خلاصه فرقه گرایی در قرآن

1.    وحدت نعمت خاص الهی - آیات ضرورت وحدت و مذمت تفرقه مثل 103 آل عمران
2.     اعتصام حبل الله عامل اصلی اتحاد اجتماعی – آیات اعتصام
3.    نزاع عامل کانونی تفرقه و نهی از آن- آیات نهی از نزاع و تفرقه
4.    تکه-تکه شدن دین حاصل تفرقه
5.    تفرقه به مثابه یک عذاب
6.    وحدت مقدم بر هر تقدس و مصلحت
7.    ضلالت همه فرقه ها (آل عمران/105)
8.    تفرقه مصیبت امت ها (13 شوری)
9.    وحدت و تفرقه اخلاق بهشتیان و دوزخیان
10.    راه حفظ وحدت 
الف: تواصی به حق، صبر و مرحمت
ب: امر به معروف و نهی از منکر
ج: جدال احسن
توصیه های ویژه سوره حجرات برای تحکیم وحدت اجتماعی
گوناگونی و تنوع انسانی در جامعه
جواز فراق در حوزه حق و باطل
مفاسد فرقه گرایی
1.    رفتن از کل اسلام به جزء منقطع
2.    ملاک حق شدن فرقه و مشکلات عدیده در متن مقدس
3.    برخورد فرقه در هر بحث پذیرش یا رد بر محور آن
4.    نثار تهمت، دروغ، افترا و تکفیر و تفسیق به دیگران
5.    پدیده جعل و مخالفت با حق دیگران
6.    بازماندن از نقش آفرینی و خیررسانی و خدمت به امت

 

خلاصه اخلاق نقد مذاهب

مهمترین اخلاق نقد مذاهب: رعایت انصاف، فهم درست، عدم توهین
در همه مذاهب کلامی و فقهی نسبت های ناروا به مذهب غیر خودی وجود دارد البته به عارفان و صوفیان بیشتر.
دروغ حرام است خصوصا آن جا که نسبت دروغ به جمعی از افراد باشد که حرمت مضاعف خواهد داشت پس چگونه می توان بدون در نظر گرفتن همه جوانب مطلبی را به فرقه ای نسبت داد؟ آموزه + الگوی عملی؛ قرآن و رسول خدا ص
باید هر مسلمان خودرا با او مطابق کند و لازمه این کار شناخت حضرت است. (احزاب/21)
امام علی به فرزندش امام حسن ع گفت: یا بنی اجعل نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک فاحبب لغیرک ما تحب لنفسک (نهج البلاغه،/126)
هر کسی دوست دارد دیگران مذهب اورا با در نظر گرفتن همه جوانب و رعایت انصاف بررسی کند. چرا خود به دیگران هر چه دوست داریم نسبت می دهیم؟ طوری عمل کنید که پیروان منصف مذهب دیگر درستی مسیر تحقیق را تأیید کنند نه لزوما همه آن نتیجه را بپذیرند. 
حتی با دشمن هم باید حد نگه داشت. مائده 2 و 8
دشمنی مجوز نفی عدالت و مجوز تعدی و تجاوز نیست. این توصیه قرآن در مورد مشرکان است حال اگر پیروان دیگر مذاهب را در حد مشرک هم بدانیم باز باید حد نگه داریم.
امام علی به امام حسن فرمود که بعد از من فقط یک ضربه به خود ابن ملجم بزنید نه بیتشر و نه به کسی دیگر.
تا اینجا عدالت بود یعنی با دیگران طوری برخورد کن که دوست داری با تو برخورد کنند
اما اخلاق قرآنی فراتر این است ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوة کانه ولی حمیم (فصلت/36)
پس باید از دشمنان دوست و حامی بسازیم. ولی عملا گروه گروه دوستان را دشمن کرده ایم. برخی مباحث فقط آتش اختلافات را می افروزد.
* آیا می توان با باطل به جنگ باطل رفت؟ اگر باطلی نسبت دادند ما هم باطل نسبت دهیم؟ قرآن کریم: وظیفه رسول خدا جدال احسن است (نحل/125) و باید با اهل کتاب جدال احسن کرد. (عنکبوت/46)
امام صادق ع: جدال احسن این است که بین حق و باطل فرق بگذاری و برای باطل کردن او حق را نباید انکار کنی. (طبرسی/ج1/ص 15) چون او حقی را و شما حق دیگری را انکار کرده اید. برای احیا و اثبات حق هرگز نیازی به قبول باطل یا انکار حق نیست.
 اخلاق نقد مذاهب
1.    عمل نکردن بر اساس ظن و بدون علم (اسراء/36؛ نجم/28؛ حجرات/12) ظن از حق بی نیاز نمی کند، برخی ظن ها گناه است، مشکل منحرفان پیروی از ظن است. پس در نقد 1) یقین کنیم که این نکته مربوط به آن مذهب است یا گفته اند و نوشته اند چون خیلی دروغ نوشته و گفته اند. 2) علم به همه ابعاد نه گوشه ای علم و گوشه ای ظن. 3) جایگاه بحث روشن شود. کجای مذهب، چه دیدگاهی، از چه کسی، در چه کتابی؟ صرف نسبتی مطلبی به مذهبی مجوز نسبت دادن به آن نمی شود و نمی توان ادعا کرد که من آن را در کتاب های آن فرقه دیده ام. چون چه بسا ان را پیروان آن یا اکثرشان قبول نداشته باشند. چه زمانی می توانیم نسبت دهیم؟ الف: احراز کنیم که آن کتاب پذیرفته شده است. آن مطلب در فلان کتاب مورد قبول فرقه هست. آیا آن مطلب را قبول دارند یا نه؟ کافی نزد امامیه پذیرفته شده هست ولی نه همه مطالب آن. در برخی موارد هم توجیهات و تأویلات دارد. اگرچه جندان علمی نباشد باید دیده شود. ب: تمام کتاب های آن مذهب را بخوانیم که سخت است. پس در فلان کتاب و در حد نقد همان کتاب و مطلب. مثلا فخر رازی جبری است یا تفویضی یا امر بین الامرین. سخت بودن فهم مسایل نظری. محقق همدانی و امام خمینی ره و شیخ انصاری مجبره و مفوضه را طاهر و پاک می دانند. 
2.    فهم دقیق سخنان یک فرد. 
3.    پذیرفتن اشتباهات خود
غالبا به دنبال یافتن نقاط ضعف اند تا فهم حقیقی کتاب و زود قضاوت می کنند 
4.    آگاهی از مذهب خویش. ممکن است آنچه دیگران نقد می کنیم و عیب می گیریم در مذهب خودمان باشد. چه بدانیم یا ندانیم از صداقت بی بهره ایم. اگر می دانیم اول آن را نقد کنیم. اگر نمی دانیم جهل مرکب یا بسیط داریم که هر دو مشکل خاص خودرا دارد. علیکم انفسکم ... (مائده/105) اول شناخت و اصلاح ضعف های خود بهد دیگران. چون اصل اولی عنود و دشمن فرض کردن طرف مقابل است آنگاه هیچ کس حاضر نیست حرف اورا بپذیرد.
5.    شناخت هر مذهب. خلط بین مذاهب است. چند نوع شیعه و اهل سنت داریم. مثل امام مالک اجماع و عمل اهل مدینه را حجت می داند و دیگر اهل سنت آن را خوب نفهمیدند. گاهی مذهبی را به جای مذهب دیگر نقد می کنیم. مثلا با نقد سنی یا شیعه نقد خوارج نیست.
6.    تفکیک مباحث نظری از ضروری. استعدادها و فهم طبیعی مختلف است. نباید پیش فرض ذهنی خودرا ضروری دیگر مذاهب بدانیم و بعد آنهارا منکر ضروری و کافر بدانیم. علامه: شیخیه و کرامیه اختلاف نظری انشعاب نمی دانیم. کسی که شهادتین را به زبان جاری می کند و منکر چیزی که به عقیده خودش ضروری دین است نباشد مسلمان است و کافر نیست. 
نحوه مواجهه با مخالفان
1.    رعایت ادب. هدف نقد دیگران چیست؟ هدایت، بیان حقیقت یا تشفی دل. آیا با توهین و دروغ می توان کسی را هدایت و با حق آشنا کرد؟ این رسالت رسول خداست؟ هدف نقد تحقیق یا تصحیح است. دروغ ها و نسبت های بی اساس مغرضانه با اهداف سیاسی در منابع فرقه شناسی و فرقه ها فراوان است. کرامیه رقیب قوی بیشترین سیاه نمایی شده است. فخر رازی: شهرستانی خیلی مطالب را از عبدالقاهر بغدادی نقل کرده و بغدادی نسبت به مخالفان خود بی پروا نسبت هایی داده است. 

 

تذکر منبع شناسی

مطالب مطرح شده

مقاله فرقه گرایی در قرآن

مقاله اخلاق نقد مذاهب
 

مقاله " آیه و ما کنا معذبین از دیدگاه علمای مذاهب" -2

مقاله استاد با عنوان آیه و ما کنا معذبین از دیدگاه علمای مذاهب (طبرسی، زمخشری، فخر الدین رازی، ابن قیم جوزیه) 
از این‌رو داوری درباره چهار متفکر بسیار دشوار است؛ اما ما به تفسیرهای سه متفکر نخست فقط ذیل آیه مراجعه می‌کنیم و در نوشته ابن‌قیم از کتاب مفتاح دار السعادة مطالب را نقل می‌کنیم و داوری ما فقط بر اساس نکاتی است که ذیل آیه گفته‌اند؛ در حالی ‌که نه این سه متفکر فقط ذیل این آیه به بحث پرداخته‌اند و نه ابن‌قیم فقط در این کتاب این بحث را مطرح کرده است.

