رویکرد عقلی در انحصار معتزله نبودند بلکه اهل بیت از قبل از قران این رویکردرا داشتند. 
ذخیره: تعریف علم و بیان احکام. علم وجودش بدیهی و تعریف پذیر است. افعال عقلا بر اساس علم و سکون نفس است به آتش نزدیک نمی شوند و از درنده می گریزند. گذشتگان برای وادار ساختن دیگران به اعتراف آن تلاش کرده اند. علم با اعتقاد موجب سکون نفس می شود. علم اگر با اعتقاد همراه نشد یا ضد اعتقاد است. جهل یعنی نفی علم و اعتقاد. جهل بسیط و مرکب. باور به چیزی با باور به نفی چیزی اعتقاد است و علم است. یقین و حق. یقین علم روشن بعد از شک و تردید که نیاز به تصور و تصدیق دیگر ندارد. حق خبر از ثبوتش یا نفیش صدق و صواب است و مقابلش باطل است 

 

عقل منبع سوم و ویژگی های آن - 7-2

عقل نزد متکلمان متأخر
عبدالرزاق لاهیجی: راه ظاهر با عقل و راه باطن با وحی است. کیفیت سلوک راه ظاهر است. غرض گوهر مراد. حسن و قبح حق مذهب عدلیه است و حسن و قبح بعضی افعال برای عقل ضروری است. العدل حسن و الظلم قبیح بدیهی می داند و نظر فلاسفه را نمی پذیرد که این اسدلال جدلی باشد. سرمایه ایمان ص 61. 
علامه مجلسی: نظر مستقل و یکسان در باره عقل ارائه نمی دهد و بعضی جاها از استفاده عقل در مباحث اعتقادی نهی می کند و ما آتاکم الرسول را جدی بگیرید. رسالة الاعتقادات ص 13. اکتسابی نیست و رسول خدا و ائمه مردم را به کتب و نظرهای فلاسفه احاله ندادند. می توان از عقل در مباحث اعتقادی استفاده کنیم. 6 برهان برای توحید اورده در بحار بعد آیه و روایت اورده است. جمع: بی اعتنایی به عقل از یک طرف و توجه ویژه به وحی و در عین حال استفاده در برخی مسایل اعتقادی. با حدود و شرایط خاص عقل را می پذیرند. عمدتا از عقل برای احتجاج و رد مخالفان استفاده می کند.
علامه طباطبایی و شهید مطهری ره. ظواهر، عقل و تهذیب.
شهید مطهری: قرآن ایمان را بر اساس تفکر و تعقل دانسته. عقلی و نظری. عقلی مستقلا از عقل استفاده می شود و از نقل به عنوان ارشاد عقل و تأیید استفاده می شود. پیشینیان عمدتا از عقل در جدل استفاده کردند ولی مهم این که با عقل برهان درست کنیم بعد از خواجه رنگ برهانی حکمی گرفت. راه عقل دشوارترین است ولی بهترین و کامل ترین و امن ترین راه است.  
از زمان خواجه به بعد می بینید که مباحث کلامی رنگ فلسفی دارد. جایگاه مهم برای عقل در مباحث اعتقادی قایل هستند در مباحث برهانی به کار می گیرند نه جدلی.  

اهمیت و جایگاه عقل در مباحث قرآن و سنت
حجیت عقل را قران و روایات پذیرفته. دو حجت خدا ظاهر و باطن. 
عقل عملی و نظری
اقامه دلیل عقلی. اصل علیت را قرآن خیلی به کار برده است ان الله لا یغیر ما بقوم ... ام خلقوا من غیر شیء ... ظهر الفساد ... روایت کل قایم ما سواه فهو معلول. 
اصل عدم تناقض: در روایات ... حدیثا و قدیما جمع نمی شود. امام رضا در توحید صدوق.
اثبات معارف اعتقادی: لفسدتا. ام خلقوا ... اذا لذهب الی ... افحسبتم انما خلقناکم عبثا ...  امام علی ع: فکر کردند که صانع و خالقی ندارند؟ خطبه اول نهج البلاغه.
دین خدا بسیار دور از دسترس عقل بشری است و مردم نمی توانند مقام امام را بشناسند. این روایات به فرموده علامه طباطبایی نکوهش تمثیل و قیاس منطقی است نه استدلال های قوی.
عقل ویژگی هایی دارد نیروی مدرک، یا سرچشمه
1.    با اصول و معارف متعارف هماهنگ است و مطابقت دارد در واقع بازگشت به فطرت است. عقل استوار و سالم و حکیمانه و قواعد منطقی پیش رود. خواجه: منطق اشارات بوعلی، اساس الاقتباس. علامه: ترتیب مطالب معلوم برای کشف مجهول. مقدمات یقینی ترتیب دهد و مقدمات منطقی همین است. برهان منطقی. مقدمات ظنی  خطابه، مشهورات و مسلمات جدلی، و اسدلالی برهانی درست کند. 
2.    عقل نظری حجت است. با استفاده از قضایای منطقی برهان درست می کند. عقل برهانی حجت اور به قضایای بدیهی و قطعی می رسد. ذاتی است چون یقین ذاتی می آرد وگرنه تناقض پیش می آید. قرآن دعوت به تفکر و تدبر می کند. از مشرکان می خواهد که برهان بیارند و برهان را بپذیرند. برهان معتبر است و عقل می تواند برهان بیارد. تجزیه و تحلیل قضایا. نیاز داریم نقل را به کمک عقل معتبر کنیم. ممکن است اسدلال طرف قابل نقد باشد و خدشه داشته باشد. 
3.    محدودیت عقل. قادر به درک کلیات است در جزئیات به نقل تکیه می کنیم مثل برزخ و قیامت و ... 
4.    عقل راه برای درک حقیقت ذات و صفات خداوند نیست و محدود است. امام علی ع در خطبه 91 نهج البلاغه در عقول متناهی نمی گردد. عظمت خدارا به اندازه عقلت محدود نساز.
5.    عقل مخلوق خداست نه حاکم بر خدا. خدا عقل را به ما بخشیده. نباید شبیه رویکرد معتزله شد. عقل نظری حاکم دانستن حاکم کردن بر خدا است که درست نیست. عقل تشخیص خصوصیات و کشف مجهولات است نه حاکم. 