1. دیدگاه طبرسی
طبرسی ذیل آیه «و ما کنا معذبین» در سوره اسراء می‌گوید خداوند متعال هیچ قومی را عذاب نمی‌کند، مگر اینکه آنها را به بهترین وجه بیم دهد، که منظور فرستادن رسولان برای کمک به برقراری عدالت است، اگرچه بدون ارسال رسولان هم جایز بود آنها را به ‌حکم عقل، عذاب کند. پس تأویل آیه شامل عقلیات و شرعیات می‌شود. اکثر مفسران ذیل آیه گفته‌اند خداوند متعال هیچ‌ کس را در دنیا و آخرت عذاب نمی‌کند مگر بعد از بعثت انبیا. پس این آیه اختصاص به سمعیات از شرعیات دارد؛ اما نزد کسانی که تکلیف عقلی را جدای از تکلیف سمعی می‌دانند، آنچه عقل بر آن حجت باشد (که عبارت است از ایمان به خداوند متعال) حتی اگر رسولی هم مبعوث نشده باشد، عقاب بر ترک آن جایز است. ولی محققانی از این طایفه که قائل به تفکیک تکالیف سمعی از عقلی هستند، می‌گویند اگرچه عذاب قبل از بعثت پیامبران، آن ‌هم به دلیل عقلی جایز است ولی خداوند متعال چنین کاری نمی‌کند و رسولانی آگاه‌کننده به ‌سوی حق و هادیانی برای رشد می‌فرستد تا کمک‌کننده دلیل عقلی باشند؛ چون آنگاه ‌که داعی عقلی و نقلی با هم جمع شوند امر مؤکد می‌شود و تردید در الزام عبد از بین می‌رود که خداوند در این آیه از این خبر داده است. پس آیه دلالت می‌کند که اگر خداوند رسولی نفرستاد و عبد مرتکب قبایح عقلی شد عقاب نیکو است، مگر اینکه کسی فرض کند بعثت پیامبر، لطف (مقرب به طاعت و مبعد از معصیت) است، که در این صورت عقاب صرفاً پس از ارسال رسول درست است (طبرسی، 1339: 3/404).
با اینکه طبرسی قائل به حسن و قبح عقلی است، ولی از آیه استفاده می‌شود که خداوند متعال طبق حسن و قبح عقلی عذاب نمی‌کند.
2. دیدگاه زمخشری
زمخشری ذیل آیه می‌گوید: حکمتی نداریم که قومی را عذاب کنیم مگر بعد از آنکه رسولی بفرستیم و حجت بر آنها تمام شود. اگر گفته شود چون دلایل عقلی همراهشان بود (که با آنها خداوند را می‌شناختند) و حجت قبل از بعثت برای آنها تمام‌ شده، پس به خاطر غفلت و کفرشان مستوجب عذاب هستند، نه به خاطر مغفول‌گذاشتن شرایعی که جز از طریق خداوند به آن راهی نیست و عمل به آن، جز بعد از ایمان، صحیح نیست؛ جواب می‌دهیم: خداوند، رسولان را به‌ عنوان آگاه‌کننده بر نظر و بیدارکننده از خواب غفلت قرار داد تا نگویند چون رسولی را به ‌سوی ما مبعوث نکردی یا ما را نسبت به نظر در ادله عقلی آگاه نکردی ما غافل بودیم (زمخشری، بی‌تا: 2/653).
روشن است که زمخشری نظیر طبرسی با اینکه به حسن و قبح عقلی معتقد است ولی به‌ هر حال با توجه به آیه، نظرش این است که تا خداوند متعال رسولان را نفرستد عذاب نمی‌کند و رسولان آمدند تا انسان را بر ادله عقلی راهبری کنند.
3. دیدگاه فخر رازی
فخر رازی ذیل آیه «و ما کنا معذبین» نسبت به طبرسی و زمخشری، بیشتر به بحث پرداخته است. وی ابتدا دیدگاه اشاعره را ذکر می‌کند (که معتقدند اصلاً قبل از آمدن شریعت و پیامبران تکلیفی وجود ندارد) و دیدگاه آنها را علاوه بر آیه «و ما کنا معذبین» به دو آیه دیگر، یعنی آیه «رُسُلاً مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلاّ یکونَ لِلنّاسِ عَلَی اللّه حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ» (نساء: 165) و «وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَکْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَینا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آیاتِکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزی» (طه: 134) مستند می‌کند و بعد وارد نقد این دیدگاه می‌شود و می‌گوید این استدلال از دو وجه ضعیف است.[v]
وجه اول: اگر وجوب عقلی نداشتیم وجوب شرعی هم نداریم؛ چون وجوب شرعی داریم، پس وجوب عقلی هم داریم. حال مسئله را به سه نحو بیان می‌کند:
1. وقتی پیامبران آمدند و ادعا کردند از ناحیه خداوند هستند و معجزه آشکار کردند، آیا بر شنوندگان، دعوت پیامبر، پذیرش سخنان ایشان و همچنین تأمل در معجزه واجب است یا نه؟ اگر واجب نباشد نبوت باطل است و اگر واجب باشد اندیشه در ادعای پیامبر و اعجاز او با عقل، ثابت می‌شود. حال اگر با عقل واجب شود پس وجوب عقلی ثابت می‌شود، ولی اگر با شرع واجب شود نبوت باطل است؛ چون در این صورت، شرع یا همان سخنِ خود مدعی یا سخن دیگری است که اولی باطل است. چون خود فرد، دلیل بر وجوب پذیرش سخن خودش هست (اثبات شیء با خودش) و دومی هم باطل است، چون سخن غیرمدعی نبوت، نظیر قبلی است که سرانجام سر از دور یا تسلسل درمی‌آورد که هر دو محال است.
2. وقتی شریعت آمد و برخی افعال را حرام و برخی را واجب کرد، این وجوب و تحریم معنا ندارد مگر اینکه بگوید اگر واجب را ترک کردی و حرام را انجام دادی عقابت می‌کنم. آیا وقتی گفته شد عقابت می‌کنم دوری از عقاب واجب است یا خیر؟ اگر دوری از عقاب واجب نباشد وجوب و تحریم معنا ندارد؛ ولی اگر دوری از عقاب واجب باشد آیا این وجوب، عقلی یا سمعی است؟ اگر وجوب عقلی باشد، ثبت المطلوب؛ و اگر سمعی باشد وجوب فقط به دلیل ترتب عقاب بر آن است و دوباره سر از دور یا تسلسل درمی‌آورد که هر دو محال است.
3. در مذهب اهل سنت جایز است خداوند متعال از عقاب بر ترک واجب درگذرد. بنابراین، ماهیت واجب، بدون عقاب، حاصل است. پس تنها چیزی که ممکن است مطرح شود این است که ماهیت واجب، هنگامی تثبیت می‌شود که خوف از عقاب وجود داشته باشد و این خوف به ‌مجرد عقل بدون شرع، حاصل است. بنابراین، ثابت می‌شود ماهیت وجوب، به سبب این خوف حاصل می‌شود و این خوف هم فقط از ناحیه عقل می‌آید. پس لازم است گفته شود که وجوب فقط از ناحیه عقل می‌آید.
اگر کسی ادعا کند وجوب از ناحیه ترس از مذمت حاصل می‌شود، می‌گوییم وقتی خداوند متعال بخشید مذمت هم ساقط می‌شود. بنابراین، ماهیت وجوب به‌ واسطه ترس از مذمت حاصل می‌شود که این به ‌صرف عقل حاصل‌ شده است. پس وجوب عقلی را نمی‌توان دفع کرد (به عبارتی وجوب عقلی ثابت است). از این‌رو در آیه دو قول است:
الف. آیه را به ظاهرش اخذ کنیم و بگوییم عقل همان رسول‌الله است و اگر نبود رسالت هیچ پیامبری ثابت نمی‌شد؛ پس رسول اصلی عقل است و معنای آیه این می‌شود که ما عذاب نمی‌کنیم تا رسول عقل را مبعوث کنیم.
ب. عموم آیه را تخصیص بزنیم و بگوییم مراد این است که ما در هیچ کرداری عذاب نمی‌کنیم مگر آنکه از طریق نقل ثابت شود و بعد از آن، شرع بیاید. اگرچه تخصیص آیه، عدول از ظاهر است، ولی وقتی دلیل داریم حتماً باید این کار را انجام دهیم (رازی، 1421: 2/138-139).[vi]
پس می‌توان گفت فخر رازی معتقد است عقل صرف می‌فهمد چه فعلی برای ما سودمند است و چه فعلی برای ما ضرر دارد؛ اما این وجوب فعل و ترک، دلالت بر وجوب آن بر خداوند نمی‌کند. چون در ذات ما جلب نفع و دفع ضرر نهفته است. پس دلالت عقل، بر وجوب جلب منفعت و دفع ضرر برای ما کافی است و خداوند متعال، منزه از جلب نفع و دفع ضرر است و محال است عقل، حکمی بر فعل یا ترک چیزی بر خداوند متعال داشته باشد.
4. دیدگاه ابن‌قیم جوزیه
با وجود اینکه ابن‌قیم در برخی کتاب‌های دیگر نظیر مدارج السالکین (ج1، ص253) به بحث حسن و قبح پرداخته ولی ما اینجا فقط به دیدگاه ابن‌قیم، ذیل آیه «و ما کنا معذبین» در کتاب مفتاح دار السعادة[vii] می‌پردازیم.[viii] وی ابتدا تقریر نافیان را از آیه ذکر می‌کند و سپس به آنها پاسخ می‌دهد.
استدلال نافیان: خداوند متعال قبل از بعثت انبیا، نفی عذاب می‌فرماید. حال اگر حسن و قبح فعل، قبل از شرع ثابت بوده است، باید مرتکب قبیح و ترک‌کننده حسن، کار حرام انجام داده و ترک واجب کرده باشد؛ چون نزد شما (عقلا)، قبح عقلی، اقتضای تحریم و حسن عقلی، اقتضای وجوب می‌کند. پس نزد شما هنگامی‌ که حرام را انجام داد و واجب را ترک کرد، مستحق عذاب است؛ در حالی ‌که قرآن تصریح می‌فرماید: «خداوند متعال بدون ارسال رسولان عذاب نمی‌کند».
ابن‌قیم بعد از ذکر سخن نافیان، وارد بحث می‌شود و می‌گوید شکی نیست که اگر عذاب را قبل از بعثت اثبات کنند، آیه دلیل علیه مثبتان حسن و قبح عقلی است. پس اگر بخواهند قبل از بعثت جمع بین حسن و قبح افعال و عذاب کنند، این آیه آنها را نقض می‌کند و اگر گفته شد این دو با هم (حسن و قبح افعال و عذاب) باطل‌اند، دلیل بر بطلان هر یک به‌تنهایی نیست،[ix] اما اگر آنها ادعای جواز تعذیب کنند باطل است؛ چون خلاف نص قرآن و خلاف صریح عقل است. همچنین، خداوند با فرستادن رسولان خود اتمام ‌حجت بر بندگان کرده و می‌فرماید: «رُسُلاً مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلاّ یکونَ لِلنّاسِ عَلَی اللّه حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ» (نساء:  165). این آیه تصریح دارد که حجت با رسولان اقامه ‌شده و بعد از آمدن رسولان، مردم دلیلی در برابر خداوند ندارند؛ یعنی خداوند مردم را قبل از آمدن رسولان به ‌سوی آنها، چون هنوز حجت بر آنان اقامه نشده، عذاب نمی‌کند. پس در این مسئله حسن و قبح عقلی و همچنین نبود عذاب بدون ارسال پیامبران ثابت است. بنابراین، حسن و قبح عقلی مستلزم عذاب نیست و مخالفت با پیامبران مستلزم عذاب است.
معتزله[x]جواب داده‌اند: حسن و قبح عقلی، مقتضی استحقاق عقاب بر فعل قبیح و ترک حسن دارد؛ ولی لازمه استحقاق، وقوع آن نیست. چون ممکن است خداوند ببخشاید؛ اما ما در جایی که خداوند وعیدی را بر فعلی بیان فرموده باشد نفی عفو می‌کنیم. پس اینجا اشکالی بر ما وارد نمی‌شود؛ زیرا عذاب با خبرش واجب می‌شود و با ارتکاب قبیح، مستحق آن می‌شود، ولی چون خداوند متعال وعیدی قبل از بعثت نداده است، پس عفو قبیح نیست و خلافی در خبر پیش نیامده است. نهایت چیزی که پیش می‌آید این است که حقی قبل از بعثت واجب نشده بود تا ترک شود.
ابن‌قیم: بی‌تردید قبل از بعثت، سبب عذاب وجود دارد ولی سبب عذاب الزاماً عذاب را موجب نمی‌شود. چون خداوند متعال این سبب را مشروط به بعثت رسل کرده، و نفی عذاب قبل از بعثت، نه به دلیل نبود سبب و مقتضی، بلکه به دلیل نبود شرایط آن است (ابن‌قیم الجوزیه، بی‌تا ب: 2/955-957).
نتیجه
بررسی دیدگاه‌های این چهار عالم نشان می‌دهد با وجود اینکه هر کدام منسوب به جریان فکری[xi] خاصی هستند، اما در نهایت همه مثل هم نتیجه گرفته‌اند؛ یعنی زمخشری (معتزله)، طبرسی (شیعی)، فخر رازی (اشعری) و ابن‌قیم (اهل حدیث) همه معتقدند حسن و قبح عقلی داریم (عقل می‌فهمد حسن و قبیح چیست). با وجود این، زمخشری و طبرسی معتقدند خداوند متعال جدای از شریعت و آیه می‌توانست عذاب کند؛ ولی فخر رازی و ابن‌قیم این سخن را قبول ندارند. گرچه معلوم نیست اگر آیه‌ای نداشتیم، فخر رازی و ابن‌قیم چه می‌گفتند. همچنین که معلوم نیست زمخشری و طبرسی، اگر آیه و رسالتی نبود، همچنان به حسن و قبح عقلی و عذاب معتقد بودند یا نه.
در نهایت، نتیجه اندیشه این چهار عالم با توجه به آیه در بحث حسن و قبح عقلی این است که خداوند متعال جدای از مخالفت با رسولان و به ‌صرف فهم عقل، کسی را عذاب نمی‌کند.
پی­نوشت­ها
[i]. مراد مجموعه‌ای است تحت عنوان «حزب» با منافع مشترک که دور هم جمع می‌شوند.
[ii]. دو رساله از کاشف الغطاء علیه میرزا محمد اخباری.
[iii]. بحث امامت نیاز به روشن‌شدن دارد که در اینجا به منظور خارج‌نشدن از بحث اصلی به‌ آن نمی‌پردازیم، ولی به‌ هر حال بین شیعیان و سنیان در بحث امامت اختلاف است و البته بین خود شیعیان، اختلاف کمتر از اختلاف بین فریقین نیست. در بین شیعیان کیسانی، زیدی، اسماعیلی، فطحی، واقفی، ناوسی و اثناعشری و حتی بین خود اثناعشریان هم اختلاف بسیار است.
[iv]. چگونگی تحلیل و نتیجه‌گیری.
[v]. فخر رازی با اینکه مباحث متعددی را مطرح کرده ولی وجه دوم را ذکر نکرده است و فعلاً در تفسیر، یک وجه وجود دارد.
[vi]. گفتیم که دلایل سه‌گانه داریم بر اینکه اگر وجوب عقلی را نفی کردیم وجوب شرعی را هم باید نفی کنیم.
[vii]. در صفحه 918 کتاب، مباحث، دیدگاه‌ها و ادله نافیان حسن و قبح عقلی را مطرح می‌کند و به صفحه 955 که می‌رسد یکی از ادله نافیان حسن و قبح عقلی را آیه «وما کنا معذبین حتی نبعث رسولا» ذکر می‌کند.
[viii]. در حد اطلاعات ناقص نگارنده، ابن‌قیم کتاب تفسیر مستقلی نظیر سه نویسنده قبلی ندارد که از آن نقل کنیم.
[ix]. ممکن است حسن و قبح افعال و عذاب با هم باطل باشند ولی حسن و قبح به‌تنهایی درست باشد؛ یعنی ما حسن و قبح را قبول داریم و می‌فهمیم ولی این دلالت بر لزوم عذاب نمی‌کند.
[x]. معتزله معروف به وعیدیه هستند. چون معتقدند خداوند متعال باید هم وعده‌ها و هم وعیدهای خویش را عمل کند.
[xi]. گفته شد فکر، جریانی نمی‌شود؛ آنچه جریانی می‌شود تقلید است.
منابع
قرآن کریم.
ابن قیم الجوزیه، محمد بن ابی بکر (بی‌تا الف). مدارج السالکین بین منازل ایاک نعبد و ایاک نستعین، بیروت: دار الکتب العلمیة، الطبعة الاولی.
ابن قیم الجوزیه، محمد بن ابی بکر (بی‌تا ب). مفتاح دار السعادة و منشور ولایة العلم والارادة، تحقیق: عبد الرحمن بن حسن بن قائد، جده: دار عالم الفوائد (مجمع الفقه الاسلامی، مطبوعات المجمع).
جعفریان، رسول (1390). دو رساله از کاشف الغطاء علیه میرزا محمد اخباری، تهران: انتشارات کتاب‌خانه مجلس.
رازی، محمد بن عمر (1421). التفسیر الکبیر او مفاتیح الغیب، بیروت: دار المکتبة العلمیة، الطبعة الاولی.
زمخشری، محمود بن عمر (بی‌تا). الکشاف، بی‌جا: بی‌نا.
سید رضی (گردآورنده) (1390). نهج‌ البلاغه، قم: دفتر نشر معارف.
طبرسی، فضل بن حسن (13

 

مقاله "آیه و ما کنا معذبین از دیدگاه علمای مذاهب" -1

مقاله استاد با عنوان آیه و ما کنا معذبین از دیدگاه علمای مذاهب (طبرسی، زمخشری، فخر الدین رازی، ابن قیم جوزیه) 
نشرشده در مجله هفت آسمان، سال 21، شماره 76، بهار و تابستان 1398، ص 5-16
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسنده: قاسم جوادی(صفری) دانشیار گروه ادیان و مذاهب، جامعة المصطفی العالمیة
چکیده
عوامل پیدایش مذاهب، اختلاف‌نظر در مسائل خاصی بوده است و هر مسئله‌ای باعث اختلاف مذاهب نیست. بنابراین، باید در تحقیقات به‌دقت همه مسائل را بررسی کنیم تا روشن شود کدام مسئله باعث اختلاف است و کدام چندان ربطی به اختلاف مذاهب ندارد. این مقاله دیدگاه چهار اندیشمند از مذاهب اسلامی درباره آیه «وَمَا کنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّی نَبْعَثَ رَسُولًا» (اسراء: 15) را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد این چهار نفر معتقدند خدای سبحان بندگانش را پیش از آمدن پیامبران عذاب نمی‌کند. با وجود اینکه هر چهار نفر، حسن و قبح عقلی را قبول دارند، فخر رازی و ابن‌قیم در صورت نبود آیه، عذاب را بر اساس حسن و قبح عقلی قبول ندارند، ولی دو نفر دیگر قبول دارند. پس در بحث حسن و قبح عقلی، خداوند متعال جدای از مخالفت با رسولان و به ‌صرف فهم عقل، کسی را عذاب نمی‌کند.
کلیدواژه‌ها
مذاهب اسلامی  حسن و قبح عقلی  عذاب  آیه «وما کنا معذبین»  شیعیان دوازده‌امامی
اصل مقاله
مقدمه
مشهور این است که جریان‌های فکری گوناگونی وجود دارند که در برابر هم صف‌آرایی کرده‌اند. در صورتی ‌که فکر دارای جریان نیست، بلکه تقلید دارای جریان است. پس جریان سیاسی،[i] قبیله، ملیت، زبان و حتی جریان دینی و مذهبی وجود دارد اما جریان فکری وجود ندارد. حال اگر مثلاً ده نفر، یک دیدگاه داشته باشند، در واقع آنها سخن کسی را که فکر کرده، درست یافته و از او پیروی کرده‌اند. همچنین، متفکران، همگی فکر می‌کنند ولی این فکر، غیر از چیزی است که باور دارند. بنابراین، نمی‌توان گفت مجموعه‌ای فکری، فقط از لحاظ فکری، به مطلب خاصی باور دارد. همچنین، نمی‌توان طول دوران فکری یک نفر را با مراجعه به فلان نوشته یا گفته‌اش، تجزیه ‌و تحلیل کرد. بلکه باید کل اندیشه‌اش را به ‌طور کامل بررسی کرد. چون ممکن است انسان در طول زندگی دچار فراز و نشیب شود و اندیشه‌اش، به دلیل انگیزه‌های مختلف از جمله قدرت‌طلبی، فزون‌طلبی، حسد، ریا و غیره دگرگون گردد.
در میان ما شیعیان دوازده‌امامی که خود را برترین در بین فرق اسلامی می‌دانیم، هنگامی ‌که از عناوین متعدد شیعه از جمله فقیهان، فیلسوفان، متکلمان، محدثان، شیخیان، تفکیکیان، صوفیان (دوازده‌امامی) و اخباریان سخن به میان می‌آید، با آنکه همه از یک مذهب‌اند، اما هر یک دیگری را طرد و نفی می‌کند و گاهی حتی اسلام دیگری را نفی می‌کند و گاه او را اموی می‌خواند.[ii] آیا این حکم‌ها برآمده از نتیجه تحقیق یا از ذوقیات آنها است؟ اگر این حکم بنا بر یقین برآمده از تحقیق باشد، حداکثر برای خود نویسنده منجز و معذر است؛ اما تطابق این یافته علمی با واقع، سخن دیگری است؛ الله اعلم.
گاه مباحثی همچون امامت[iii] مطرح می‌شود که بین شیعه و سنی، اختلافی است و گاه مباحثی مثل فمینیسم، پلورالیسم دینی، عدالت، اخلاق یا انسان‌شناسی که بین فریقین (شیعه و سنی) اختلاف وجود دارد؛ اما آیا مباحثی چون پلورالیسم دینی یا اخلاق، سبب جدایی شیعه و سنی شده یا اینکه مثلاً در مسئله تکثر دینی، نگاه خاص یک شیعه و یک سنی در مقایسه دو شیعه یا دو سنی، خیلی به هم نزدیک‌تر است؟! با تأمل درمی‌یابیم که تکثر چندان ربطی به اختلاف شیعه و سنی و فرقه‌شدن آنها ندارد؛ همچنان که عقل‌گرایی یکی از ویژگی‌های شیعه بماهو شیعه یا سنی بماهو سنی نیست. چه‌بسا بعضی از سنی‌های معتزلی، در بحث عقل‌گرایی، به شیعیان عقل‌گرا نزدیک‌تر از شیعیان اخباری باشند. از این‌رو بهتر است این مباحث را به‌خوبی از هم تفکیک کنیم تا دقیقاً روشن شود که کدام ‌یک از آنها باعث اختلاف بوده و کدام‌ یک چندان ربطی به اختلاف ندارد.
به نظر می‌رسد دعوای بین مذاهب، نوعاً چیزی به نام حق‌گرایی نیست، بلکه بیشتر بنا بر این ادعا است که من درست می‌گویم و همه غلط می‌گویند و باید با تلاش و کوشش اثبات کنم که دیگری غیر از باطل نمی‌تواند چیزی بگوید. لذا در تحقیقات و پژوهش‌ها دنبال دیدن تمام حرف‌های رقیب و فهمیدن آنها نیستیم؛ چون اگر بنا بر حق باشد هیچ فرقه‌ای نباید از اینکه فرقه دیگر حتی در یک مسئله حق‌گرا است ناراحت شود. بنابراین، اگر همه جوانب را لحاظ کنیم اغلب روشن می‌شود که رقیب هم اهل فهم، اندیشه، تلاش، کوشش، اخلاق، دین، تقوا و انسانیت است. همچنین، روشن می‌شود نمونه‌هایی از تضاد، تعارض و تخالف که در نوشته‌های رقیب وجود دارد، در طرف خود نیز هست. چون این‌گونه نیست که یک‌ طرف، حق محض و طرف دیگر، باطل محض باشد. یکی از مغالطات رایج این است که یک ‌طرف، خود را مقابل طرف دیگر می‌بیند. مثلاً فردی مسیحی در برابر فردی مسلمان، خود را مساوی حضرت مسیح (ع)، و حضرت مسیح (ع) را خدازاده می‌داند و طرف مسلمان را نیز، مساوی با ذهنیت ناصحیح خود می‌بیند. پس پیش خود می‌گوید اساساً هیچ تردیدی در بطلان محض طرف مسلمان و حقانیت من نیست. از طرف دیگر، مسلمان نیز خود را مساوی با پیامبر اسلام (ص)، و پیامبر اسلام (ص) را حق (که ایشان حق هستند) و مسیحیت را هم (طبق ذهنیتی که فرد مسلمان دارد و شک و شبهه‌ای هم در آن نیست) باطل می‌داند. در صورتی ‌که قطعاً حضرت مسیح (ع) و پیامبر اسلام (ص)، هر دو در ظرف رسالت خویش، بر حق بودند و هیچ دلیلی بر تساوی فرد مسیحی یا مسلمان با پیامبرانشان وجود ندارد، بلکه این دو، به میزانی که در عقاید و رفتار، با آن دو پیامبر عظیم‌الشأن مطابقت دارند، از حقانیت برخوردارند که این، غیر از تساوی دو پیرو با پیامبرانشان است.
پس باید حرف‌های هر متفکر را به ‌عنوان فردی متفکر، نه مساوی با حضرت مسیح (ع) یا پیامبر اسلام (ص) و نه مساوی با شیطان، در نظر بگیریم؛ و هر اندیشه‌ای که مطابق حق بود بپذیریم و هر کدام را باطل بود رد کنیم. البته اینکه ملاک حق و باطل چیست بحث دیگری می‌طلبد که در اینجا به آن نمی‌پردازیم.
درنتیجه پرهیز از این پندار که من مساوی با حقم یا طرف مقابل مساوی با باطل، ضروری است؛ و همان‌طور که نباید مسیر باطل را به هر دلیلی طی کنیم، نباید به دیگران هم نسبت باطل بدهیم. زیرا این خود انحرافی است که باید از آن بپرهیزیم (همان‌گونه که پیمودن مسیر باطل حرام است؛ پس نسبت باطل دادن به غلط هم حرام است و همان‌گونه که نفی حق حرام است، نفی حقیقت از دیگران بدون دلیل یا با توهّم هم حرام است)، ولی زمانی که معصوم داوری می‌کند، به دلیل عصمت، ایشان مأذون است؛ اما کسی که سر تا پایش را نقص و کاستی فرا گرفته، چگونه می‌تواند چنین کند؟
در این مقاله، می‌خواهیم دیدگاه چند نفر از اندیشمندان جهان اسلام را که به‌ظاهر از نحله‌های گوناگون هستند، درباره آیه 15 سوره اسراء «وَمَا کنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّی نَبْعَثَ رَسُولًا» که دربردارنده بحث حسن و قبح عقلی است، بررسی[iv] کنیم که عبارت‌اند از:
1. عالم شیعی: طبرسی، صاحب مجمع‌ البیان؛
2. عالم معتزلی: زمخشری، صاحب کشاف؛
3. عالم اشعری: فخرالدین رازی، صاحب مفاتیح الغیب؛
4. عالم سلفی یا اهل حدیث: ابن‌قیم جوزیه، صاحب کتاب مفتاح دار السعادة.
قبل از پرداختن به نگاه این افراد به آیه، باید هر یک را در کنار نحله‌ای که به آن منسوب‌اند، مستقل مشاهده کنیم و آنها را در نحله‌ای که به آن منسوب‌اند بزرگ نکنیم که گویا امکان جمع‌شدن اینها در یک جا وجود ندارد. پس به نظر می‌رسد زمانی می‌توانیم هر یک را دقیق بشناسیم که تمام آثار هر یک را ببینیم.
حال اگر تمام آثار فخر رازی را در مباحث مختلف مطالعه کنیم و آنها را بفهمیم و هنگام داوری نهایی، بخشی از اندیشه‌هایش را فراموش نکنیم می‌توانیم ادعا کنیم که او را شناخته‌ایم. همچنین، اگر مقایسه‌ای بین فخر رازی و مثلاً غزالی (به ‌عنوان اندیشمندی که منسوب به نحله اشعری است) انجام دهیم، روشن می‌شود که چقدر اندیشه‌شان با هم تفاوت دارد و هر کدام اندیشه خاص خود را دارند.
از اینجا به بعد شاید بتوان مدعی شد که قصد شروع تحقیق را داریم. حال باید دید فخر رازی، غزالی، ابوالحسن اشعری، ابن‌فورک، جوینی و باقلانی چه کسانی هستند. درست است که همه اینها در تحقیقی دست ‌و پا شکسته تحت عنوان «اشاعره» جمع‌اند و با لفظ «اشعری» یا «اشاعره» خود را آسوده‌خاطر می‌کنیم و می‌گوییم اشاعره این‌گونه می‌گویند، ولی آیا واقعاً اشاعره این‌گونه می‌گویند؟ آیا می‌توان با مراجعه به یک کتاب شیعی از یک دانشمند مثلاً قرن پنجمی، اندیشه شیعه را شناخت؟ یا خود همان دانشمند می‌تواند در کتاب‌های متعدد خودش، نگاه‌های متفاوت به تشیع داشته باشد؟ یا اگر در فلان کتاب اندیشه‌اش مشکل داشته، اما چون اندیشه‌اش همواره رو به‌ جلو بوده، در کتاب دیگر آن را اصلاح‌ کرده است، آنگاه چه باید گفت؟ همچنین، اگر در کتابی از زاویه‌ای محدود به تشیع نگریسته و در کتابی دیگر بسیار جامع به بحث نگریسته است آنگاه چه باید کرد؟
این داستان تأسف‌بار حوزه فکری ادیان و مذاهب است که ثروت‌های فراوان بشر را صرف بگومگوهای غلط می‌کند. قرآن می‌فرماید: «فَلْیتَّقُوا اللَّهَ وَلْیقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا» (نساء: 9) و «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیداً» (احزاب: 70). در هر دو آیه خداوند منان امر به تقوا و قول سدید می‌فرماید. امام علی (ع) هم می‌فرماید: «وَ لکِن اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ» (نهج‌البلاغه، 1390: 584، نامه به عثمان بن حنیف انصاری). پس باید وقتی همه جوانب دیده شد سخن گفت، و اگر همه جوانب را ندیدیم در نوشته تصریح کنیم که فلان متفکر، فقط در اینجا چنین اظهارنظر کرده و ممکن است در جایی دیگر آن را رد یا تکمیل کرده باشد.
از این‌رو داوری درباره چهار متفکر بسیار دشوار است؛ اما ما به تفسیرهای سه متفکر نخست فقط ذیل آیه مراجعه می‌کنیم و در نوشته ابن‌قیم از کتاب مفتاح دار السعادة مطالب را نقل می‌کنیم و داوری ما فقط بر اساس نکاتی است که ذیل آیه گفته‌اند؛ در حالی ‌که نه این سه متفکر فقط ذیل این آیه به بحث پرداخته‌اند و نه ابن‌قیم فقط در این کتاب این بحث را مطرح کرده است.

 

مقاله استاد -4

مقاله استاد با عنوان اخلاق نقد مذاهب نشرشده در شماره سوم مجله اخلاق وحیانی با دقت مطالعه شود.

مقاله استاد -3

مقاله استاد با عنوان آیه و ما کنا معذبین از دیدگاه علمای مذاهب (طبرسی، زمخشری، فخر الدین رازی، ابن قیم جوزیه) با دقت مطالعه شود. نشرشده در مجله هفت آسمان، سال 21، شماره 76، بهار و تابستان 1398، ص 5-16

مقاله استاد -2

مقاله استاد با عنوان اصول دین در آیات، روایات و اندیشه عالمان شیعه با دقت مطالعه شود

معیارهارا در نظر نمی گیریم

معیارهارا در نظر نمی گیریم
قبله بیت المقدس باشد یا بیت الله مهم است که باید از خدا اطاعت کرد و تسلیم حق باشیم. 
۞ لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ۖ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ ۗ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا ۖ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (آیه 177 سوره بقره) 
اول آتی المال علی حبه بعد آتی الزکوة آمده است. آیا دقت کرده ایم؟
قرآن برده آزادکنی
اسیر در جنگ – إما منا و إما فدائا 
برده ندارد برده آزاد کنید به نظر می رسد که مسلمانان قرآن را دور زدند. رسول جعفریان فقه اسلامی در دوره حاکمان نوشته شده بحث جدی کنید . اسلام و برده داری. بیش از اسلام از کار حاکمان دفاع می شود. اسلام برنامه تدریجی برای رفع برده داری
اینجا شخصی و آیه صدقات 60 توبه حکومتی
علامه طباطبایی می گوید: فقط اسیر جنگی را اجازه دارد برده گیرد. قرن 8-10 کل برده بود از کجا کدام جنگ با که؟
مَا يُقَالُ‌ لَکَ‌ إِلاَّ مَا قَدْ قِيلَ‌ لِلرُّسُلِ‌ مِنْ‌ قَبْلِکَ‌ إِنَ‌ رَبَّکَ‌ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقَابٍ‌ أَلِيمٍ‌ (فصلت 43)
«یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ» (شعراء/۸۸ و ۸۹) مال و بنون سودی ندارد در مباحث فرقه ای چیزی از قلب سلیم نمی ماند.
درگیری اخلاق جهنمیان است متأسفانه اخلاق ما جهنمی است و بعید است مارا به جنت ببرد. شریعتی: ادعای عاشق حسین دارد ولی دنیایش از آخرت یزید بدتر است.
فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ‌ إِلَى‌ اللَّهِ‌ مَرْجِعُکُمْ‌ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُکُمْ‌ بِمَا کُنْتُمْ‌ فِيهِ‌ تَخْتَلِفُونَ‌ (مائده 48)
روی آنچه همه اتان خیر می دانید تمرکز کنید و مسابقه دهید. اگر مسجد یا کلیسا سازی را گمراهی می دانید بیمارستان و راه سازید و کشاورزی را رونق دهید. صادق و سالم را همه قبول می کنند. کمک کرده. اختلاف را بزرگ نکنید. در خیرات مسابقه دهید.
فرقه ها الآن حزب های سیاسی اند بنا دارند که حزبشان باشد و حزب دیگری تخریب شود. آقای واعظ زاده چه خوب فرموده: همین جا لازم نیست تکلیف بهشت و جهنم را تعیین کنید این کار خداست که عادل علیم و حکیم است. 
آیا تکلیف ما مسلمانان این است. نه پس چرا اینگونه ایم؟ چون نه او قرآن و اسلام را حقیقتا می خواند و می داند و نه من. کلماتی را می گیریم و بر سر هم می کوبیم. جدال احسن که هیچی متأسفانه اقبح حاکم است فقط تیکه و بخش های زننده از یکدیگررا نقل و برجسته می کنیم.

آیا ما اهل جدال احسن هستیم؟

از نظر قرآن بحثی از سیر تکاملی ادیان نیامده است. بحث جدی راجع به آیات اولیه سوره واقعه داشته باشیم. سابقون مقربون ثلة من الاولین و قلیل من الآخرین. اصحاب یمین اصحاب مشئمه
برتری کتب مقدس بر قرآن باشد از قرآن می گوییم افلا یتدبرون القرآن نکته: ثلة من الاولین و قلیل من الآخرین. اولین هارا ببینید در مجموع انتها به دوره پیامبر اکرم ص و بعد از او باشد نیست عمده به امت های گذشته است ولی در اصحاب میمنه برابرند. 
این همه سر دعواهای بی خودی جهان اسلام عمر صرف کردیم. بنا است به شاهراه برسیم. بیش از اندازه به مباحثی مثل نماز جمعه واجب یا مستحب است یا عصمت حد اکثری است یا حد اقلی پرداخته شد و حتی این مباحث هم با قصد فرقه گرایی و تأیید و رد فرقه ها انجام شد و دعوا و جدایی را بیشتر کرد.
در ذهنتان چیزی هست که در اسلام نکته ای باشد که در ادیان گذشته نبوده و آن مطلب قرار است تحول بزرگ ایجاد کند. و اگر هم باشد باید آن را با اهل کتاب چه رشد با خودتان با جدال احسن حل کنید و حتی اگر حسن باشد اشکال دارد. آیا در آیه 46 سوره عنکبوت دقت کردیم و به فکر عمل به آن بودیم؟
۞ وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ ۖ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَأُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
وقتی قرآن کریم را نمی خوانیم و نمی فهمیم آیا کتاب مقدس که 1200 صفحه دارد خوانده ایم و آگاهانه در باره آن نظر می دهیم؟. اول قران را باید بفهمد بعد آنهارا دقیق بداند. یهودیت و مسیحیت هندوئیسم بودیسم زرتشت دو جلد 1000 صفحه همه را خواندم... فهمیدم... اشراف دارم حال مقایسه یا برتری می دهم
خیلی از پیش فرض های کلامی فرقه ها که به نام اسلام معرفی می شود که هیچ جا اثبات نشده. کل ادیان می گویند راست گویید پس راست بگوییم. دولت هند به مسلمانان گفته بود که تکلیف خودرا با قرآن روشن کنید و آیات جهاد آن را کنار گذارید.
وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً ۖ وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ (هود/118) ولی این کاررا نکردیم و استعدادهارا یکسان نکردیم و لکن لیبلوکم (مائده/48). 

 

متأسفانه با معارف قرآن آشنا نیستیم

متأسفانه با معارف قرآن آشنا نیستیم
عن زید بن ارقم... قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): الا ایها الناس، فانما انا بشر یوشک ان یأتی رسول ربی فاجیب وانا تارک فیکم ثقلین: اولهما کتاب الله فیه الهدی والنور، فخذوا بکتاب الله واستمسکوا به فحث علی کتاب الله ورغب فیه ثم قال: واهل بیتی، اذکرکم الله فی اهل بیتی، اذکرکم الله فی اهل بیتی، اذکرکم الله فی اهل بیتی (صحیح مسلم، مسلم بن حجاج النیشابوری، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 2000م، کتاب فضائل الصحابة، باب فضائل علی بن ابی طالب، ص1043، ح2408.)
انی تارک فیکم الثقلین ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا آیا دقت کردیم که تمسک به قرآن و سنت و عترت چیست؟
تا قرآن شناخته نشود سنت شناخته نمی شود و تا سنت شناخته نشود عترت شناخته نمی شود. لزوما با معرفی دقیق پیامبر و سنت او می توان عترت را شناخت. متأسفانه مسلمین امروز هیچ احساس نیاز به اینها نمی کند. پس ما چه را می شناسیم؟ 
وقتی ما پیامبر اعظم ص را از طریق قرآن نشناختیم آن وقت اهل کتاب را از نظر قرآن شناخته ایم؟
وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ ۚ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ (مائده/43) و چگونه آنها به حکم تو سر فرود آرند در صورتی که تورات نزد آنها است و حکم خدا در آن است و با این حال از آن روی می‌گردانند؟ (پس چنانچه تو نیز از تورات حکم کنی بدان راضی نشوند) چه آنکه اینان به خدا ایمان ندارند.
فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا (نساء/141) 
از مغالطه های رائج این است که در این صورت نظر الف و ب چه می شود؟ آیا آنها نمی دانند؟
باید بدانید که تفاوت آنها با ما در مطالعه چند کتاب است. آیا آن افراد بر معارف قرآن مسلط هستند؟ بله ممکن است مارا قانع کنند چون از بس خود ما بی سوادیم. در قران مباحث اهل کتاب، اهل تورات، اهل انجیل، انجیل، بنی اسراییل، یهود و نصارا باید با دقت بررسی شوند.
1. جمع 2. فکر 3. فهم 4. بعد بیان نظر قرآن. در باب اهل کتاب خیلی باید دقیق بود. کتاب لغات قرآن قرن ششم فارسی مهیمنا یعنی گواه. یکی از مهمترین اهواء فرقه گرایی است چون دارد بر اساس خواست او حکم کند.
هدف دین تربیت انسانی است که تسلیم حق باشد
تأکید قرآن: فینبئکم ... ما می گوییم چرا؟ خودتان نمی خواهید.
لکل جعلنا منکم شرعة و منهاجا
صراط مستقیم
علامه طباطبایی بر این نظر است که مسلما حج آیین حضرت موسی و عیسی ع مکه مکرمه نبوده است
شفیعی کدکنی 14-15 ساله بودم مقاله نوشتم اسلام برتر از تمام ادیان جهان است. پدرم به من گفت: تو با این سن کم خود از کجا این مطلب مهم را فهمیدی؟ (این مطلب را در شماره جدید بخارا –پاییز 1398 ش- می توانید مطالعه کنید.)