 

عقل منبع سوم - 6-2 و 7-1

6-2
عقل سومین منبع کلام امامیه
کدام عقل؟ تعریف عقل: موجود ذاتا و فعلا مجرد و مستقل است مثل اول ما خلق الله العقل. بعد سلسله عقول رابطه طولی. اصطلاح دوم عقل قوه تشخیص و یکی از قوا و ویژگی های نفس است. عقل نظری اسماء و صفات و عملی چه زیبا و چه زشت است. مقدمات محموله و آراء دانشمندان. عقل ابزاری و منبعی. عقل منبعی مجموعه علوم عقلی (معقول) و معلومات بدون وحی که با کنار هم گذاشتن آن به خدا می رسیم. ابزاری می توانیم از آن برای فهم معارف وحیانی از آن استفاده کنیم مثل و جاء ربک و الملک صفا صفا. عقل مسایل کلامی را تبیین کند. نگاه افراطی یا تفریطی یا انکاری مثل اخباری گری در مراحلی بوده. در یاقوت راه مقدمات را تنها از راه عقل می داند. حدوث و قدم، مادی و مجرد بودن خدا، عدل، بعثت.
شیخ صدوق با روایت العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان. تهذیب نفس و رویت قلبی را مطرح کرده اند. استدلال ابراهیم خلیل انی بریء مما تشرکون او از سوی خدا ملهم بود و همه اینگونه نیستند از این رو اگر شناخت عقلی کافی بود نمی فرمود: فاعلم انه لا اله الا هو. عقل ما باید تکیه گاه نقلی داشته باشد. 
شیخ مفید: معرفت خدا و انبیا را اکتسابی می داند در غیر این صورت تقلیدی و مذموم است.  العقل و هو سبیل الی حجیت قرآن و دلایل اخبار است. برای وجوب امامت دلایل عقلی کافی است. عقل عملی و حسن و قبح عقلی روشن صحبت نکرده است. در برخی موارد: عقل می تواند به خوب و بد برسد. چون خدا و میانجی گری رسول خدا و اهل بیت ع وضع اخلاقی اموررا معین کرده است. کتاب اندیشه های کلامی شیخ مفید ص 89. الاعتقادات را تصحیح کرده است. 
شیخ صدوق: استدلال با مخالفان با کتاب و سنت امامان یا با میانجی گری اندیشه های ایشان بدون محدودیت برای کسانی که مهارت علمی دارند مجاز است ولی برای غیر آنان حتی ممنوع است.

شیخ مفید دیدگاه نوبختیان را نمی پذیرد که عقل را مستقل بدانیم. در حدود و کیفیت عقل تمایز دارد. عقل متکی بر نقل اتفقت الامامیة ... و انه غیر منفک عن سمع ... ولی سیدمرتضی این را نمی پذیرد. 
 
7-1
عقل منبع کلام امامیه
1.    به کلی منکر استفاده از عقل رویکرد اخباری گری و حدیثگرایی
2.    رویکرد افراطی به استفاده از عقل
3.    تعادل 
عقل را وارد نظری کرد اسحاق بن نوبخت در یاقوت است. برای دوری از دور منطقی باید از عقل استفاده کنیم. مقدمات لازم را از عقل به دست بیاریم. شیخ صدوق هم نگاه تعادلی دارد. معتقد است معرفت خدا و توحید امر فطری است با تهذیب نفس می توانند به رویت قلبی برسند. حضرت ابراهیم ملهم به الهام الهی بود و همه اینگونه برخوردار نیستند. اگر شناخت عقلی کافی بود خدا نمی فرمود: فاعلم انه لا اله الا الله 
شخ مفید: معرفت به خدا و انبیا اکتسابی است و رویگردانی چرخش به سمت تقلید است. برای دستیابی به اصول مشروع سه راه است و یکی از آن عقل است. وجوب امامت و صفات امام دلایل عقلی کافی است. 
شرع ملاک ممنوع یا ممنوع نبودن امور است. 
 شیخ مفید از شیخ صدوق خرده گرفته که از روش اهل حدیث پیروی کرده است و الاعتقادات را تصحیح کرده است. 
سید مرتضی: نظر استادش را نمی پذیرد. معارف اکتسابی است و فطری بودن آن خلاف لطف است و تنها راه رسیدن به 
آن هم استدلال است. شیخ آغاز تکلیف با وحی است سید عقل است. از حدوث شروع می شود. برهان حدوث. راه اثبات ضرورت امامت عقل است. صفات خدا، عدل، لطف، حسن و قبح، بعثت به عقل مستند می کند.
اگر معرفت بدیهی بود تقلید از پدران معنی نداشت و پدران انها هم باید عالم بودند. شیخ طوسی: لیست ضروریة یعنی غیر بدیهی است. تبیان ج 4 ص 186
معرفت الهی تنها با نظر است و بدیهی و شفاف نیست. عقل انسان نیکورا می پذیرد و زشت را نمی پذیرد حق تعالی هیچ کاه مرتکب قبیح نمی شود. وجوب عصمت برای امام. با استدلال عقلی اثبات می کند الاقتصاد: زیرا علت نیاز مردم به امام معصوم نبودن انها است. تسلسل پیش می آید. نقض در علت باطل است. اگر نیاز به امام اثبات شد باید معصوم باشد. 
حسن و قبح شرعی حسن و قبح را منتفی می کند چون عقل می فهمد. 
علامه حلی: جزئیات را از حیطه عقل خارج است و نیازمند نقل هستیم. عقل هو علم بامور کلیة ضروریة. عقل عالمه و عامله. 
مباحث عقل عملی هم استفاده می کنیم با انکار حسن و قبح عقلی اثبات شرایع ممکن نیست. صدور هیچ فعلی از خدا قبیح نباشد سپاردن معجزات به دست دروغگویان کار قبیحی نخواهد بود. کشف المراد و انوار الملکوت شرح الیاقوت

 

منبع دوم کلام امامیه - سنت و سیره رسول خدا و اهل بیت ع (6)

دومین منبع اصلی امامیه در مباحث کلامی سنت و سیره رسول خدا ص و اهل بیت ع است
1. خداشناسی
2. قضا و قدر الهی
3. جبر و اختیاری
4. امامت که دو دیدگاه وجود دارد: 1) از اصول دین است 2) از اصول مذهب شیعه است
5. مهدویت
6. رجعت
نکته دیگر: مناظرات در سیره اهل بیت ع. از قرن دو به بعد فرقه های کلامی مختلف به وجود آمدند و مناظرات علمی شکل گرفت. حضرت علی ع با علمای یهودی در باب عصمت، امام صادق ع با سفیان ثوری، امام رضا ع با علمای یهودی، نصرانی و صابئی. شیخ مفید: متکلمان امامیه از سلف صالح خود روش مناظره را به ارث دارند. امام صادق به مناطپظره تشویق می کردند به هشام و مانند او. آنگونه فهمیدی که دشمنان ملحد مارا ساکت کنی و شبهات را پاسخ بگویی. طبرسی در احتجاجات نمونه هایی را جمع کرده است. جدال احسن در نگاه امام صادق ع نزد حضرت گفته شد که رسول خدا از جدال نهی کردند ولی امام صادق ع فرمود: از جدال غیر احسن نهی کردند و سپس روش جدال احسن را بیان کردند.نمونه آن آخر سوره یس. برخی را به تقیه توصیه می کردند و برخی را تشویق به مناظره می کردند. چون توانایی لازم را داشتند. 
نکته بعدی: دعا و زیارت با الهام از قرآن و سنت رسول خدا مأثور اند اگر اینها جذف شوند چگونه دعا کردن و چه خواستن را نمی دانیم. یک بعد دیگر آن تعلیمی است جایگاه خدا و انسان و راه اربتباط انسان ها با خدا. آموزش مباحث اعتقادی و ادب بندگی. مجموعه های الدعای کلینی الدعا و الزیارات شیخ صدوق و از شیخ طوسی. توحید، صفات خدا، نبوت، امامت. در صحیفه سجادیه. دعای جوشن کبیر خداشناسی است. دعای ابوحمزه ثمالی در شناخت خدا، دعای عرفه امام حسین ع، دعای امام علی. دعای قنوت امام جواد ع، نهج الدعوات، امام شناسی و عصمت ائمه در دعای ندبه صفاتی که وجود دارد زیارت رجبیه امام حسین ع زیارت جامعه کبیره از امام جواد
پس اهل بیت ع خود معلم و پایه گذاری مباحث کلامی و منبع بوده اند
1. عصمت کامل رسول خدا ص و اهل بیت ع
2.  قرآن هم می فرماید: الا من ارتضی من رسول که در احتجاج نقل شده است که یکی از مصادیق آن امام است. علم خدا دو گونه است: مطلق و مخصوص خدا، 2 در اختیار رسولان و امامان هم قرار داده است. .علم غیب رسول خدا ص و امامان اهل بیت ع
3. اهل بیت ع خود به قرآن تکیه داشتند و رسول خدا ص . حجیت سنت رسول خدا به قران است و حجیت سنت اهل بیت ع به سنت رسول خدا است. بر اساس قرآن رسول خدا واجب الاطاعت است و رسول خدا هم دست امت را در دست اهل بیتش گذاشت. معیار سخنان اهل بیت قران است وگرنه نپذیرید. 
امام صادق ع به شخصی فرمود این جواب برایت از رسول خدا ص گفتم. امام رضا ع اگر ما بر اساس هوای نفس خود پاسخ می گفتیم هلاک می شدیم ولی اینها آموزه های رسول خداست. امام باقر از امام علی ع نقل کرده است که رسول خدا ص به حضرت فرمود هر آنچه می گویم بنویس حضرت علی گفت از فراموشی من می ترسی؟ گفت نه از خدا خواستم که فراموش نکنی ولی برا جانشینان بعد از خودت بنویس که بعدا می آیند. آیت الله جوادی: دلیل تبعیت سنت امامان حدیث ثقلین و سنت رسول خدا ص دستور خداوند است. قطعی بودن سند سنت هم مهم است. فضل بن شاذان به احادیث محمد بن سنان اعتماد نداشت. ضبط دقیق و توجه به اصالت روایت

 

منبع شناسی کلام امامیه (5-2)

منبع شناسی کلام امامیه
1.    قرآن
2.    سنت نبوی و ائمه ع
3.    عقل
قرآن کریم
ویژگی های کلامی و موضوعات
نور، تبیان، مبین، کتاب، هر موضوعی که برای رسیدن به سعادت باشد بیان کرده است. اوایل المقالات ص 12، الافصاح ص 3، ذخیره ص 44، 144، 509، 
منبع مهم، عمده و الهام 
ایزوتسو: خدا و انسان و رابطه این دو با هم
اسم الله علم و خاص برای الله در میان مسلمانان قابل ترجمه نیست مستجمع جمیع صفات
ملا صدرا: بیش از 120 اسم برای خدا در قران آمده است که شرح الله است.
خداشناسی در قرآن
امکان، ضرورت، اثبات توحید، قلمرو، 
ایمان به خدا، منشأ سعادت، ارزشگذاری اعمال انسان، اختیاری، ایمان و معرفت با هم هستند، ایمان با عمل لازم و ملزوم اند، درجات و مراتب ایمان، کاهش و افزایش ایمان، 
معاد. اصل مرگ، برزخ مرحله بین دنیا و آخرت، جاودانگی، دلایل معاد، مواقف حشر، منازل، مراحل، میزان، صراط، رسیدگی به اعمال، بهشت و جهنم، 
امامت. ابعاد، سوره مائده، فما بلغت رسالته، الیوم اکملت لکم، اصل، ویژگی، جایگاه، مهدویت و موعود، 56 قصص، 55 نور، انبیا 5، 
شیوه بحث های کلامی. صحبت با دیگران. ادع الی سبیل ربک ... حکمت، موعظه حسنه و جدل احسن. علامه طباطبایی روش های سه گانه حکیمانه، خیرخواهانه و ناصحانه و جدلی. امام رضا ع یکی از عیب های حضرت عیسی این بود که اصلا عبادت نمی کرد. گفتند اتفاقا خیلی عبادت می کرد. پس خدا نیست.
دریافت حق بر اساس حکمت و اندیشه، 
برهان و خطابه و جدل
حکمت در همه حال نیکو است خطابه نیکو و غیر نیکو دارد و جدل احسن و حسن و سیئ داریم.
اهل کتاب: فقط ما وارد بهشت می شویم. برهان بیارید. دلیل ندارید شرط ورود به بهشت ایمان و عمل صالح و نیکوکاری است که محدود به شما نیست. بقره 111 و 112 اگر خیلی مشتاق خدا و طالب بهشت هستید اماده و طالب مرگ و وصال و لقاء الله و نعمت های جاودانی باشید. هرگز چنین نخواهند کرد. بقره 94-95
تبعیض در ایمان. انکار رسالت پیامبران انکار ربوبیت خدا و کفر است و مستلزم خدا و رسولان است و مستقل دانستن انهاست که این هم کفر است.
مناظرات رسول خدا با دیگران الهام بخش مباحث و روش کلامی است.  یسئلونک عن الروح
ویژگی های قرآن
تحریف نشده و معصوم است 
وحی ادراک حضوری و خطاناپذیر است
حق و حقیقت است
حجت است
واقع نمایی زبان قرآن. سمبلیک و رمان و تخیلات نیست. استدلال برای اثبات آموزه هایش. ایمان به قیامت شواهد می آرد. ان کنتم فی ریب من البعث ... لیس لوقعتها کاذبة، واژه حق بیش از 200 بار به کار رفته است. صادق ترین گوینده، 
هدایتگر مردم هدی
لا ریب فیه
حضرت علی ع: علیکم بالقرآن فانه حبل المتین و ... 
شهید مطهری رمزی بودن قرآن را تخطئه می کند در باره انسان حقیقی و نیازهای آن بحث می کند و اخلاقیات و اجتماعیات
مراتب معارف قران: طبقه بندی، درجات متعدد، بطون، ظاهر و باطن، بعضی به ظواهر قران چسپیدند در شیعه اخباری گری مستند می دانند به روایات به عقول ارزشی قایل نیستند و در سنی اهل حدیث ظاهرگرای خشک مقدس 
شیخ مفید و سید مرتضی واکنش شدیدی به نگاه اخباری گری نشان می دهند. درک متعارف از قرآن وجود دارد البته متشابه و باطن هم دارد و ظاهر آن حجت است. کسانی که زبان عربی بلدند باید ظاهر قران را بفهمند و جایی که با اصول دین اسلام سازگاری نیست تأویل شود.  خاطب عام و خاص وجود دارد. حقیقت عرش و کرسی و جزئیات آخرت
ما فی القرآن آیة الا و لها ظهر و بطن و ...
خدا، ملک الموت و ملائکه یتوفی الانفس
هماهنگی دورنی آیات قرآن
علامه: در عین جدا به هم وابسته اند بنابر این باید جامع دید. تفسیر آیات. 
توجه به عقل در فهم آیات در آیات قرآن. و لا یعقلها الا العالمون. و ما یذکر الا اولوا الالباب 
همراهی قرآن با عترت. حدیث ثقلین رابطه عمیق.  
باطنی گری مثل اسماعیلیه  
منبع و منشأ مهمترین موضوعات کلامی اسلامی قران کریم است.  