 

مهجوریت سیره پیامبر اکرم ص

تقریب در کتب دفن شدند ما خودمان چیزی انتخاب کردیم و دنبال آن هستیم. وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ107/انبیاء
در این آیه شریفه نفی و استثنا آمده که حصررا می رساند. رحمة للعالمین را فرقه ها معنا نکنند.
این قاعده در کدام کتاب و موضع ما بحث شد؟ جایگاهش کجاست؟ 
امروز مسلمین پیامبررا به جهان اینگونه معرفی می کنند؟ غیر از گوشه ای از کتاب دیگر بحث نکردیم. در باره آیه وضو و خمس ده ها جلد بحث شده که یک یا دو آیه است ولی بحث رحمت و اتحاد که صدها آیه دارد لا اقل به اندازه اینها بحث نشده است. شنیده اید که سخنرانی گفت من چیزی از شما می خواهم که هیچ پیامبری نخواسته: من دعوت به شرک می کنم. شما حد اقل خدارا در کارهایتان شریک کنید چون الآن خدا اصلا در کارهایتان نیست.
انک لعلی خلق عظیم. محکم باید گفت که عملکرد حاکمان اسلامی فاتحه سیره پیامبر مکرم ص را خوانده است. اوائیل قرن دوم تاریخ و سیره پیامبر اعظم ص نوشته شده است در آن زمان مگر کسی جرأت می کرد که سیره ای مخالف عملکرد فلان حاکم بنویسد.  
رحمة للعالمین – خلق عظیم – لعلک باخع نفسک-ما انزلنا علیک القرآن لتشقی. 
در تاریخ چقدر این سیره منعکس شده است. نمونه هایش کجاست؟ حتی در فرقه ها پیامبر اکرم ص کاملا فرقه ای می شود. گزینش می کنند در حالی که چنین نبوده و ما ایشان و سیره اش را فرقه ای می کنیم.
حضرت رسول خدا ص فرموده است: چیز خلاف قرآن از من نیست.
امام(علیه السلام) فرمودند: «از ما آنچه را بر خلاف قرآن است، قبول نکنید; زیرا احادیث ما موافق با قرآن و سنّت است و ما از خدا و رسول خبر مى دهیم و نمى گوییم: فلان و فلان. گفت: چون در این صورت، کلام و سخن ما متناقض مى شود. همانا سخن آخرین ما همانند سخن اولین ماست و کلام اولین ما موافق کلام آخرین ماست. پس هرگاه کسى به خلاف آنچه که گفتم به شما خبر داد، آن را به خودش برگردانید و نپذیرید و بگویید: تو خود داناترى به آنچه آورده اى. همانا هر سخنى از ما همراه حقیقت و نورى است. پس هر آنچه حقیقت و نورى با آن نیست، از سخنان شیطان است.» (کشى، رجال، ج 2، ص 489 و 490، ش 401)
 کی یک یا دو دور قرآن را با هدف استخراج سیره پیامبر اکرم ص خواندیم؟ 
آیا دقت و بررسی کردیم که این مقدار آیه مربوط به پیامبر اکرم است؟ حضرت در جنگ بدر چه کار کرد؟ اگر آنچه به عنوان سیره حضرت نقل شده است با قرآن نمی سازد قبول نیست. 
متأسفانه دنبال اینها نیستیم بلکه دنبال فرقه ها و فرقه گرایی هستیم. اساسا در جامعه اسلامی تکلیف این نشد که با فرقه گرایی باید مخالفت کرد و جلوی فرقه گرایی گرفته شود. در سوره حجرات رابطه مومنان با هم و راه های مقابله با آسیب هایی که آن را تهدید می کند بیان شده است ولی دقت و عمل نمی شود. محمد غزالی دنبال کار جمعی بود و در جنگ عراق با ایران هر دو طرف را مومن می دانست ولی تنهایی اثرگذار نیستند. 
رابطه اخوت مومنان حتی در زمان بغی بر دیگری جایی بحث شده؟ تا شروع کردیم گفتیم یکی مرتد و دیگری مسلمان است. جلوگیری از جنگ. طرح قرآن این است که همیشه نیروی سوم قوی باشد آن قدر قدرتمند که سرکش را سر جایش بنشاند. اسلام یک برنامه منظم و پیوسته است ما چند جا و چند مسئله را کنار گذاشتیم آنگاه توقع داریم بقیه جواب دهد و نتیجه داشته باشد که ندارد. 

 

مقاله استاد -1

مقاله استاد جناب آقای قاسم جوادی (صفری) فرقه گرایی در قرآن با دقت مطالعه شود 

دقت و تدبر در آیه 48 سوره مائده -2

دقت و تدبر در آیه 48 سوره مائده
   وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ

ما چه کار می کنیم؟
برخی برای پلورالیسم دینی و مذهبی به این آیه تمسک می کنند در حالی که هیچ ارتباطی ندارد بلکه می خواهد بگوید که همه کاری انجام دهید اما ما بعد دعوارا روی الف و ج می بریم و ده ها مقاله علیه ان می نویسیم و دعوا می کنیم
اینکه محور دین بود کنار زده شود آنگاه مَلِک یا "مالک یوم الدین" بخوانیم و دعوا کنیم که قرآن نازل یا تنزیل شده؟
پیامبر اکرم (ص) در مکه گفت: اگر من به شما بگویم سواران نظامی پشت کوه قصد حمله دارند چه کار می کنید؟ گفتند: می پذیریم. آنگاه فرمود: من پیام برای زندگی و سعادت ابدی شما دارم.
اگر محورهای اصلی دین این باشد: قولوا لا اله الا الله، و بعثت لاتمم مکارم الاخلاق و تخلقوا باخلاق الله از اهداف مهم بعثت و رسالت است در این صورت نمی شود خدا عادل باشد و من ظالم
مسلمان ها این همه ظلم می کنند آن وقت بحث می کنند که خدا چگونه عادل است؟ خیلی از بحث های بی خاصیت را از کتب استخراج کنید و ببینید که چه قدر نیروهای مادی و معنوی مسلمین کجا و چگونه مصرف شده اند و می شوند. سر و کله هم بزنیم که چه شود؟
دین برای چه آمد؟ آیا 10 صفحه بخوانیم می شویم دین شناس؟ باید از اول تا آخر با دقت بخوانیم و بفهمیم که حقیقت و هدف دین چه بود و ما به عنوان پیروان دین چه کار می کنیم؟
در منابع ما هست که کان لرسول اللّه صلى اللّه عليه وآله وسلم: صَديقان يهوديان (بحارالانوار، ج۱۰، ص۱۸.)
در مسلم و بخاری آمده که پیامبر اکرم (ص) به جنازه یهودی احترام گذاشت اعتراض کردند فرمود آیا انسان نبود. همزیستی با غیر مسلمانان را ما از که باید یاد بگیریم؟
روزی پیامبر اسلام(ص) با گروهی از اصحابش کنار راهی نشسته و مشغول گفتگو بودند. در این هنگام، جنازه ای از دور به نظر رسید . رسول خدا(ص) به احترام جنازه، از جای برخاست. دیگر اصحاب هم به پیروی از حضرت، بلند شدند و ایستادند. وقتی جنازه عبور داده شد، کسی از حضرت پرسید: «چرا به احترام جنازه یک یهودی برخاستید؟». رسول اکرم(ص) از این پرسش، ناراحت شد و فرمود: « همه باید به جنازه، بدون توجّه به مذهب یا اُمّتی که به آن متعلّق بوده، احترام کنند؛ ولی حساب آن میت، با خداست» (داستان هایی از زندگی پیامبر ما، غلامرضا سعیدی، ص 146)  

 

دقت و تدبر در آیه 48 سوره مائده

دقت و تدبر در آیه 48 سوره مائده
   وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ
و ما این (قرآن عظیم) را به حق بر تو فرستادیم که تصدیق به درستی و راستی همه کتب که در برابر اوست نموده و بر حقیقت کتب آسمانی پیشین گواهی می‌دهد. پس حکم کن میان آنها به آنچه خدا فرستاد و در اثر پیروی از خواهش‌های ایشان حکم حقی که بر تو آمده وامگذار، ما برای هر قومی از شما شریعت و طریقه‌ای مقرّر داشتیم، و اگر خدا می‌خواست همه شما را یک امت می‌گردانید، و لیکن (این نکرد) تا شما را به احکامی که در کتاب خود به شما فرستاد بیازماید. پس به کارهای نیک سبقت گیرید، که بازگشت همه شما به سوی خداست و در آنچه اختلاف می‌نمایید شما را به (حقیقت) آن آگاه خواهد ساخت.
نکات
از طبری غافل نشوید چون اقوال گوناگون را راجع به تفسیر آیات برای ما نقل کرده است.
باید در کارهای دین مسابقه دهید نه در ردیه نویسی علیه همدیگر
و لا تشتغلوا بامر هذه الاختلافات التی ینبئکم و بین غیرکم
در میان مسلمین مسابقه در خیرات فراموش شده است ولی ده ها پایان نامه، کتاب، مقاله در رد و نقد هم نوشته می شود و صدها سخنرانی، مناظره، و برنامه های رسانه ای برای کوبیدن یکدیگر اجرا می شود که غالبا کینه و عداوت را میان مسلمانان بیشتر می کنند و بهانه و برنامه به دست دشمن می دهند تا از نقاط ضعف و مایه دشمنی بیشترین استفاده را ببرند و مشکلات امت اسلامی نه تنها حل نمی شود بلکه روز به روز بیشتر می شود.

 

دقت و تدبر در آیه 48 سوره مائده

دقت و تدبر در آیه 48 سوره مائده
   وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ
و ما این (قرآن عظیم) را به حق بر تو فرستادیم که تصدیق به درستی و راستی همه کتب که در برابر اوست نموده و بر حقیقت کتب آسمانی پیشین گواهی می‌دهد. پس حکم کن میان آنها به آنچه خدا فرستاد و در اثر پیروی از خواهش‌های ایشان حکم حقی که بر تو آمده وامگذار، ما برای هر قومی از شما شریعت و طریقه‌ای مقرّر داشتیم، و اگر خدا می‌خواست همه شما را یک امت می‌گردانید، و لیکن (این نکرد) تا شما را به احکامی که در کتاب خود به شما فرستاد بیازماید. پس به کارهای نیک سبقت گیرید، که بازگشت همه شما به سوی خداست و در آنچه اختلاف می‌نمایید شما را به (حقیقت) آن آگاه خواهد ساخت.
نکات
از طبری غافل نشوید چون اقوال گوناگون را راجع به تفسیر آیات برای ما نقل کرده است.
باید در کارهای دین مسابقه دهید نه در ردیه نویسی علیه همدیگر
و لا تشتغلوا بامر هذه الاختلافات التی ینبئکم و بین غیرکم
در میان مسلمین مسابقه در خیرات فراموش شده است ولی ده ها پایان نامه، کتاب، مقاله در رد و نقد هم نوشته می شود و صدها سخنرانی، مناظره، و برنامه های رسانه ای برای کوبیدن یکدیگر اجرا می شود که غالبا کینه و عداوت را میان مسلمانان بیشتر می کنند و بهانه و برنامه به دست دشمن می دهند تا از نقاط ضعف و مایه دشمنی بیشترین استفاده را ببرند و مشکلات امت اسلامی نه تنها حل نمی شود بلکه روز به روز بیشتر می شود.

 