 

استقلال کلام امامیه (5)

آیا کلام امامیه مستقل است یا متأثر از معتزله یا دیگران است؟
1.    شهید مطهری: تفکر عقلی معتزلی جدلی است در حالی که تفکر عقلی امامیه برهانی است که از ائمه به خصوص امیر المومنین ع گرفته است. 
آیت الله جوادی آملی در رحیق مختوم ص 241
2. گرایش امامیه متقدم بر معتزله است
تعریف و تشویق عقل در کلام ائمه ع
توحید و زوایای گوناگون در نهج البلاغه، توحید شیخ صدوق،
جبر و اختیار
معاد
خیر و شر
بعثت و نبوت
امامت
صحیفه سجادیه
3. تفاوت آراء کلامی بین امامیه و معتزله
1.    از نظر معتزله عمل در مفهوم ایمان دخیل است تارک عمل فاسق و خارج از ایمان است 
2.    امامیه متفقند که ایمان غیر از اسلام است
3.    معتزله قائل به تفویض اند
4.    انبیاء از برخی گناهان صغیره معصوم نیستند اکثر معتزله
5.    امامیه امر به معروف و نهی از منکر را شرعی می داند ولی معتزله عقلی می داند
6.    معتزله قائل به احباط هستند
7.    امامیه امام در هر زمانی واجب است
8.    امامت در بنی هاشم
9.    نص بر جانشینی امیر المومنین
10.    12 امام
11.    عصمت امام
12.    عقل در ادراک و نتایج نیازمند به نقل است
13.    وعده خلود در جهنم شامل گناهکاران و کافران است معتزله و امام رضا ع آن را رد کرد که قران می گوید لذو مغفرة علی ظلمهم ...
4. معارضه و مناظرات و ردیه های فراوان ائمه و متکلمان شیعه با متکلمان معتزله
شیخ مفید و سیدمرتضی از تفکر معتزله تأثیر پذیرفته اند. 
کلام امامیه مستقل است و از اندیشه های دیگران هم استفاده می کند.

 

مراحل کلام امامیه (4)

مراحل کلام امامیه
1.    دوره حضور ائمه از امام علی تا امام حسن عسکری علیهم السلام و آغاز غیبت کبری. آموزش و تعلیم شیعیان و عالمان دوران از شاگردان ائمه، مناظره و مجادله و پرسش و پاسخ. اولین شخصیت امام علی در موضوعات کلامی بحث های عمیقی کرده اند. حقیقت طلبی، ضعف فکری، تعصبات قومی، کج اندیشی و ... باعث تبیین و دفاع از مسایل اعتقادی می شد. در زمان امام حسن و امام حسین افول می کند امام سجاد با دعا بیشتر مطرح می شود دعای 1، 5، 36، 42. امام باقر و صادق به اوج می رسد شکوفا می شود توسعه می یاد. مباحث مهم توحیدی، امامت. پاسخ به شبهات دیگران. به توحید جابر بن زیاد، خلقت امام پرسش محمد بن مسلم از امام باقر. امام کاظم در برابر تحریف، تفسیر متشابه، امام رضا ع تشبیه جبر روئت خدا امر بین الامرین مباحث عقلانی امامت. درخشان است. ادامه دارد. تربیت شاگردان و ترویج مکتب مثل ...  کتب: عیسی بن روضه، هشام بن حکم الرد علی المعتزله و ... شبیه مقاله یا جزوه. فضل بن شاذان رد بر افکار انحرافی دارد. الفهرست و رجال کشی و الامام الصادق و المذاهب الاربعه. در میان مردم به دلیل حضور ائمه رویکر عقلی زیاد مطرح نیست در حالیکه حنابله و معتزله عقلگرایی و نقلگرایی افراطی وجود دارد. در شیعه اعتدال بود منبع و مرجع اعلی کشف اقع از جانب امام بود که از تعلیمات وحی می گرفتند. برخی متکلمان شیعه در این دوره هم به مسایل عقلی اهمیت بیشتر می دادند که کم کم باعث اختلافات نظری بین حدیثگرایان و عقلگرایان شیعی شد. 
2.    رویارویی عقلگرایی و نقلگرایی از قرن 4 تا 7. دو دیدگاه مختلف در شیعه شکل می گیرد. که فراز و فرود داشته است. شیخ صدوق، نوبخت، شیخ مفید، سیدمرتضی، کراجکی، شیخ طوسی، صاحب احتجاج و ... . خاندان نوبختی عقلگرایی و محدثان قمی رویارویی دارند. کتاب الیاقوت 350 ق که مباحث فلسفی فراوان دارد. خواص قدیم و حادث قبل از بیان توحید بعدها در کتب شیخ طوسی است. محدثان نصگرا هستند حجت: در دوران امام چه می کردید؟ به گفته امام عمل می کردیم نه به عقل. امروز هم همان است. استدلال های عقلی و کلامی را محکوم می کردند. شیخ صدوق کلام مصطلح ندارد مجموعه احادیث اعتقادی را مطرح کرده است. عقل را کاملا ناتوان نمی بیند بیان استدلال های عقلانی ائمه اختصاص داده البته محدویت قایل است. معرفت دینی بیشتر فطری است و با تهذیب نفس به معرفت قلبی برسد. شیخ مفید سعی کرد ... اولین معلم اول کلامی شیعه است. عقل و نقل را احیا کرد. شناخت اصول دینی عقلی است و اکتسابی. با عقل خود می تواند به معرفت خدا برسد حتی بدون آشنایی با استدلال های کلامی و فنون جدل و ... با نص گرایی افراطی ستیز می کند و نقد شیخ صدوق در تصحیح الاعتقاد عقل را در شناخت دین مستقل نمی داند بلکه نیازمند وحی می داند. سید مرتضی بعدا استدلال عقلی اگر وابسته شد می شود نقل و معنا ندارد. بیشتر رویکرد عقلانی دارد. راه شناخت خدا منحصرا در عقل است. البته امام معصوم هم اسدلال عقلانی مطرح می کند. خدا هست و نبوت حق است چرا چون در قرآن و سنت آمده است این نقلی است. باید معرفت دینی اکستابی باشد نه فطری. فطری بودن برخلاف لطف خداست کسی که با تلاش و طرح خانه بسازد قدر آن را بهتر می داند و پایدارتر می ماند و از آن دفاع می کند. بر اساس قاعده لطف معرفت نباید فطری باشد. ابوصلاح حلبی در تقریب المعارف و شیخ طوسی تعدیل عقل و نقل پیش آمد تا قرن 7 و بستررا برای فلسفی کردن کلام شیعه فراهم کرد. 
3.      فلسفی شدن کلام امامیه از 7 تا 11. آغاز عقلگرایی 4 بعد ورود منطق ارسطویی قرن 5-6 بعد فلسفی. خواجه نصیر البته انتقاداتی هم به فلسفه وارد کرد. کلام فلسفه نشد و فلسفه هم کلام نشد. برهان فلسفه کلام نص + جدل. بعد کلام اصول دین را بر اساس برهان بنا کنند. الهیات اعم و اخص. جوهر عرض ماده اعم و خدای متعال اخص. متأر از سینا و فخر رازی است. فلسفه اسلامی از وحی برامده است مخصوصا کلام امام علی هرچند اصطلاحات بعدا شکل گرفتند. مبتنی بر عقلانیت و براهین است. تجرید الاعتقاد نظم را تغیر داد و به کتاب های فلسفی نزدیک کرد. کشف المراد از الهیات اعم شورع به اخص ختم می شود. جامع و مختصر است. کلام پایه علوم اسلامی است. کلام جنبه دفاعی و معرفت زایی دارد. لاهیجی در گوهر مراد. شرح مواقف به شدت متأثر از تجرید الاعتقاد خواجه است. خواجه و علامه حلی در فلسفه ذوب شد. فیلسوفان شیعی مباحث کلامی را به صورت فلسفی مطرح کردند. عبدالرزاق لاهیجی شاگرد ملا صدار صاحب شوارق الالهام در قرن 10-11 شخصیت برجسته کلامی شیعه است. تحلیل مسایل کلامی با متد فلسفی به خوبی قابل مشاهده است. اصول امامیه که از ائمه گرفته شده است خیلی از آن نزد فلاسفه موجود است. کلام تبیین و دفاع و رد شبهات بود به این نتیجه رسیدند که فلسفه بهتر این کاررا می کند. کلام عقلی-نقلی. سیدبن طاووس هم عصر خواجه است که با روش خواجه عمل نکرده اند و احیای نهضت دعا و زیارت و توجه به راه معرفتی اهل بیت ع. باور داشتند که راه کلامی راه طولانی و خطرناکی است و معلوم نیست بتوان به سلامت به مقصد رسید و خارج شوند. جوهر و عرض و جسم حرام نیست ولی راه معرفت را نمی کشاید و همه نمی توانند بروند و به شدت انتقاد می کردند. اختلاف متکلمان را شاهد ایرادات می گرفتند. تأثیر بر شخصیت های بعد از خودش گذاشت مثل شهید ثانی که می گوید: جزم و اعتقاد به ایمان از هر راهی باشد. یقین از هر راهی باشد نمی گوییم باید عقلی و فلسفی باشد.  
4.    دوران رکود و خاموشی از 11 تا 50-60 سال اخیر. منزوی شدن مباحث عقلی. محلسی لجنه علمی و جمع کتاب و اوباب موضوعات روایی بحار الانوار  گردآوری و در 25 کتاب تنظیم کرد 630 منبع و از 3 به بعد 20 جلد عقیده امامیه بر وفق اهل حدیث و نصگرایان و دوری از فلسفی کلامی است. مرآة العقول احادیث اعتقادی کلینی را تحلیل کرده است. 
5.    معاصر. بسط و گسترش کلام امامیه. علامه طباطبایی و شهید مطهری تا شخصیت های امروز. تغییرات مسیحیت و فضای جهانی و شرایط اجتماعی و سیاسی و فکری. فضای فکری لایکی و الحادی غربی و غرب زدگان و ترتیب شدگان غربی سوالات و اشکلات جدید و زیاد از اساس دین تا درون دینی رابطه دین با اخلاق و مسایل زنان و حدود. اصولی و نظام مند مقابله می کند شخصیت ذو ابعاد علامه طباطبایی است کلام جدید اسلامی را بنا می نهد. باید قدرت استدلال عقلی و فلسفی داشته باشیم ولی جای مسایل عقلانی در حوزه کم است و فلسفه تدریس کرد. زمان قانع کردن با آیه و روایت گذشته. کتاب و سنت برای شناخت رسالت رسول و جانشینان او است ولی عقلی برای اصول دین و دفاع و رد شبهات است. تفسیر و فلسفه. روش فلسفه و روش رئالیسم بعد شهید مطهری شرح می دهد حاشیه می زند در مقابل نیروهای ملی مذهبی و مارکسیستی. مباحثات ایشان با هانری کربن. با مسایل و مشکلات کلام اسلامی آشنا بود متد امامان را که تعادل عقل و نقل بود احیا کند. به پیروی از شیخ مفید باید از هر دو استفاده کنیم. بحاررا تعلیقه می زند شبیه شیخ مفید بر شیخ صدوق. 6 جلد ادامه می یابد بعد تعلیق می شود. مثل بداء و ... بعد از ایشان استاد شهید مطهری ره اثرگذار است. به صورت گسترده و عمیق باید حکمت صدرایی را وارد کلام کنیم. سه وظیفه مهم: بیان اصول، اسدلال و دفاع. کلام صد در صد اسلامی است. ولی به شدت از فلسفه متأثر بوده است روا است. عقل و وحی. توجه ویژه به شبهات جدید تبیین و مبارزه طلبی ما در اسلام هیچ گاه باب انتقاد و مناظره بسته نمی دانیم. دفاع و بیان تأییدات. فطرت و وحی و مهدویت امامت رسالت و رسول اکرم از شبهات کلام جدید است که باید پرداخته شود. رابطه علم و دین پلورالیسم حقوق زن و ... مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی توجه و رویکرد جدید. مسئله محور است. منشأ دین. ترس و جهل روانی و ... شخصیت های امروزی کلام هم داریم.
آیا کلام امامیه مستقل است یا متأثر از معتزله یا دیگران است؟ در جلسات بعد توضیح خواهیم داد. ان شاء الله
جلسه چهارم 

متکلمان شیعه (سید مرتضی)

  متکلمان شیعه (سید مرتضی) نویسنده: علیرضا اسعدی(*)★(*)★(*)★( )★( )★دسته بندی: فلسفهناشر: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامیتهیه کننده: پژوهشکده فلسفه و کلامزبان: فارسیبرچسب: اسلام ، متکلمان ، سید مرتضی ، کنیه و القاب ، رسالت شیعه ، معاد شناسی ، معرفت شناسی ، امامت عامه و خاصه ، دانلود کتاب متکلمان شیعه (سید مرتضی) ، دانلود فایل پی دی اف متکلمان شیعه (سید مرتضی)
هدیه به دوستانمعرفی به دوستانافزودن به علاقه مندی ها
معرفی
مشخصات