آیه 48 مائده - تفسیر طبری -2


الْقَوْلُ فِي تَأْوِيلِ قَوْلِهِ تَعَالَى: {لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] يَقُولُ تَعَالَى ذِكْرُهُ: لِكُلِّ قَوْمٍ مِنْكُمْ جَعَلْنَا شِرْعَةً. وَالشِّرْعَةُ: هِيَ الشَّرِيعَةُ بِعَيْنِهَا , تُجْمَعُ الشِّرْعَةُ شِرَاعًا , وَالشَّرِيعَةُ شَرَائِعَ , وَلَوْ جُمِعَتِ الشِّرْعَةُ شَرَائِعَ كَانَ صَوَابًا , لِأَنَّ مَعْنَاهَا وَمَعْنَى الشَّرِيعَةِ وَاحِدٌ , فَيَرُدُّهَا عِنْدَ الْجَمْعِ إِلَى لَفْظِ نَظِيرِهَا. وَكُلُّ مَا شَرَعْتَ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ شَرِيعَةٌ , وَمِنْ ذَلِكَ قِيلَ لِشَرِيعَةِ الْمَاءِ: شَرِيعَةٌ , لِأَنَّهُ يُشْرَعُ مِنْهَا إِلَى الْمَاءِ , وَمِنْهُ سُمِّيَتْ شَرَائِعُ الْإِسْلَامِ شَرَائِعَ , لِشُرُوعِ أَهْلِهِ فِيهِ , وَمِنْهُ قِيلَ لِلْقَوْمِ إِذَا تَسَاوَوْا فِي الشَّيْءِ: هُمْ شُرُعٌ سَوَاءٌ. وَأَمَّا الْمِنْهَاجُ , فَإِنَّ أَصْلَهُ: الطَّرِيقُ الْبَيِّنُ الْوَاضِحُ , يُقَالَ مِنْهُ: هُوَ طَرِيقٌ نَهْجٌ وَمَنْهَجٌ بَيِّنٌ , كَمَا قَالَ الرَّاجِزُ: [البحر الرجز] مَنْ يَكُ فِي شَكٍّ فَهَذَا فَلْجُ ... مَاءٌ رُوَاءٌ وَطَرِيقٌ نَهْجُ ثُمَّ يُسْتَعْمَلُ فِي كُلِّ شَيْءٍ كَانَ بَيِّنًا وَاضِحًا يُعْمَلُ بِهِ. ثُمَّ اخْتَلَفَ أَهْلُ التَّأْوِيلِ فِي الْمَعْنِيِّ بِقَوْلِهِ: {لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ} [المائدة: 48] فَقَالَ بَعْضُهُمْ: عَنَى بِذَلِكَ أَهْلَ الْمِلَلِ الْمُخْتَلِفَةِ , أَيْ أَنَّ اللَّهَ جَعَلَ لِكُلِّ مِلَّةٍ شَرِيعَةً وَمِنْهَاجًا
ذِكْرُ مَنْ قَالَ ذَلِكَ: حَدَّثَنَا بِشْرُ بْنُ مُعَاذٍ , قَالَ: ثنا يَزِيدُ , قَالَ: ثنا سَعِيدٌ , عَنْ قَتَادَةَ , قَوْلُهُ: {§لِكُلٍّ -[494]- جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] يَقُولُ سَبِيلًا وَسُنَّةً. وَالسُّنَنُ مُخْتَلِفَةٌ: لِلتَّوْرَاةِ شَرِيعَةٌ , وِلِلْإِنْجِيلِ شَرِيعَةٌ , وَلِلْقُرْآنِ شَرِيعَةٌ , يُحِلُّ اللَّهُ فِيهَا مَا يَشَاءُ وَيُحَرِّمُ مَا يَشَاءُ بَلَاءً , لِيَعْلَمَ مَنْ يُطِيعُهُ مِمَّنْ يَعْصِيهِ , وَلَكِنَّ الدِّينَ الْوَاحِدَ الَّذِي لَا يَقْبَلُ غَيْرَهُ التَّوْحِيدُ وَالْإِخْلَاصُ لِلَّهِ الَّذِي جَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ "
حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ يَحْيَى , قَالَ: أَخْبَرَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ , قَالَ: أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ , عَنْ قَتَادَةَ , قَوْلُهُ: {§لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] قَالَ: «الدِّينُ وَاحِدٌ , وَالشَّرِيعَةُ مُخْتَلِفَةٌ»
حَدَّثَنَا الْمُثَنَّى , قَالَ: ثنا إِسْحَاقُ , قَالَ: ثنا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ هَاشِمٍ , قَالَ: أَخْبَرَنَا سَيْفُ بْنُ عُمَرَ , عَنْ أَبِي رَوْقٍ , عَنْ أَبِي أَيُّوبَ , عَنْ عَلِيٍّ , قَالَ: الْإِيمَانُ مُنْذُ بَعَثَ اللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ آدَمَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ , وَالْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ , §لِكُلِّ قَوْمٍ مَا جَاءَهُمْ مِنْ شِرْعَةٍ أَوْ مِنْهَاجٍ , فَلَا يَكُونُ الْمُقِرُّ تَارِكًا وَلَكِنَّهُ مُطِيعٌ " وَقَالَ آخَرُونَ: بَلْ عَنَى بِذَلِكَ أُمَّةَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ. وَقَالُوا: إِنَّمَا مَعْنَى الْكَلَامِ: قَدْ جَعَلْنَا الْكِتَابَ الَّذِي أَنْزَلْنَاهُ إِلَى نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَيُّهَا النَّاسُ لِكُلِّكُمْ: أَيْ لِكُلِّ مَنْ دَخَلَ فِي الْإِسْلَامِ وَأَقَرَّ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ لِي نَبِيُّ , شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا.
ذِكْرُ مَنْ قَالَ ذَلِكَ: حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ , قَالَ: ثنا الْحُسَيْنُ , قَالَ: ثني حَجَّاجٌ , عَنِ ابْنِ جُرَيْجٍ , عَنْ مُجَاهِدٍ , قَوْلُهُ: {§لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] قَالَ: " سُنَّةً {وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] السَّبِيلُ -[495]- لِكُلِّكُمْ , مَنْ دَخَلَ فِي دِينِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , فَقَدْ جَعَلَ اللَّهُ لَهُ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا , يَقُولُ: الْقُرْآنُ هُوَ لَهُ شِرْعَةٌ وَمِنْهَاجٌ وَأَوْلَى الْقَوْلَيْنِ فِي ذَلِكَ عِنْدِي بِالصَّوَابِ قَوْلُ مَنْ قَالَ: مَعْنَاهُ: لِكُلِّ أَهْلِ مِلَّةٍ مِنْكُمْ أَيُّهَا الْأُمَمُ جَعَلْنَا شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا , وَإِنَّمَا قُلْنَا ذَلِكَ أَوْلَى بِالصَّوَابِ لِقَوْلِهِ: {وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً} [المائدة: 48] وَلَوْ كَانَ عَنَى بِقَوْلِهِ: {لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ} [المائدة: 48] أُمَّةَ مُحَمَّدٍ وَهُمْ أُمَّةٌ وَاحِدَةٌ , لَمْ يَكُنْ لِقَوْلِهِ: {وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً} [المائدة: 48] وَقَدْ فَعَلَ ذَلِكَ فَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً مَعْنًى مَفْهُومٌ , وَلَكِنْ مَعْنَى ذَلِكَ عَلَى مَا جَرَى بِهِ الْخِطَابُ مِنَ اللَّهِ لِنَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ ذَكَرَ مَا كَتَبَ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي التَّوْرَاةِ , وَتَقَدَّمَ إِلَيْهِمْ بِالْعَمَلِ بِمَا فِيهَا. ثُمَّ ذَكَرَ أَنَّهُ قَفَّى بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ عَلَى آثَارِ الْأَنْبِيَاءِ قَبْلَهُ , وَأَنْزَلَ عَلَيْهِ الْإِنْجِيلَ , وَأَمَرَ مَنْ بَعَثَهُ إِلَيْهِ بِالْعَمَلِ بِمَا فِيهِ. ثُمَّ ذَكَرَ نَبِيَّنَا مُحَمَّدًا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , وَأَخْبَرَهُ أَنَّهُ أَنْزَلَ إِلَيْهِ الْكِتَابَ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ , وَأَمَرَهُ بِالْعَمَلِ بِمَا فِيهِ وَالْحُكْمَ بِمَا أَنْزَلَ إِلَيْهِ فِيهِ دُونَ مَا فِي سَائِرِ الْكُتُبِ غَيْرِهِ وَأَعْلَمَهُ أَنَّهُ قَدْ جَعَلَ لَهُ وَلِأُمَّتِهِ شَرِيعَةً غَيْرَ شَرَائِعِ الْأَنْبِيَاءِ وَالْأَمَمِ قَبْلَهُ الَّذِينَ قَصَّ عَلَيْهِمْ قَصَصَهُمْ , وَإِنْ كَانَ دِينُهُ وَدِينُهُمْ فِي تَوْحِيدِ اللَّهِ وَالْإِقْرَارِ بِمَا جَاءَهُمْ بِهِ مِنْ عِنْدِهِ وَالِانْتِهَاءِ إِلَى أَمْرِهِ وَنَهْيِهِ وَاحِدًا , فَهُمْ مُخْتَلِفُو الْأَحْوَالِ فِيمَا شَرَعَ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ , وَلِأُمَّتِهِ فِيمَا أَحَلَّ لَهُمْ وَحَرَّمَ عَلَيْهِمْ. وَبِنَحْوِ الَّذِي قُلْنَا فِي الشِّرْعَةِ وَالْمِنْهَاجِ مِنَ التَّأْوِيلَ قَالَ أَهْلُ التَّأْوِيلِ ذِكْرُ مَنْ قَالَ ذَلِكَ: حَدَّثَنَا ابْنُ بَشَّارٍ , قَالَ: ثنا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مَهْدِيٍّ , قَالَ: ثنا مِسْعَرٌ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ , عَنِ التَّمِيمِيِّ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ: {§لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] قَالَ: «سُنَّةً وسَبِيلًا»
حَدَّثَنَا هَنَّادٌ , قَالَ: ثنا وَكِيعٌ , عَنْ سُفْيَانَ وَإِسْرَائِيلَ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ , عَنِ التَّمِيمِيِّ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ: {§لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] قَالَ: «سُنَّةً وسَبِيلًا» حَدَّثَنَا ابْنُ وَكِيعٍ , قَالَ: ثنا أَبِي , عَنْ سُفْيَانَ وَإِسْرَائِيلَ وَأَبِيهِ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ , عَنِ التَّمِيمِيِّ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , مِثْلَهُ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو , قَالَ: ثنا أَبُو عَاصِمٍ , قَالَ: ثنا عِيسَى , عَنِ ابْنِ أَبِي نَجِيحٍ , عَنْ مُجَاهِدٍ , فِي قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ: {§شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] قَالَ: " الشِّرْعَةُ: السُّنَّةُ , وَمِنْهَاجًا , قَالَ: السَّبِيلُ " حَدَّثَنِي الْمُثَنَّى , قَالَ: ثنا أَبُو حُذَيْفَةَ , قَالَ: ثنا شِبْلٌ , عَنِ ابْنِ أَبِي نَجِيحٍ , عَنْ مُجَاهِدٍ بِنَحْوِهِ
حَدَّثَنِي الْمُثَنَّى , قَالَ: ثنا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ صَالِحٍ , قَالَ: ثني مُعَاوِيَةُ بْنُ صَالِحٍ , عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَلْحَةَ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , قَوْلَهُ: {§لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] يَقُولُ: «سَبِيلًا وَسُنَّةً» -[498]- حَدَّثَنِي الْمُثَنَّى , قَالَ: ثنا الْحَوْضِيُّ , قَالَ: ثنا شُعْبَةُ , قَالَ: ثنا أَبُو إِسْحَاقَ , قَالَ: سَمِعْتُ رَجُلًا مِنْ بَنِي تَمِيمٍ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ بِنَحْوِهِ
حَدَّثَنَا ابْنُ وَكِيعٍ , قَالَ: ثنا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى , عَنْ إِسْرَائِيلَ , عَنْ أَبِي يَحْيَى الْقَتَّاتِ , عَنْ مُجَاهِدٍ , قَالَ: «§سُنَّةً وسَبِيلًا»
حَدَّثَنَا ابْنُ وَكِيعٍ , قَالَ: ثنا يَزِيدُ بْنُ هَارُونَ , عَنْ سُفْيَانَ بْنِ حُسَيْنٍ , قَالَ: سَمِعْتُ الْحَسَنَ , يَقُولُ: " §الشِّرْعَةُ: السُّنَّةُ "
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ سَعْدٍ , قَالَ: ثني أَبِي , قَالَ: ثني عَمِّي , قَالَ: ثني أَبِي , عَنْ أَبِيهِ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَوْلُهُ: {§لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] يَعْنِي: «سَبِيلًا وَسُنَّةً»
حَدَّثَنَا هَنَّادٌ , قَالَ: ثنا أَبُو يَحْيَى الرَّازِيُّ , عَنْ أَبِي شَيْبَانَ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ , عَنْ يَحْيَى بْنِ وَثَّابٍ , قَالَ: سَأَلْتُ ابْنَ عَبَّاسٍ عَنْ قَوْلِهِ: {§لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] قَالَ: «سُنَّةً وسَبِيلًا»
حَدَّثَنَا أَبُو كُرَيْبٍ , قَالَ: ثنا ابْنُ عُلَيَّةَ , قَالَ: ثنا إِسْرَائِيلُ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ , عَنِ التَّمِيمِيِّ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ: {§شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] قَالَ: «سُنَّةً وسَبِيلًا» حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ , قَالَ: ثنا حَكَّامٌ , عَنْ عَمْرٍو , عَنْ مُطَرِّفٍ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ , عَنْ رَجُلٍ مِنْ بَنِي تَمِيمٍ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , بِمِثْلِهِ ". -[497]- حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ , قَالَ: ثنا حَكَّامٌ , عَنْ عَنبَسَةَ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ , عَنِ التَّمِيمِيِّ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , مِثْلَهُ 
حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ , قَالَ: ثنا الْحُسَيْنُ , قَالَ: ثني حَجَّاجٌ , عَنِ ابْنِ جُرَيْجٍ , عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , قَالَ: «§السُّنَّةُ وَالسَّبِيلُ»
حَدَّثَنَا بِشْرُ بْنُ مُعَاذٍ , قَالَ: ثنا يَزِيدُ , قَالَ: ثنا سَعِيدٌ , عَنْ قَتَادَةَ: قَوْلُهُ: {§لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] يَقُولُ: «سَبِيلًا وَسُنَّةً»
حُدِّثْتُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْفَرَجِ , قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا مُعَاذٍ الْفَضْلَ بْنَ خَالِدٍ , قَالَ: أَخْبَرَنِي عُبَيْدُ بْنُ سَلْمَانَ , قَالَ: سَمِعْتُ الضَّحَّاكَ , يَقُولُ فِي قَوْلِهِ: {§شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] قَالَ: «سَبِيلًا وَسُنَّةً»
§الْقَوْلُ فِي تَأْوِيلِ قَوْلِهِ تَعَالَى: {وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِيمَا آتَاكُمْ} يَقُولُ تَعَالَى ذِكْرُهُ: وَلَوْ شَاءَ رَبُّكُمْ لَجَعَلَ شَرَائِعَكُمْ وَاحِدَةً , وَلَمْ يَجْعَلْ لِكُلِّ أُمَّةٍ شَرِيعَةً وَمِنْهَاجًا غَيْرَ شَرَائِعِ الْأُمَمِ الْآخَرِ وَمِنْهَاجِهِمْ , فَكُنْتُمْ تَكُونُونَ أُمَّةً وَاحِدَةً , لَا تَخْتَلِفُ شَرَائِعُكُمْ وَمِنْهَاجُكُمْ. ولَكِنَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ يَعْلَمُ ذَلِكَ , فَخَالَفَ بَيْنَ -[499]- شَرَائِعُكُمْ لِيَخْتَبِرَكُمْ فَيَعْرِفَ الْمُطِيعَ مِنْكُمْ مِنَ الْعَاصِي وَالْعَامِلَ بِمَا أَمَرَهُ فِي الْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَهُ إِلَى نَبِيِّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنَ الْمُخَالِفِ. وَالِابْتِلَاءُ: هُوَ الاخْتِيَارُ , وَقَدْ ثَبَتَ ذَلِكَ بِشَوَاهِدِهِ فِيمَا مَضَى قَبْلُ. وَقَوْلُهُ {فِيمَا آتَاكُمْ} يَعْنِي: " فِيمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكُتُبِ. كَمَا:
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ , قَالَ: ثنا أَحْمَدُ بْنُ الْمُفَضَّلِ , قَالَ: ثنا أَسْبَاطٌ , عَنِ السُّدِّيِّ: {§شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] يَقُولُ: «سَبِيلًا وَسُنَّةً»
حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ , قَالَ: ثنا الْحُسَيْنُ , قَالَ: ثني حَجَّاجٌ , عَنِ ابْنِ جُرَيْجٍ: {§وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِيمَا آتَاكُمْ} قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ كَثِيرٍ: لَا أَعْلَمُهُ إِلَّا قَالَ: لِيَبْلُوَكُمْ فِيمَا آتَاكُمْ مِنَ الْكُتُبِ " فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ: وَكَيْفَ قَالَ: لِيَبْلُوَكُمْ فِيمَا آتَاكُمْ , وَمَنِ الْمُخَاطَبُ بِذَلِكَ , وَقَدْ ذَكَرْتَ أَنَّ الْمَعْنَىَ: لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا لِكُلِّ نَبِيٍّ مَعَ الْأَنْبِيَاءِ الَّذِينَ مَضَوْا قَبْلَهُ وَأُمَمِهِمُ الَّذِينَ قَبْلَ نَبِيِّنَا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , وَالْمُخَاطَبُ النَّبِيُّ وَحْدَهُ؟ قِيلَ: إِنَّ الْخِطَابَ وَإِنْ كَانَ لِنَبِيِّنَا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , فَإِنَّهُ قَدْ أُرِيدَ بِهِ الْخَبَرُ عَنِ الْأَنْبِيَاءِ قَبْلَهُ وَأُمَمِهِمْ , وَلَكِنَّ الْعَرَبَ مِنْ شَأْنِهَا إِذَا خَاطَبَتْ إِنْسَانًا وَضَمَّتْ إِلَيْهِ غَائِبًا فَأَرَادَتِ الْخَبَرَ عَنْهُ أَنْ تُغَلِّبَ الْمُخَاطَبَ فَيَخْرُجُ الْخَبَرُ عَنْهُمَا عَلَى وَجْهِ الْخِطَابِ , فَلِذَلِكَ قَالَ تَعَالَى ذِكْرُهُ: {لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48]
§الْقَوْلُ فِي تَأْوِيلِ قَوْلِهِ تَعَالَى: {فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ} [المائدة: 48] يَقُولُ تَعَالَى ذِكْرُهُ: فَبَادِرُوا أَيُّهَا النَّاسُ , إِلَى الصَّالِحَاتِ مِنَ الْأَعْمَالِ وَالْقُرَبِ إِلَى رَبِّكُمْ بِإِدْمَانِ الْعَمَلِ بِمَا فِي كِتَابِكُمُ الَّذِي أَنْزَلَهُ إِلَى نَبِيِّكُمْ , فَإِنَّهُ إِنَّمَا أَنْزَلَهُ امْتِحَانًا لَكُمْ وَابْتِلَاءً , لِيَتَبَيَّنَ الْمُحْسِنَ مِنْكُمْ مِنَ الْمُسِيءِ , فَيُجَازِي جَمِيعَكُمْ عَلَى عَمَلِهِ جَزَاءَهُ عِنْدَ مَصِيرِكُمْ إِلَيْهِ , فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا , فَيُخْبِرُ كُلَّ فَرِيقٍ مِنْكُمْ بِمَا كَانَ يُخَالِفُ فِيهِ الْفِرَقَ الْأُخْرَى , فَيَفْصِلُ بَيْنَهُمْ بِفَصْلِ الْقَضَاءِ , وَيُبَيِّنُ الْمُحِقَّ بِمُجَازَاتِهِ إِيَّاهُ بِجَنَاتِهِ مِنَ الْمُسِيءِ بِعِقَابِهِ إِيَّاهُ بِالنَّارِ , فَيَتَبَيَّنُ حِينَئِذٍ كُلُّ حِزْبٍ عِيَانًا , الْمُحِقُّ مِنْهُمْ مِنَ الْمُبْطِلِ. فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ: أَوَ لَمْ يُنْبِئْنَا رَبُّنَا فِي الدُّنْيَا قَبْلَ مَرْجِعِنَا إِلَيْهِ مَا نَحْنُ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ؟ قِيلَ: إِنَّهُ بَيَّنَ ذَلِكَ فِي الدُّنْيَا بِالرُّسُلِ وَالْأَدِلَّةِ وَالْحُجَجِ , دُونَ الثَّوَابِ وَالْعِقَابِ عِيَانًا , فَمُصَدِّقٌ بِذَلِكَ وَمُكَذِّبٌ. وَأَمَّا عِنْدَ الْمَرْجِعِ إِلَيْهِ , فَإِنَّهُ يُنَبِّئُهُمْ بِذَلِكَ بِالْمُجَازَاةِ الَّتِي لَا يَشْكُونَ مَعَهَا فِي مَعْرِفَةِ الْمُحِقِّ وَالْمُبْطِلِ , وَلَا يَقْدِرُونَ عَلَى إِدْخَالِ اللَّبْسَ مَعَهَا عَلَى أَنْفُسِهِمْ , فَكَذَلِكَ خَبَرُهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ أَنَّهُ يُنْبِئُنَا عِنْدَ الْمَرْجِعُ إِلَيْهِ بِمَا كُنَّا فِيهِ نَخْتَلِفُ فِي الدُّنْيَا. وَإِنَّمَا مَعْنَى ذَلِكَ: إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا , فَتَعْرِفُونَ الْمُحِقَّ حِينَئِذٍ مِنَ الْمُبْطِلِ مِنْكُمْ. كَمَا:
حَدَّثَنَا ابْنُ وَكِيعٍ , قَالَ: ثنا زَيْدُ بْنُ حُبَابٍ , عَنْ أَبِي سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ الضَّحَّاكَ يَقُولُ: {§فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا} [المائدة: 48] قَالَ: «أُمَّةُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْبَرُّ وَالْفَاجِرُ»
الْقَوْلُ فِي تَأْوِيلِ قَوْلِهِ تَعَالَى: {وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ} [المائدة: 49] يَعْنِي تَعَالَى ذِكْرُهُ بِقَوْلِهِ: وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ: وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ يَا مُحَمَّدُ الْكِتَابَ , مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ , وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ فَأَنَّ فِي مَوْضِعِ نَصْبٍ بِالتَّنْزِيلِ، وَيَعْنِي بِقَوْلِهِ: {بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ} [البقرة: 90] بِحُكْمِ اللَّهِ الَّذِي أَنْزَلَهُ إِلَيْكَ فِي كِتَابِهِ. وَأَمَّا قَوْلُهُ: {وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ} [المائدة: 48] فَإِنَّهُ نَهْيٌ مِنَ اللَّهِ نَبِيَّهُ مُحَمَّدًا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنْ يَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الْيَهُودِ الَّذِينَ احْتَكَمُوا إِلَيْهِ فِي قَتِيلِهِمْ وَفَاجِرِيهِمْ , وَأَمْرٌ مِنْهُ لَهُ بِلُزُومِ الْعَمَلِ بِكِتَابِهِ الَّذِي أَنْزَلَهُ إِلَيْهِ. وَقَوْلُهُ: {وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ} [المائدة: 49] يَقُولُ تَعَالَى ذِكْرُهُ لِنَبِيِّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: وَاحْذَرْ يَا مُحَمَّدُ هَؤُلَاءِ الْيَهُودَ الَّذِينَ جَاءُوكَ مُحْتَكِمِينَ إِلَيْكَ أَنْ يَفْتِنُوكَ , فَيَصُدُّوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ مِنْ حُكْمِ كِتَابِهِ , فَيَحْمِلُوكَ عَلَى تَرْكِ الْعَمَلِ بِهِ وَاتِّبَاعِ أَهْوَائِهِمْ. وَقَوْلُهُ: {فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمُ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ} [المائدة: 49] يَقُولُ تَعَالَى ذِكْرُهُ: فَإِنْ تَوَلَّى هَؤُلَاءِ الْيَهُودُ الَّذِينَ اخْتَصَمُوا إِلَيْكَ عَنْكَ , فَتَرَكُوا الْعَمَلَ بِمَا حَكَمْتَ بِهِ عَلَيْهِمْ , وَقَضَيْتَ فِيهِمْ , فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمُ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ , يَقُولُ: فَاعْلَمْ أَنَّهُمْ لَمْ يَتَوَلَّوْا عَنِ الرِّضَا بِحُكْمِكَ وَقَدْ قَضَيْتَ بِالْحَقِّ إِلَّا مِنْ أَجْلِ أَنَّ اللَّهَ يُرِيدُ أَنْ يَتَعَجَّلَ عُقُوبَتَهُمْ فِي عَاجِلِ الدُّنْيَا بِبَعْضِ مَا قَدْ سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِهِمْ {وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ} [المائدة: 49] يَقُولُ: " وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْيَهُودِ لَفَاسِقُونَ , يَقُولُ: لَتَارِكُو الْعَمَلَ بِكِتَابِ اللَّهِ , وَلَخَارِجُونَ عَنْ طَاعَتِهِ إِلَى مَعْصِيَتِهِ.
وَبِنَحْوِ الَّذِي قُلْنَا فِي ذَلِكَ جَاءَتِ الرِّوَايَةُ عَنْ أَهْلِ التَّأْوِيلِ
حَدَّثَنِي يَعْقُوبُ , قَالَ: ثنا هُشَيْمٌ , عَنْ مُغِيرَةَ , عَنِ الشَّعْبِيِّ , قَالَ: " دَخَلَ الْمَجُوسُ مَعَ أَهْلِ الْكِتَابِ فِي هَذِهِ الْآيَةِ: {§وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ} [المائدة: 49] "
ذِكْرُ مَنْ قَالَ ذَلِكَ: حَدَّثَنَا أَبُو كُرَيْبٍ , قَالَ: ثنا يُونُسُ بْنُ بُكَيْرٍ , عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ , قَالَ: ثني مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي مُحَمَّدٍ مَوْلَى زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ , قَالَ: ثني سَعِيدُ بْنُ جُبَيْرٍ أَوْ عِكْرِمَةُ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , قَالَ: قَالَ كَعْبُ بْنُ أَسَدٍ وَابْنُ صُورِيَا وَشَأْسُ بْنُ قَيْسٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ: اذْهَبُوا بِنَا إِلَى مُحَمَّدٍ لَعَلَّنَا نَفْتِنُهُ عَنْ دِينِهِ , فَأَتَوْهُ فَقَالُوا: يَا مُحَمَّدُ إِنَّكَ قَدْ عَرَفْتَ أَنَّا أَحْبَارُ يَهُودَ وَأَشْرَافُهُمْ وَسَادَاتُهُمْ , وَأَنَّا إِنِ اتَّبَعْنَاكَ اتَّبَعَنَا يَهُودُ وَلَمْ يُخَالِفُونَا , وَإِنَّ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا خُصُومَةً , فَنُحَاكِمُهُمْ إِلَيْكَ , فَتَقْضِي لَنَا عَلَيْهِمْ وَنُؤْمِنُ لَكَ وَنُصَدِّقُكَ. فَأَبَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِمْ: {§وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ} [المائدة: 49] إِلَى قَوْلِهِ: {لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ} [البقرة: 118] "
حَدَّثَنِي يُونُسُ , قَالَ: أَخْبَرَنَا ابْنُ وَهْبٍ , قَالَ: قَالَ ابْنُ زَيْدٍ فِي قَوْلِهِ: {§وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ} [المائدة: 49] قَالَ: " أَنْ يَقُولُوا فِي التَّوْرَاةِ كَذَا , وَقَدْ بَيَّنَّا لَكَ مَا فِي التَّوْرَاةِ. وَقَرَأَ: {وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ} [المائدة: 45] بَعْضُهَا بِبَعْضٍ "

 

آیه 48 سوره مائده -تفسیر طبری-1


الْقَوْلُ فِي تَأْوِيلِ قَوْلِهِ تَعَالَى: {وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبَقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ} [المائدة: 48] 
وَهَذَا خِطَابٌ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ لِنَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , يَقُولُ تَعَالَى ذِكْرُهُ : {وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ} [المائدة: 48] يَا مُحَمَّدُ {الْكِتَابَ} [البقرة: 2] وَهُوَ الْقُرْآنُ الَّذِي أَنْزَلَهُ عَلَيْهِ. وَيَعْنِي بِقَوْلِهِ: {بِالْحَقِّ} [البقرة: 71] بِالصِّدْقِ , وَلَا كَذِبَ فِيهِ , وَلَا شَكَّ أَنَّهُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ {مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ} [المائدة: 48] يَقُولُ: " أَنْزَلْنَاهُ بِتَصْدِيقِ مَا قَبْلَهُ مِنْ كُتُبِ اللَّهِ الَّتِي أَنْزَلَهَا إِلَى أَنْبِيَائِهِ {وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] يَقُولُ: " أَنْزَلْنَا الْكِتَابَ الَّذِي أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ يَا مُحَمَّدُ مُصَدِّقًا لِلْكُتُبِ قَبْلَهُ , وشَهِيدًا عَلَيْهَا أَنَّهَا حَقٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ , أَمِينًا عَلَيْهَا , حَافِظًا لَهَا. وَأَصْلُ الْهَيْمَنَةِ: الْحِفْظُ وَالارْتِقَابُ , يُقَالَ إِذَا رَقَبَ الرَّجُلُ الشَّيْءَ وَحَفِظَهُ وَشَهِدَهُ: قَدْ هَيْمَنَ فُلَانٌ عَلَيْهِ , فَهُوَ يُهَيْمِنُ هَيْمَنَةً , وَهُوَ عَلَيْهِ مُهَيْمِنٌ. وَبِنَحْوِ الَّذِي قُلْنَا فِي ذَلِكَ قَالَ أَهْلُ التَّأْوِيلِ. إِلَّا أَنَّهُمُ اخْتَلَفَتْ عِبَارَاتُهُمْ عَنْهُ , فَقَالَ بَعْضُهُمْ: مَعْنَاهُ: شَهِيدًا
ذِكْرُ مَنْ قَالَ ذَلِكَ: حَدَّثَنِي الْمُثَنَّى , قَالَ: ثنا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ صَالِحٍ , قَالَ: ثني مُعَاوِيَةُ بْنُ صَالِحٍ , عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَلْحَةَ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , قَوْلُهُ: {§وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] يَقُولُ: «شَهِيدًا»
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ , قَالَ: ثنا أَحْمَدُ بْنُ مُفَضَّلٍ , قَالَ: ثنا أَسْبَاطٌ , عَنِ السُّدِّيِّ: {§وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] قَالَ: «شَهِيدًا عَلَيْهِ»
حَدَّثَنِي بِشْرُ بْنُ مُعَاذٍ , قَالَ: ثنا يَزِيدُ , قَالَ: ثنا سَعِيدٌ , عَنْ قَتَادَةَ , قَوْلُهُ: {§وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ} [المائدة: 48] يَقُولُ: " الْكُتُبَ -[487]- الَّتِي خَلَتْ قَبْلَهُ {وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] أَمِينًا وَشَاهِدًا عَلَى الْكُتُبِ الَّتِي خَلَتْ قَبْلَهُ "
حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ , قَالَ: ثنا الْحُسَيْنُ , قَالَ: ثني حَجَّاجٌ , عَنِ ابْنِ جُرَيْجٍ , عَنْ مُجَاهِدٍ: {§وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] مُؤْتَمَنًا عَلَى الْقُرْآنِ وَشَاهِدًا وَمُصَدِّقًا وَقَالَ ابْنُ جُرَيْجٍ وَآخَرُونَ: الْقُرْآنُ أَمِينٌ عَلَى الْكُتُبِ فِيمَا إِذْ أَخْبَرَنَا أَهْلُ الْكِتَابِ فِي كِتَابِهِمْ بِأَمْرٍ إِنْ كَانَ فِي الْقُرْآنِ فَصَدِّقُوا , وَإِلَّا فَكَذِّبُوا وَقَالَ بَعْضُهُمْ: مَعْنَاهُ: أَمِينٌ عَلَيْهِ
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُبَيْدٍ الْمُحَارِبِيُّ , قَالَ: ثنا أَبُو الْأَحْوَصِ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ , عَنِ التَّمِيمِيِّ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي قَوْلِهِ: {§وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] قَالَ: «مُؤْتَمَنًا عَلَيْهِ» حَدَّثَنَا ابْنُ وَكِيعٍ , قَالَ: ثنا أَبِي , قَالَ: ثنا سُفْيَانُ وَإِسْرَائِيلُ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ , عَنِ التَّمِيمِيِّ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , مِثْلَهُ -[488]- حَدَّثَنَا هَنَّادٌ , قَالَ: ثنا وَكِيعٌ , عَنْ سُفْيَانَ وَإِسْرَائِيلَ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ بِإِسْنَادِهِ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , مِثْلَهُ حَدَّثَنَا أَبُو كُرَيْبٍ , قَالَ: ثنا ابْنُ عَطِيَّةَ , قَالَ: ثنا إِسْرَائِيلُ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ , عَنِ التَّمِيمِيِّ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , مِثْلَهُ حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ , قَالَ: ثنا حَكَّامٌ , عَنْ عَنبَسَةَ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ , عَنِ التَّمِيمِيِّ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , مِثْلَهُ حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ , قَالَ: ثنا حَكَّامٌ , عَنْ عَمْرٍو , عَنْ مُطَرِّفٍ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ , عَنْ رَجُلٍ مِنْ تَمِيمٍ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , مِثْلَهُ
ذِكْرُ مَنْ قَالَ ذَلِكَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ , قَالَ: ثنا عَبْدُ الرَّحْمَنِ , وَحَدَّثَنَا هَنَّادُ بْنُ السَّرِيِّ , قَالَ: ثنا وَكِيعٌ , جَمِيعًا , عَنْ سُفْيَانَ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ , عَنِ التَّمِيمِيِّ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ: {§وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] قَالَ: «مُؤْتَمَنًا عَلَيْهِ»
حَدَّثَنِي الْمُثَنَّى , قَالَ: ثنا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ صَالِحٍ , قَالَ: ثني مُعَاوِيَةُ بْنُ صَالِحٍ , عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَلْحَةَ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , قَوْلُهُ: {§وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] قَالَ: " وَالْمُهَيْمِنُ: الْأَمِينُ , قَالَ: الْقُرْآنُ أَمِينٌ عَلَى كُلِّ كِتَابٍ قَبْلَهُ "
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ سَعْدٍ , قَالَ: ثني أَبِي , قَالَ: ثني عَمِّي , قَالَ: ثني أَبِي , عَنْ أَبِيهِ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ , قَوْلُهُ: {§وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ} [المائدة: 48] وَهُوَ الْقُرْآنُ , شَاهِدٌ عَلَى التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ , مُصَدِّقًا لَهُمَا {مُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] يَعْنِي: «أَمِينًا عَلَيْهِ , يَحْكُمُ عَلَى مَا كَانَ قَبْلَهُ مِنَ الْكُتُبِ»
حَدَّثَنَا ابْنُ وَكِيعٍ , قَالَ: ثنا حُمَيْدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ , عَنْ قَيْسٍ , عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ , عَنِ التَّمِيمِيِّ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ: {§وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] قَالَ: «مُؤْتَمَنًا عَلَيْهِ»
حَدَّثَنَا مُعَاذُ بْنُ الْمُثَنَّى، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ الْمِنْهَالِ، ثنا يَزِيدُ بْنُ زُرَيْعٍ، عَنْ رَوْحِ بْنِ الْقَاسِمِ، عَنْ عَمْرِو بْنِ دِينَارٍ، عَنْ طَاوُسٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّهُ عَنْهُمَا، أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي الْأَرْضِ قَالَ: «§تَمْنَحُها أَخَاكَ، خَيْرٌ مِنْ أَنْ تَأْخُذَ عَلَيْهَا خَرَاجًا»
حَدَّثَنَا هَنَّادٌ , قَالَ: ثنا وَكِيعٌ , وَحَدَّثَنَا ابْنُ وَكِيعٍ , قَالَ: ثنا أَبِي , عَنْ سُفْيَانَ , وَإِسْرَائِيلَ , عَنْ عَلِيِّ بْنِ بَذِيمَةَ , عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ: {§وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] قَالَ: «مُؤْتَمَنًا عَلَى مَا قَبْلَهُ مِنَ الْكُتُبِ»
حَدَّثَنِي يَعْقُوبُ , قَالَ: ثنا ابْنُ عُلَيَّةَ , عَنْ أَبِي رَجَاءٍ , قَالَ: سَأَلْتُ الْحَسَنَ , عَنْ قَوْلِهِ: {§وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] قَالَ: " مُصَدِّقًا لِهَذِهِ الْكُتُبِ وَأَمِينًا عَلَيْهَا. وَسُئِلَ عَنْهَا عِكْرِمَةُ وَأَنَا أَسْمَعُ , فَقَالَ: مُؤْتَمَنًا عَلَيْهِ " وَقَالَ آخَرُونَ: مَعْنَى الْمُهَيْمِنِ الْمُصَدِّقُ 
ذِكْرُ مَنْ قَالَ ذَلِكَ: حَدَّثَنِي يُونُسُ , قَالَ: أَخْبَرَنَا ابْنُ وَهْبٍ , قَالَ: قَالَ ابْنُ زَيْدٍ فِي قَوْلِهِ: {§وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] قَالَ: «مُصَدِّقًا عَلَيْهِ. كُلُّ شَيْءٍ أَنْزَلَهُ اللَّهُ مِنْ تَوْرَاةٍ أَوْ إِنْجِيلٍ أَوْ زَبُورٍ فَالْقُرْآنُ مُصَدِّقٌ عَلَى ذَلِكَ , وَكُلُّ شَيْءٍ ذَكَرَ اللَّهُ فِي الْقُرْآنِ فَهُوَ مُصَدِّقٌ عَلَيْهَا وَعَلَى مَا حَدَّثَ عَنْهَا أَنَّهُ حَقٌّ» وَقَالَ آخَرُونَ: عَنَى بِقَوْلِهِ: {مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] نَبِيَّ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ
ذِكْرُ مَنْ قَالَ ذَلِكَ: حَدَّثَنِي الْمُثَنَّى , قَالَ: ثنا أَبُو حُذَيْفَةَ , قَالَ: ثنا شِبْلٌ , عَنِ ابْنِ أَبِي نَجِيحٍ , عَنْ مُجَاهِدٍ: {§وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] مُحَمَّدٌ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , مُؤْتَمَنٌ عَلَى الْقُرْآنِ "
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو , قَالَ: ثنا أَبُو عَاصِمٍ , قَالَ: ثنا عِيسَى , عَنِ ابْنِ أَبِي نَجِيحٍ , عَنْ مُجَاهِدٍ: {§وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ} [المائدة: 48] قَالَ: " مُحَمَّدٌ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , مُؤْتَمَنٌ عَلَى الْقُرْآنِ فَتَأْوِيلُ الْكَلَامِ عَلَى مَا تَأَوَّلَهُ مُجَاهِدٌ: وَأَنْزَلْنَا الْكِتَابَ مُصَدِّقًا الْكُتُبَ قَبْلَهُ إِلَيْكَ , مُهَيْمِنًا عَلَيْهِ. فَيَكُونُ قَوْلُهُ مُصَدِّقًا حَالًا مِنَ الْكِتَابِ وَبَعْضًا مِنْهُ , وَيَكُونُ التَّصْدِيقُ مِنْ صِفَةِ الْكِتَابِ , وَالْمُهَيْمِنُ حَالًا مِنَ الْكَافِ الَّتِي فِي إِلَيْكَ , وَهِيَ كِنَايَةٌ عَنْ ذِكْرِ اسْمِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , وَالْهَاءُ فِي قَوْلِهِ: {عَلَيْهِ} [المائدة: 48] عَائِدَةٌ عَلَى الْكِتَابِ. -[491]- وَهَذَا التَّأْوِيلُ بَعِيدٌ مِنَ الْمَفْهُومِ فِي كَلَامِ الْعَرَبِ , بَلْ هُوَ خَطَأٌ , وَذَلِكَ أَنَّ الْمُهَيْمِنَ عَطْفٌ عَلَى الْمُصَدِّقِ , فَلَا يَكُونُ إِلَّا مِنْ صِفَةِ مَا كَانَ الْمُصَدِّقُ صِفَةً لَهُ , وَلَوْ كَانَ مَعْنَى الْكَلَامِ مَا رُوِيَ عَنْ مُجَاهِدٍ لَقِيلَ: وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ؛ لِأَنَّهُ مُتَقَدِّمٌ مِنْ صِفَةِ الْكَافِ الَّتِي فِي إِلَيْكَ , وَلَيْسَ بَعْدَهَا شَيْءٌ يَكُونُ مُهَيْمِنًا عَلَيْهِ عَطْفًا عَلَيْهِ , وَإِنَّمَا عُطِفَ بِهِ عَلَى الْمُصَدِّقِ , لِأَنَّهُ مِنْ صِفَةِ الْكِتَابِ الَّذِي مِنْ صِفَتِهِ الْمُصَدِّقُ. فَإِنْ ظَنَّ ظَانٌّ أَنَّ الْمُصَدِّقَ عَلَى قَوْلِ مُجَاهِدٍ وَتَأْوِيلُهُ هَذَا مِنْ صِفَةِ الْكَافِ الَّتِي فِي إِلَيْكَ , فَإِنَّ قَوْلَهُ: {لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ} [المائدة: 48] يُبْطِلُ أَنْ يَكُونَ تَأْوِيلُ ذَلِكَ كَذَلِكَ , وَأَنْ يَكُونَ الْمُصَدِّقُ مِنْ صِفَةِ الْكَافِ الَّتِي فِي إِلَيْكَ , لِأَنَّ الْهَاءَ فِي قَوْلِهِ: {بَيْنَ يَدَيْهِ} [المائدة: 48] كِنَايَةُ اسْمٍ غَيْرِ الْمُخَاطَبِ , وَهُوَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي قَوْلِهِ إِلَيْكَ , وَلَوْ كَانَ الْمُصَدِّقُ مِنْ صِفَةِ الْكَافِ لَكَانَ الْكَلَامُ: وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ , فَيَكُونُ مَعْنَى الْكَلَامِ حِينَئِذٍ كَذَلِكَ §الْقَوْلُ فِي تَأْوِيلِ قَوْلِهِ تَعَالَى: {فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ} [المائدة: 48] وَهَذَا أَمْرٌ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ لِنَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنْ يَحْكُمَ بَيْنَ الْمُحْتَكِمِينَ إِلَيْهِ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَسَائِرِ أَهْلِ الْمِلَلِ , بِكِتَابِهِ الَّذِي أَنْزَلَهُ إِلَيْهِ , وَهُوَ الْقُرْآنُ الَّذِي خَصَّهُ بِشَرِيعَتِهِ. يَقُولُ تَعَالَى ذِكْرُهُ: احْكُمْ يَا مُحَمَّدُ بَيْنَ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ كِتَابِي وَأَحْكَامِي , فِي كُلِّ مَا احْتَكَمُوا فِيهِ إِلَيْكَ مِنَ الْحُدُودِ وَالْجُرُوحِ وَالْقَوَدِ وَالنُّفُوسِ , فَارُجُمِ الزَّانِي الْمُحْصَنَ , وَاقْتُلِ النَّفْسَ الْقَاتِلَةَ بِالنَّفْسِ الْمَقْتُولَةِ ظُلْمًا , وَافْقَأِ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ , وَاجْدَعِ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ , فَإِنِّي أَنْزَلْتُ إِلَيْكَ الْقُرْآنَ مُصَدِّقًا فِي ذَلِكَ مَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكُتُبِ , وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ , رَقِيبًا يَقْضِي عَلَى مَا قَبْلَهُ مِنْ سَائِرِ الْكُتُبِ قَبْلَهُ. وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ هَؤُلَاءِ الْيَهُودِ , الَّذِينَ يَقُولُونَ: إِنْ أُوتِيتُمُ الْجَلْدَ فِي الزَّانِي الْمُحْصَنِ دُونَ الرَّجْمِ , وَقَتْلَ الْوَضِيعِ بِالشَّرِيفِ إِذَا قَتَلَهُ , وَتَرْكَ قَتْلِ الشَّرِيفِ بِالْوَضِيعِ إِذَا قَتَلَهُ , فَخُذُوهُ , وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا , عَنِ الَّذِي جَاءَكَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مِنَ الْحَقِّ , وَهُوَ كِتَابُ اللَّهِ الَّذِي أَنْزَلَهُ إِلَيْكَ. يَقُولُ لَهُ: اعْمَلْ بِكِتَابِي الَّذِي أَنْزَلْتُهُ إِلَيْكَ إِذَا احْتَكَمُوا إِلَيْكَ , فَاخْتَرِ الْحُكْمَ عَلَيْهِمْ , وَلَا تَتْرُكَنَّ الْعَمَلَ بِذَلِكَ اتِّبَاعًا مِنْكَ أَهْوَاءَهُمْ وَإِيثَارًا لَهَا عَلَى الْحَقِّ الَّذِي أَنْزَلْتُهُ إِلَيْكَ فِي كِتَابِي. كَمَا:
حَدَّثَنِي الْمُثَنَّى , قَالَ: ثنا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ صَالِحٍ , قَالَ: ثني مُعَاوِيَةُ بْنُ صَالِحٍ , عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَلْحَةَ , عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ: {§فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ} [المائدة: 48] يَقُولُ: " بِحُدُودِ اللَّهِ {وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ} [المائدة: 48] "
حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ , قَالَ: ثنا هَارُونُ , عَنْ عَنبَسَةَ , عَنْ جَابِرٍ , عَنْ عَامِرٍ , عَنْ مَسْرُوقٍ: أَنَّهُ كَانَ يُحَلِّفُ الْيَهُودِيَّ وَالنَّصْرَانِيَّ بِاللَّهِ؛ ثُمَّ قَرَأَ: {§وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ} [المائدة: 49] وَأَنْزَلَ اللَّهُ: {أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا} [الأنعام: 151] "
تفسیر طبری، ج 8 از ص 485