 

این اثر، پس از اشاره به احوال و ابعاد شخصیت سید مرتضی - متکلم شیعی قرن چهارم - و تشریح اوضاع سیاسی - اجتماعی زمانه وی، آرا و اندیشه های کلامی وی را بررسی کرده است. پژوهشکده فلسه و کلام اسلامی در راستای تدوین جامع کلام شیعه و نظر به اهمیت آشنایی با سیر تطور آرای کلامی، کلان طرح ((متکلمان شیعه)) را در دست اجرا دارد.معرفی متکلمان برجسته شیعه امامیه، بازشناسی اندیشه های کلامی آنها، روشن شدن نسبت های مطرح شده در مورد متکلمان، تبیین تأثیرات متقابل آنان بر یکدیگر و نشان دادن نقاط قوت کلام شیعه، از مهم ترین اهداف این طرح کلان به شمار می رود.
بخش های اصلی این کتاب عبارتند از:
فصل اول : نگاهی گذرا به زندگی و ابعاد شخصیت سید مرتضی
فصل دوم :سید مرتضی و علم کلام
فصل سوم : معرفت شناسی
فصل چهارم : وجودشناسی و جهان شناسی
فصل پنجم : خداشناسی
فصل ششم : انسان‌شناسی
فصل هفتم : نبوت
فصل هشتم : امامت
فصل نهم : وعد و وعید یا معادشناسی

ویژگی های کلام امامیه (3)

ویژگی های کلام امامیه
1.    عقلگرایی
2.    آزاد اندیشی
3.    تمسک به آیات و روایات
4.    واقعگرایی و معناداری
5.    به کارگیری استنباط و اجتهاد (فضایل و رذایل –اخلاق، بایدها و نبایدها –فقه، اندیشه ها –کلام)
6.    مبارزه با کج اندیشی ها و تحریف و انحراف ها (تجسیم، تعطیل، صوفیه، غلات، انگیزه نوشتن کتاب توحید صدوق، و ...  
جلسه سوم (قسمت اول و دوم)

کلام امامیه چیست؟ (2)

 آیا کلام امامیه کلام خاص است یا صرفا یک اسم و در اصل همان کلام اسلامی است با بحث امامت به صورت خاص؟
در این زمینه سه احتمال وجود دارد:
کلامی برخواسته از آموزه های قرآن و سنت و سیره رسول خدا ص و دوازده امام ع است و تلاش بشری در آن دخیل نبوده است و هر آنچه ما به عنوان پیروان اهل بیت ع نیاز داشته ایم در قرآن و سنت و سیره رسول خدا ص و ائمه ع وجود دارد و مجموع آنها کلام امامیه را شکل داداه است. اهل بیت آموزه های قرآن و سنت را تنظیم، تبویب و تفسیر کرده و از آن دفاع نموده و در اختیار پیروانشان قرار داده اند. پس کلام امامیه قرآن، سنت و اهل بیت ع است.
از آغاز شکلگیری و مراحل تکامل تحت تأثیر فرهنگ بیرونی بوده است یعنی بیرون از حوزه تشیع و حتی اسلام موضوعاتی وارد شده و شیعیان در اثر آشنایی و ارتباط با مسیحیان و یهودیان و تعامل با فلسفه یونانی و فرهنگ های دیگر مجموعه آن را گردآوری، تنظیم و تبویب و ادعا کرده اند که این کلام ما هست و شخصیت های هوشمندی مثل خواجه نصیرالدین طوسی آن را به اوج خود رسانده اند و از خود چیزی ندارند. این نظر ناصواب و مغرضانه و جاهلانه مستشرقان و برخی از مکاتب غیر شیعی است. 
کلام امامیه کلامی است که اصول خودرا در زمینه های اندیشه، باور، قلمرو، روش و منابع از قرآن، سنت و سیره رسول خدا ص و اهل بیت اطهارش ع گرفته است و سپس با مرور زمان اندیشمندان شیعی با تلاش خود در اثر تعامل با ادیان، فرق و فرهنگ های دیگر آن را تنظیم و دسته بندی کرده اند و از آنها مخصوصا از جریان های فلسفی تأثیر پذیرفته اند.
 به نظر می رسد احتمال سوم جامع باشد چون کلام امامیه صرفا قرآن، سنت و سیره رسول خدا و اهل بیت نیست و دخالت بشری در آن رخ داده است و صرفا از بیرون هم وارد نشده است بلکه در اثر تعامل با فرهنگ های دیگر برای تکامل خود استفاده کرده است.  
جلسه دوم (قسمت اول)

 

کلام شیعه؛ ماهیت، مختصات و منابع

کلام شیعه؛ ماهیت، مختصات و منابع

ناشر : سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

نویسنده : محمدرضا کاشفی

سال نشر : 1387

تعداد صفحات : 404

معرفی کتاب

امروزه بررسی تاریخی مسائل علمی در علوم مختلف از اهمیت ویژه ای برخوردار است. گذشته از این، بررسی تاریخ تطور کلام شیعه اهتمام بالای متفکران شیعی در دوره های مختلف در تبیین عقاید دینی و دفاع از آن ها را نشان می دهد و سهم ویژه هریک از آنان را در تکمیل و ترفیع این بنای عظیم آشکار می سازد.

بر این اساس بررسی سیر تاریخی مسائل کلام شیعی علاوه بر ضرورت آن، بیانگر نقش مؤثر علم کلام و ایفای وظیفه متکلمان بوده و از طرف دیگر بی توجهی به این مسأله و غفلت از نگاه تاریخی به مباحث کلام گاه موجب خدشه در برخی از مسائل اعتقادی می شود که مهم ترین آن مباحث مربوط به امامت است.

این ضرورت موجب شده است تا شخصیت های علمی، محققان و پژوهشگران عرصه مباحث کلامی و همچنین برخی از مراکز تحقیقاتی و پژوهشی در صدد پروژه هایی در این راستا باشند.