راهکارهای قرآن برای رفع اختلاق

راهکارهای قرآن برای رفع تفرقه و اختلاف

مهمترین آن ایمان و عمل صالح است

دقت و تدبر در آیات 6-12 سوره حجرات

دقت و تدبر در آیات 6-12 سوره حجرات

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ ﴿۶﴾
اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد اگر فاسقى برايتان خبرى آورد نيك وارسى كنيد مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد] از آنچه كرده‏ ايد پشيمان شويد 
 وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ ﴿۷﴾
و بدانيد كه پيامبر خدا در ميان شماست اگر در بسيارى از كارها از [راى و ميل] شما پيروى كند قطعا دچار زحمت مى ‏شويد ليكن خدا ايمان را براى شما دوست‏ داشتنى گردانيد و آن را در دلهاى شما بياراست و كفر و پليدكارى و سركشى را در نظرتان ناخوشايند ساخت آنان [كه چنين‏اند] ره‏يافتگانند
 فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَنِعْمَةً وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۸﴾
[و اين] بخششى از خدا و نعمتى [از اوست] و خدا داناى سنجيده‏ كار است 
 وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿۹﴾
و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد با آن [طايفه‏ اى] كه تعدى مى ‏كند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست مى دارد 
 إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿۱۰﴾
در حقيقت مؤمنان با هم برادرند پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد اميد كه مورد رحمت قرار گيريد
 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۱۱﴾
اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند شايد آنها از اينها بهتر باشند و نبايد زنانى زنان [ديگر] را [ريشخند كنند ] شايد آنها از اينها بهتر باشند و از يكديگر عيب مگيريد و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند
 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ ﴿۱۲﴾
اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پاره‏ اى از گمانها گناه است و جاسوسى مكنيد و بعضى از شما غيبت بعضى نكند آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏ اش را بخورد از آن كراهت داريد [پس] از خدا بترسيد كه خدا توبه‏ پذير مهربان است 

 

آیات 101-108 آل عمران

دقت و تدبر در آیات 101 تا 108 سوره آل عمران

وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنْتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۱۰۱﴾
و چگونه كفر مى ‏ورزيد با اينكه آيات خدا بر شما خوانده مى ‏شود و پيامبر او ميان شماست و هر كس به خدا تمسك جويد قطعا به راه راست هدايت ‏شده است 
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ﴿۱۰۲﴾
اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از خدا آن گونه كه حق پرواكردن از اوست پروا كنيد و زينهار جز مسلمان نميريد
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿۱۰۳﴾
و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت‏ خدا را بر خود ياد كنيد آنگاه كه دشمنان [يكديگر] بوديد پس ميان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شديد و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد اين گونه خداوند نشانه‏ هاى خود را براى شما روشن مى ‏كند باشد كه شما راه يابيد 
وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۱۰۴﴾
و بايد از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند
وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۱۰۵﴾

و چون كسانى مباشيد كه پس از آنكه دلايل آشكار برايشان آمد پراكنده شدند و با هم اختلاف پيدا كردند و براى آنان عذابى سهمگين است 
يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ﴿۱۰۶﴾

[در آن] روزى كه چهره ‏هايى سپيد و چهره ‏هايى سياه گردد اما سياهرويان [به آنان گويند] آيا بعد از ايمانتان كفر ورزيديد پس به سزاى آنكه كفر مى ‏ورزيديد [اين] عذاب را بچشيد 
وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۱۰۷﴾
و اما سپيدرويان همواره در رحمت‏ خداوند جاويدانند 
تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِلْعَالَمِينَ ﴿۱۰۸﴾
اينها آيات خداست كه آن را به حق بر تو مى‏ خوانيم و خداوند هيچ ستمى بر جهانيان نمى‏ خواهد 

 

منبع شناسی-7

نظر شما در باره ترجمه ها چیست؟
ای کاش مسلمانان در ترجمه مثل مسیحیان عمل می کردند. چون آنها شورایی ترجمه می کنند. هر چه آدم تلاش کند باز بعضی چیزها یا زوایا برایش مخفی می ماند.
 از آیه قرآن نظر فرقه ای فهمیده نمی شود ولی متأسفانه فرقه طوری فضاسازی کرده اند که شما باید آن نظر فرقه را بفهمی
جلدهای اول المیزان ناظر به المنار است و بخش هایی هم ناظر به تفسیر فخر رازی.

المنار (تفسیر القرآن العظیم) تفسیری است جامع ولی ناتمام در ۱۲ جلد که به آیه ۵۳ سوره یوسف پایان می‌یابد. از اول قرآن تا آیه ۱۲۶ سوره نساء به انشای شیخ محمد عبده (متوفای ۱۳۲۳) و املای سیدرشیدرضا (متوفای ۱۳۵۴) است و بعد از آن، رشید رضا به پیروی از سبک شیخ محمد عبده، آن را تا سوره یوسف ادامه داده است.
تفسیر المنار یکی از تفسیرهای اجتماعی و تربیتی است که تفسیرهای زیادی از آن متاثرند. توجه کردن به مشکلات کنونی مسلمانان، بررسی علل عقب ماندگی جامعه اسلامی، امکان ساخت جامعه‌ای قوی، برانگیختن امت به یک انقلاب قرآنی علیه اوضاع عقب مانده خویش، برخورد درست علمی با زندگی، عنایت کامل به (ضرورت) تامین اسباب و علل تمدن اسلامی، برخورد با دشمنان، پاسخگویی به تهاجمات فکری استعمارگران که بر اعتقادات و تاریخ و تمدن و بزرگان اسلامی شبیخون زده‌اند (با ادله‌ای علمی و حقایق تاریخی) و بطلان تفکر آنان از ریشه، از ویژگی‌های این تفسیر است.)