کتاب کلام شیعه نیز در همین راستا توسط مرحوم آیت ا... محمدرضا کاشفی در 5 فصل نگاشته شده است که به شرح ذیل است:

فصل اول: کلام شناسی

فصل دوم: شیعه شناسی

فصل سوم: کلام شیعه

فصل چهارم: کلام شیعه تأثیرگذار یا تأثیرپذیر

فصل پنجم: منبع شناسی کلام شیعه

 

منابع

کلام شیعه، محمدرضا کاشفی، نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه

متکلمان شیعه: سید مرتضی، علیرضا اسعدی، نشر پژوهش.اه علوم و فرهنگ اسلامی

مهمترین مباحث کلامی دوره اول

مهمترین مباحث کلامی این دوره امامت و به تبع آن مسئله تحکیم، حمیت، حکم مرتکب گناه کبیره که آیا مسلمانی که مرتکب گناه کبیره شود همچنان مومن است یا فاسق است، و یا اینکه منافق و یا کافر است. یا چنان که معتزله مدعی بودند دارای منزلتی بین المنزلتین است، مسئله ارجاء که حکم مرتکب کبیره را معلق و منوط به حکم اخروی حق تعالی می دانست و مرجئه با طرح و طرفداری از این مسئله به عرصه آمدند، مسئله قضا و قدر و به تبع آن مسئله جبر و اختیار که شاید پیچیده ترین و حساس ترین مباحث کلامی در میان همه مکاتب و مذاهب کلامی است و فلاسفه قدیم و جدید شرق و غرب هم قرن هاست که به آن پرداخته اند، مسئله صفات الهی اینکه بشر می تواند آنها را بشناسد چنان که امامیه می گویند- یا اینکه از شناخت آنها عاجز، نسخ و بداء، عصمت انبیا و حدوث یا قدم قرآن مجید

متکلمان معروف امامیه (فهرست)

1. شيخ صدوق (306ـ381 ه‍ )
2.شيخ مفيد (336ـ413 ه‍ )
3. سيد مرتضي (355 ـ 436ه‍ )
4. شيخ طوسي (385ـ460ه‍ (
5. ابن شهر آشوب مازندراني (488ـ588 ه‍ )
.6 ابو منصور طبرسي (متوفي حدود 640 ه‍)
7. سيد بن طاووس حسني (589ـ664ه‍‍)
8. ابن ميثم بحراني (601ـ689 ه‍ (
9. خواجه نصير الدين طوسي (672 ه‍ )
10. علامه حلی حسن بن مطهر (648-726ه)

متکلمان معروف امامیه -2

5. ابو منصور طبرسی (متوفی حدود 640 ق.)
«الاحتجاج» (احتجاجات نبی اكرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیه السلام و اصحاب و یاران آنان).
6 . ابن شهر آشوب محمد بن علی بن شهر آشوب السروی (488ـ588 ق. مازندران-حلب)
«مناقب آل أبی طالب علیه السلام» 
شاگرد شیخ طبرسی صاحب كتاب «الاحتجاج» 
7. سید بن طاووس حسنی (589ـ664ق. حله-بغداد)
«كشف المحجه لثمرة الحجه»،
«إقبال الاعمال»، «الیقین»، 
«المجتنی من دعاء المجتبی»، 
«الطرائف» 
8. ابن میثم بحرانی كمال الدین‏  میثم‏  بن على بن میثم (601ـ689 ق. حله)
«قواعد المرام فی علم الكلام»
«النجاة فی القیامة» 
9. خواجه نصیر الدین طوسی محمد بن حسن (672 ق کاظمین)
«تجرید الاعتقاد» (در بیان اصول پنج گانه اعتقادی شیعه)
10. شهید اول
11. علامه حلّی 
«شرح تجرید» 
«كشف الیقین» 
«نهج الحق» 
«كشف الصدق» 
«منهاج الكرامة»
12. فخر  المحققین 
13. ابن فهد حلّی
14. فاضل مقداد 
15. مقدس اردبیلی
16. ظهیر الدین همدانی
17. سلطان العلماء 

 

متکلمان معروف امامیه -1

1.    شیخ صدوق محمد بن علی بابویه قمی (306ـ381 ه‍ -ری)
ایشان به شهرهای ری، بغداد، نیشابور، مرورود، سمرقند، فرغانه، بلخ، ایلاق و… مسافرت کرد و از اساتید و مشایخ علم و دانش، بهره‌های علمی فراوانی برد و احادیثی را که در نزد حدیث دانان موثق بود، جمع آوری نمود.
«التوحید» (توحید الهی و صفات و افعال باری تعالی)، 
«الاعتقادات فی دین الامامیه» (عقاید شیعه)
«کمال الدین و تمام النعمه» (موضوع غیبت امام زمان عج)
«من لا یحضره الفقیه» (فقه روایی-فتوایی شیعه)
2. شیخ مفید محمد بن نعمان معروف به ابن معلم (336ـ413 ق -بغداد)
«اوائل المقالات»
«الاعتقادات»
«تصحیح اعتقادات الامامیه»
تلاش های شیخ مفید:
الف) دفاع از مکتب اهل بیت علیه السلام
ب) توجه به نیازهای زمان و پاسخگویی به ان
ج) تأثیر گذاری بر دانشمندان به خاطر غنای و استواری اندیشه های ایشان.
د) جامعیت
ه) تمرکز در مباحث فکری کلامی
نقش شیخ مفید
الف) تثبیت هویت مستقل مکتب اهل بیت:. این به خاطر آن بود که پس از آغاز دوره غیبت کبری و انقطاع کامل شیعیان از امام غائب، کلیت مکتب را به خاطر وجود برخی انحرافات عمدی و غیر عمدی دچار مشکل کرده بود.
ب) ایجاد شیوه جمع منطقی میان عقل و نقل. این روش راهکاری بود برای جمع میان عقل گرایی معتزله و پیروان آنان از شیعه (مانند بنی نوبخت) و نص گرایی شیخ صدوق.
3. سید مرتضی علی بن الحسین علم الهدی از نوادگان حضرت علی ع  (355 ـ 436ق. بغداد)
«شافی»،
«امالی مرتضی»،
«ابطال القیاس»،
«الانتصار فی الفقه»،
«انقاذ البشر»،
«تکملة الغرر و الدرر»،
«تنزیه الانبیاء»، 

الذخیره
شاگردان ایشان «شیخ طوسی» و «سلاّر دیلمی» و «ابو صلاح حلبی» و «کراجکی» و…
4. شیخ طوسی محمد بن حسن شیخ الطائفه (385ـ460ق.‍ طوس-بغداد)
«الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد» 
موسس حوزه علمیه نجف اشرف

 

دوره‌های تاریخى علم کلام امامیه‏

 الف: از جهت تحول ساختارى‏
1. مرحله تکوین: عصر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله‏؛
2. مرحله گسترش: بعد از رحلت رسول خدا‏ ص تا اوایل قرن دوم هجرى؛
3. مرحله تدوین موضوعى: قرن دوم و سوم هجرى؛
 اولین بار على بن اسماعیل بن میثم تمار (179ق) کتاب الامامة و الاستحقاق را نوشت (ابن ندیم، الفهرست: ص217) بعد از او نیز دیگران رساله‏ های خیلى کوتاه و مختصر در موضوعات کلامى خصوصاً درباره توحید و عدل نوشتند (سبحانی، 1424 ق: ج1، ص 180-182) مثل رساله امام رضا ع و عبدالعظیم حسنى ع که تعداد کمی باقی مانده اند. (سبحانی، 1413: ص 15-19). این مرحله در قرن سوم گسترش یافت و در قرن چهارم به اوج خود رسید.
4. مرحله تبیین و تنظیم موضوعى؛ قرن سوم و چهارم
در این مرحله متکلمان امامى با توجه به ظهور و بروز تفکرهاى رقیب مثل معتزله، اهل حدیث و... و همچنین غیبت امام‏، مسائل کلامى را براساس مکتب اهل بیت‏ ع تبیین کرده و آن‌ها را در موضوع‏هاى خاصى تنظیم  و شبهات را نیز پاسخ گفتند. در همین جهت ابوسهل اسماعیل نوبختى (311 ق) کتابى تحت عنوان التنبیه در امامت نوشت، ابن قبه الانصاف را در همین موضوع تالیف کرد. شیخ صدوق (381 ق) التوحید در صفات و نفی تشبیه، و کمال الدین و تمام النعمه را در موضوع غیبت تدوین کرد و ... .
5. مرحله ساختارمندى؛ قرن پنجم و ششم‏
شیخ مفید (413 ق) - چنانکه بحث مفصل آن خواهد آمد - کلام امامى را ساختارمند کرد، سید مرتضى (436 ق) و شیخ طوسى (460) و دیگران آن را به کمال رساندند.
6. مرحله تحول و تکامل؛ قرن هفتم‏
خواجه نصیرالدین طوسى با چینش و تنظیمى جامع و روشی نو و ابتکارى کلام را به اوج تحول و تکامل رساند (ربانی گلپایگانی، 1382: ص8).
7. مرحله شرح و تلخیص؛ قرن هشتم تا چهاردهم‏
بیشتر آثار کلامى، شرح و یا تلخیص آثار گذشته و خصوصاً اثر ماندگار خواجه نصیرالدین یعنى تجرید الاعتقاد بود که شوارق الالهام محقق عبدالرزاق لاهیجى (1072 ق) از نمونه ‏هاى عالى آن است .
8. مرحله اصلاح‏گرى و پویایى؛ نیمه دوم قرن چهاردهم و...
این مرحله بعد از دوره طولانى فترت که بر اثر عوامل سیاسى، اجتماعى، فکرى پیش آمد و در قرن سیزده و چهارده قمرى توسط سید جمال الدین آغاز و بدست شیخ محمد عبده، علامه طباطبایى، شهید مطهرى، شهید صدر و دیگران به سیر تکامل خود ادامه داده و اکنون با قوت تمام ادامه مى‏یابد.
ب: مراحل از جهت رویکرد‏
1.     کلام عقلى و نقلى؛ عصر حضور امامان ع؛ کلام شیعه در نخستین مرحله صبغه عقلى و نقلى دارد یعنى هم به تحلیل‏ ها و تأمل‏ هاى عقلى ارج مى ‏نهد و هم به وحى استناد می کند.
اوج این روی‌کرد در زمان حضور امام امیرمؤمنان، امام صادق‏ و امام رضا ع تحقق یافته است.
2.     کلام نقلى؛ دوره دوم حضور تا کمى بعد از غیبت صغرى (329 ق) تا شیخ صدوق (381ق).
مراد از دوره دوم حضور عصر امامت امام رضا - خصوصاً در مدینه - و امامان بعد از ایشان است.
3. کلام عقلى؛ در قرن پنجم تا ششم؛ شیخ مفید، سید مرتضى، شیخ طوسى و...
4. کلام فلسفى؛ قرن هفتم، خواجه نصیرالدین طوسى.( 672)
5. کلام با غلبه اخبارى‏گرى؛ زمان علامه مجلسى (1111 ق)، محمد محسن فیض کاشانى (1092 ق)...
6. کلام با رویکردى ترکیبى از عقل، نقل و فلسفه؛ دوره معاصر: قرن چهارده تا کنون.
بنیانگذار این روى‏کرد صدرالمتالهین شیرازى ملا صدار (1050 ق) است. او افزون بر آن سه، مبانى و مفاهیم عرفانى را نیز به خدمت گرفته و دین را با عقل و اشراق همساز مى‏کند (نصر، 1371: ص 42).

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین

یا من اسمه دواء و ذکره شفاء

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

با درس کلام امامیه در خدمت شما هستیم. در جلسه اول مسایل کلی و مقدماتی علم کلام بیان شد و در این جلسه می خواهیم بدانیم که کلام امامیه چیست؟

 آیا کلام امامیه کلام خاص است یا صرفا یک اسم و در اصل همان کلام اسلامی است با بحث امامت به صورت خاص؟

در این زمینه سه احتمال وجود دارد:

  1. کلامی برخواسته از آموزه های قرآن و سنت و سیره رسول خدا ص و دوازده امام ع است و تلاش بشری در آن دخیل نبوده است و هر آنچه ما به عنوان پیروان اهل بیت ع نیاز داشته ایم در قرآن و سنت و سیره رسول خدا ص و ائمه ع وجود دارد و مجموع آنها کلام امامیه را شکل داداه است. اهل بیت آموزه های قرآن و سنت را تنظیم، تبویب و تفسیر کرده و از آن دفاع نموده و در اختیار پیروانشان قرار داده اند. پس کلام امامیه قرآن، سنت و اهل بیت ع است.
  2. از آغاز شکلگیری و مراحل تکامل تحت تأثیر فرهنگ بیرونی بوده است یعنی بیرون از حوزه تشیع و حتی اسلام موضوعاتی وارد شده و شیعیان در اثر آشنایی و ارتباط با مسیحیان و یهودیان و تعامل با فلسفه یونانی و فرهنگ های دیگر مجموعه آن را گردآوری، تنظیم و تبویب و ادعا کرده اند که این کلام ما هست و شخصیت های هوشمندی مثل خواجه نصیرالدین طوسی آن را به اوج خود رسانده اند و از خود چیزی ندارند. این نظر ناصواب و مغرضانه و جاهلانه مستشرقان و برخی از مکاتب غیر شیعی است. 
  3. کلام امامیه کلامی است که اصول خودرا در زمینه های اندیشه، باور، قلمرو، روش و منابع از قرآن، سنت و سیره رسول خدا ص و اهل بیت اطهارش ع گرفته است و سپس با مرور زمان اندیشمندان شیعی با تلاش خود در اثر تعامل با ادیان، فرق و فرهنگ های دیگر آن را تنظیم و دسته بندی کرده اند و از آنها مخصوصا از جریان های فلسفی تأثیر پذیرفته اند.

 به نظر می رسد احتمال سوم جامع باشد چون کلام امامیه صرفا قرآن، سنت و سیره رسول خدا و اهل بیت نیست و دخالت بشری در آن رخ داده است و صرفا از بیرون هم وارد نشده است بلکه در اثر تعامل با فرهنگ های دیگر برای تکامل خود استفاده کرده است.  

تا جلسه بعد خدا حافظ

کلام امامیه 1

الذخیره فی علم الکلام از سید مرتضی علی بن الحسین معروف به علم الهدی

تصحیح الاعتقادات از شیخ مفید

اوائل المقالات از شیخ مفید

الاقتصاد از شیخ طوسی

نگاهی به تاریخ تفکر امامیه از آغاز تا ظهور صفویه از مهدی فرمانیان و مصطفی صادقی کاشانی؛ فصل سوم: مکتب بغداد (51-112)