در مباحث تفسیر تفسیر طبری و فخر رازی را حتما ببینید اینکه می گویند تفسیر طبری اثری است اشتباه بزرگی است بلکه نوعی مزجی است حتی اقوال مستند نقل می کند 
متأسفانه جمله از امام علی نقل می کنند قرآن حمال ذو وجوه است و به این بهانه کمتر سراغ قرآن می روند و دیگران را هم باز می دارند ولی فرقه ها پدر متن را درآوردند خدای متعال می گوید: بعد از آمدن بینات اختلاف کردند. 
متأسفانه گویی ما کاری به قرآن نداریم اگر متن یک کتاب فقهی یا اصولی مثل مکاسب و کفایه ادبی مثل سیوطی و ابن هشام را نفهمدیم فردا از استاد حتما می پرسیم و پیگیری می کنیم ولی از خودمان بپرسیم که چند بار تا الآن سراغ استاد برای فهم درست یا تکمیل فهم آیات قرآن رفتیم در حالی تأکید قرآن رسول خدا و اهل بیت اطهارش در مورد جدی گرفتن قرآن چه مقدار است؟ ما خلاف قرآن نمی گوییم برای فهم قرآن، فهم کلام پیامبر و اهل بیت باید قرآن بخوانیم و بفهمیم.
50 آیه خواندن در روز برای عوام و مردم عادی است روایات 50 آیه را می بیند ولی ده ها روایت دیگررا نمی بیند اسلام شناسی که به قرآن و سنت و سیره قطعی رسول خدا و اهل بیت ایشان کاری ندارد یا فهمی درست ندارد.
مقاله استاد در هفت آسمان بررسی آیه ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا از نظر 4 عالم اسلامی از 4 مذهب شیعه مجمع البیان، اشعری فخر رازی، معتزلی زمخشری و سلفی ابن قیم جوزی. اینها در تفسیر آیه هیچ فرقی با هم ندارند. گویی فخر رازی و ابن قیم در مقابل مجمع و کشاف اند چون این دو می گویند اگر آیه نمی بود عقل می فهمید. ولی باید بدانیم که آیه هست دیگر جایی برای دعوا نمی ماند و فرقی ندارند.
مقاله استاد محترم در مجله اخلاق وحیانی شماره سوم از موسسه آیت الله جوادی آملی با عنوان اخلاق نقد مذاهب چاپ شده است.
فخر رازی امر بین المرینی است در کتاب مناقب امام شافعی. اهل سنت این مسئله را از روایت امام علی دارند شیعه از روایت امام باقر ع در بحث عدل و توحید روایت امام علی التوحید الا تتوهمه و العدل الا تتهمه فخر رازی می گوید دیگران چیزی بیشتر از این نمی توانند بگویند. در حالی مشهور این است که فخر رازی جبری و تشبیهی است.
اگر اشاعره را می خواهیم بفهمیم باید به آثار خودشان مراجعه کنیم که فقط تفسیر فخر رازی ده ها جلد است. استاد شهید مطهری به فخر رازی توجه کرده است.
حوزه های فرقه ای پدر اسلام را درآوردند. سلفی سراغ اشعری نمی رند. ابن قیم یک شخصیت کم نشیری است ولی چوب ابن تیمیه را می خورد به عنوان شاگرد او. در کتاب ... السعاده 130 صفحه در بحث توحید سخن امام علی به کمیل (العلماء باقون ما بقی الدهر ...) را شرح داده است.
باید بدانیم که کل متفکران اسلامی خیلی خدمت کرده اند. اگر سراغ آثار و تلاش آنها برویم آنگاه می فهمیم که اسلام چه قدر حرف دارد.
سه آیه در باب تفرقه که قرار بود مطالعه و دقت شود: 32 روم، 159 انعام، و 
برداشت کلی خودت جدای از تفسیر و نظر دیگران چیست؟ به چه جمعبندی رسیدید؟ تا الآن به این آیات دقت کرده بودید؟ چه قدر برایتان مهم بود؟ 
درس تفسیر آیت الله خزعلی ره می رفتم می فرمود: برای فهم آیه اول به هیچ تفسیری مراجعه نکنید اول خودتان سعی کنید بفهمید بعد مراجعه کنید تا تفسیر فکر شمارا شکل ندهد.
   در ترجمه ها این قدر پرانتز باز می کنند و می بندند که نعوذ بالله گویی خدا غفلت کرده که معنارا نرسانده است.
اگر فرقه گرایی عذاب الهی است دیگر فرقه ناجیه معنا ندارد. حدیث یهود 71 نصاری 72 و اسلام 73 فرقه می شوند و یکی ناجیه است ذیل این روایت نظر مذاهب را جمع کنید و ببینید که چه گفته اند. در خودر فرقه ها باز فرقه های متعدد وجود دارد در خود اثنی عشری اخباری اصولی متکلم و فیلسوف صوفی تفکیکی و ...
در باره برخی آیات ده ها جلد کتاب نوشته شده است ولی در باره آیه 31 و 32 سوره روم چه؟
بعد از سالها درس خواندن به جای اینکه آدم حسابی شویم و دیگران را به سمت آدم حسابی شده جذب کنیم دنبال پیدا کردن آیاتی هستیم که مچ دیگران بگیریم و آنهارا مغلوب و غلبه خودرا ثابت کنیم و دیگران که به نظر ما کج هستند را راست کنیم.
در این آیات 31 32 روم خدای متعال به مسلمانان می گوید مثل مشرکین نباشید. آنها چگونه بودند؟ 
در مساجد دنبال دعوا با دیگران هستیم. چه بلایی بر سر سیره رسول خدا ص آوردیم. بعد جنگ سقیف حضرت به ابوسفیان و معاویه صد شتر داد. سیره با وضع امروزه مسلمانان چه نسبتی دارد؟ 
قرار بود در نزاع ها به خدا و رسول خدا مراجعه کنیم فان تنازعتم فی شیء فروده الی الله و الرسول ولی متأسفانه خدا و رسول را رها کرده ایم. بنابر قول امام علی ع سنت جامعه غیر مفرقه دو احتمال داده اند: 1) سنت اتفاقی مسلمانان 2) توجه به کل عمکرد 23 ساله رسول خدا ص در هر مسئله. دکتر شهیدی داستان مشهور برخورد پیامبر با بنی قریظه را بنابر 5-6 دلیل ساختگی می داند. در سوره احزاب آیه 26 آمده است که بخشی را می کشتید و بخشی را اسیر می گرفتید. ولی نقل مشهور همه مردان را اسیر کردند بعد کشتند.
کل جهان اسلام سیره رسول خدارا کجا جمع آوری و بحث جدی کرده اند؟
اگر به قران تمسک می کردیم خیلی از اشکالات بی خود و توجیهات مزخرفتر به وجود نیم آمد و دانگیر اسلام و مسلمانان نمی شد. در دوره 23 ساله رسول خدا ص چنین موردی نداریم بلکه می بخشد بنی قینقاع، بنی نضیر بعد بنی قریظه این طوری باز یهود خیبر و مشرکین در فتح مکه
به نظر من اسلام شناسی فردی امکان ندارد و یکی از مصادیق امرهم شوری بینهم شورای اسلام شناسی هم می شود. کسی که تمام تلاشش نماز جمعه است طبیعی است که حقوق انسان را نمی بیند. در مورد اذان و اقامه سیدابوالحسن اصفهانی ظاهرا قایل به وجوب اقامت است.
آن در مورد قران کریم. حال چه کسی یک دوره کاف و بخاری را با دقت مطالعه و فهم کرده است؟ حتی در فرقه گرایی هم به کافی و بخاری کار نداریم. بخاری خوانده می شود ولی آیا به اندازه کافی و لازم دقت می شود؟ برای حل تناقضات آن کاری می شود؟ به صورت مجموعی دیده می شود؟
پس در مورد مطالعه هر متن 3 شرط و رمحله باید رعایت شود: 1) از اول تا اخر خوانده شود، 2) از اول تا آخر فهمیده شود 3) حین داوری کل ان در ذهن حاضر باشد.
در باب هندوئیزم کار شده؟ گاندی یک رجل سیاسی و تحقیقا یک قدیس است دین شناسی و پایبند به دین کتابهایی مثل مرگ، خدا آنگونه که من یافتم، نیایش و .... ما در مورد دیگران بر چه اساسی داوری می کنیم؟ المیزان ج 10 و قران در اسلام. اگر در ودای هندی دقت شود چیزی جز توحید از آن بیرون نمی آید عیبشان این بوده که بی پرده می گفتند و خیلی ها توان فهم آن را ندارند از آن بت در آوردند. لیس کمثله شیء در آپانیشادها هست.
چرا فرقه گرایی شرک است و عذاب خدارا در پی دارد؟ چون پیروی از هوای نفس است الله +هوای نفس= شرک. فرقه هارا هوای نفس ساخته است و کلا نشانه شرک اند. چه کسی به مسلمانان اجازه داده که فرقه ما بگویند و خودرا مقید به آن کنند؟
می گویند عالم ما عالم آنهارا داغون کرد در حالی که این آخوند کوبیده خداوند هست. (نقل استاد از استادش)
توجه جدی به آیات 103 و 106 سوره یوسف بشود
ما کدام ویژگی توحید را داریم؟ یا دنبال شلوغ کردن فرقه و مسجد محل و حوزه فلان هستیم؟
چه قدر عملکرد ما به عنوان مسلمان جذابیت دارد؟

منبع شناسی 6

 فرقه گرایی سم مهلک. آیات مورد بحث:

مائده/2

يَأيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُحِلُّواْ شَعَئِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَ لَاالْهَدْىَ وَلَا الْقَلَئِدَ وَلَا ءَآمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ رَّبِّهِمْ وَرِضْوَ ناً وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنََانُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوَى‏ وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدوَ نِ وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
سانى كه ایمان آورده‏اید! حرمت شعائر الهى، و ماه حرام، و قربانى حج و حیواناتى كه براى حج علامت‏گذارى شده‏اند و راهیان خانه خدا، كه فضل و خشنودى پروردگارشان را مى‏طلبند نشكنید، و هرگاه از احرام بیرون آمدید (و اعمال عمره را به پایان رساندید) مى‏توانید شكار كنید. و دشمنى با گروهى كه شما را از مسجدالحرام بازداشتند، شما را به بى‏عدالتى و تجاوز وادار نكند. و در انجام نیكى‏ها و دورى از ناپاكى‏ها یكدیگر را یارى دهید، و هرگز در گناه و ستم، به هم یارى نرسانید، و از خداوند پروا كنید، كه همانا خداوند، سخت كیفر است.
مائده/8
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ كُونُواْ قَوَّ مِينَ لِلَّهِ شُهَدَآءِ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنََانُ قَوْمٍ عَلَى‏ أَلَّا تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى‏ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرُ بِمَا تَعْمَلُونَ‏
اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! همواره براى خدا با تمام وجود قیام كنید و به انصاف و عدالت گواهى دهید و هرگز دشمنى با قومى، شما را به بى‏عدالتى وادار نكند. به عدالت رفتار كنید كه به تقوا نزدیكتر است و از خداوند پروا كنید كه همانا خدا به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است.
انعام 65/66
قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى‏ أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَاباً مِن فَوْقِكُمْ أَ وْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْأَيَتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ‏ وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ قُل لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ
بگو: او تواناست كه از بالاى سرتان یا از زیر پایتان عذابى بر شما بفرستد یا شما را به صورت گروه‏هاى گوناگون با هم درگیر كند، و طعم تلخ جنگ و خونریزى را توسط یكدیگر به شما بچشاند. بنگر كه چگونه آیات را گونه‏گون بازگو مى‏كنیم، باشد كه بفهمند.
و قوم تو این قرآن را تكذیب كردند، با آنكه سخن حقّى است، بگو: من وكیل و عهده‏دار ایمان آوردن شما نیستم.
انعام/159
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِى شَىْ‏ءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ‏
(اى پیامبر!) تو را با كسانى كه دین خود را پراكنده ساخته و گروه گروه شدند، هیچ گونه ارتباطى نیست. (تو مسئول آنان نیستى و) سرنوشت كارشان تنها با خداست، آنگاه او آنان را به عملكردشان آگاه خواهد كرد.

استاد شهید مطهری (ره) در کتاب انحطاط و ترقی تمدن ها که بهمن سال 1397 چاپ شده است این آیه را خوب تفسیر کرده است. 

مومنون/52
وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَحِدَةً وَأَنَاْ رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ فَتَقَطَّعُواْ أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُراً كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
و البتّه این اُمت شما اُمت واحدى است، و من پروردگار شما هستم؛ پس، از من پروا كنید.
امّا مردم كارشان را در میان خود به پراكندگى كشاندند، هر گروهى به راهى رفتند؛ و هر حزب و دسته‏اى به آنچه نزدشان بود دل خوش كردند.

روم/31-32
مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَلَا تَكُونُواْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
(شما نیز بر اساس همان فطرت)، به سوى او روى آورید و از او پروا كنید و نماز را بر پا كنید و از مشركان نباشید. از كسانى كه دین خود را جدا و پراكنده كردند و به دسته‏ها و فرقه‏ها تقسیم شدند؛ و هر گروهى به آنچه نزد آنهاست شادمانند.

 

المیزان به زبان عربی را ببینید چون ترجمه ها گویا و رسا نیستند.
 

منبع شناسی 4

خیلی از ترجمه های قرآن کریم هم اشکال دارند و این قدر آیات را پرانتز و قید می زنند که به گقته ایت الله جوادی آملی می شود حاشیه مغنی ابن هشام که کتاب نحوی است. آیا قرآن نور مبین نیست؟ آیا در 15-16 سال 15-16 دقیقه در معارف قرآن و حقیقت اسلام تفکر جدی کرده ایم؟
باید دانست که بخش اعظم اشکالاتی که به اسلام می کنند ربطی به اسلام ندارد بلکه به اسلام شناسی و عمل ما برمی گردد و اتفاقا اشکال کننده خیلی فرد فهیمی است چون قرآن را می خواند و سنت را در نظر می گیرد آنگاه گفتار و رفتار مارا می بیند و به خاطر تناقض و تضاد بین این دو اشکال می کند. اگر گفته و احساس نگرانی می شود که مردم از اسلام برمی گردند نگران نشوید اتفاقا خیلی خوب است چون آنها از اسلام برنمی گردند بلکه از اسلامی تقلبی و بی ربطی که فقط نام اسلام دارد و در حقیقت غیر اسلام است برمی گردند و این خیلی خوب است. بدون شناخت و فهم درست از آیات و روایات قطعی رسول خدا چه اسلامی و چه نابی وجود دارد؟
علامه طباطبایی: کل علوم اسلامی شکل گرفتند به گونه ای کی می توانی در آن مجتهد شوی بدون اینکه دست به جلد قرآن بزنی. المیزان
آیت الله جوادی آملی: حوزه ها دست به دست هم دادند و قرآن را از حوزه بیرون کردند. (بی وتسطه استاد خودش نقل کرد)
حالا نوبت آن است که دقت کنیم و بفهمیم که تمسک به قرآن و عترت چیست و چگونه است؟
أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْكُوفِيِّ وَ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ كُلِّهِمْ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ عُمَرَ عَنْ مُهَاجِرِ بْنِ اَلْحَسَنِ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ: مَنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ مُخْلِصاً دَخَلَ اَلْجَنَّةَ وَ إِخْلاَصُهُ بِهَا أَنْ يَحْجُزَهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عَمَّا حَرَّمَ اَللَّهُ (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال جلد 1 صفحه 5)
ممکن است بگویید که به هر حساب به رحمت خدا امیدواریم و خدا هم که کم ندارد. می گوییم رحمت خدا همه را فراگرفته چرا شمارا آری دیگران را نه؟
تعبیر فقها جالب و دقیق است که نتیجه تلاش مجتهد معذریت و منجزیت حکم است یعنی حکم ظاهری همین است و من تلاش خودم را کردم.
حضرت علی ع در نامه خود به مالک اشتر در تفسیر آیه 59 سوره نساء می فرماید: وَ فِيهِ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: وَ اُرْدُدْ إِلَى اَللَّهِ وَ رَسُولِهِ مَا يَضْلَعُكَ مِنَ اَلْخُطُوبِ وَ يَشْتَبِهُ عَلَيْكَ مِنَ اَلْأُمُورِ، فَقَدْ قَالَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ لِقَوْمٍ أَحَبَّ إِرْشَادَهُمْ: «يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اَللّهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اَللّه وَ اَلرَّسُولِ » فَالرَّدُّ إِلَى اَللَّهِ اَلْأَخْذُ بِمُحْكَمِ كِتَابِهِ وَ اَلرَّدُّ إِلَى اَلرَّسُولِ اَلْأَخْذُ بِسُنَّتِهِ اَلْجَامِعَةِ غَيْرِ اَلْمُفَرِّقَةِ.
اگر در کتاب خدا نبود بعد سراغ سنت رسول خدا ص با قیدهایشان مراجعه کنیم. آیا قرآن و محکمات آن دقیق آشنا هستیم؟ چه مقدار با سنت جامعه و غیر مفرقه آشناییم؟ و اصلا سنت جامعه و غیرمفرقه چیست؟ آیا کتاب و سنت گیر دارد؟ چه قدر ما بحث کردیم؟  
 تولی و تبری بر اساس کتاب و سنت چیست؟ آیا در آیه 5 سوره توبه دقت کرده اید؟
فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
پس هنگامی که ماه های حرام سپری شود، مشرکان را هر جا یافتید، بکشید و به اسیری بگیرید و محاصره کنید و در هر کمین گاهی به کمین آنان بنشینید؛ ولی اگر توبه کردند و نماز را بر پا داشتند و زکات پرداختند، پس آزادشان گذارید؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
ال در المشرکین چیست؟ اگر عهد باشد یعنی چند نفر محدود ولی اگر جنس باشد همه مشرکین در همه جا. الیهود چه؟ در باب ال های قرآن دقت و تحقیق کردید تا بعد نظر قرآن و اسلام را بیان کنید؟ آیه 6 سوره توبه را هم خواندید و آنگاه آیات 5 و 6 را با هم در نظر گرفتید؟
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکينَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّي يَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ
و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد ، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود ( و در آن بیندیشد ) ! سپس او را به محل امنش برسان ، چرا که آنها گروهی ناآگاهند! 
آیه 2 سوره مائده:
وَ لا يَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعاوَنُوا عَلَي الْبِرِّ وَ التَّقْوي‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ
و عداوت گروهی بدین جهت که شما را از مسجد الحرام بازداشتند شما را وادار نکند که ( بر حقوق آنها ) تجاوز کنید. و در هر کار خیر و تقوا یکدیگر را یاری دهید و بر گناه و تجاوز همکاری نکنید ، و از خدا پروا نمایید ، که همانا خداوند سخت کیفر است.

منبع شناسی 5

 تولی و تبری بر اساس کتاب و سنت چیست؟ آیا در آیه 5 سوره توبه دقت کرده اید؟
فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
پس هنگامی که ماه های حرام سپری شود، مشرکان را هر جا یافتید، بکشید و به اسیری بگیرید و محاصره کنید و در هر کمین گاهی به کمین آنان بنشینید؛ ولی اگر توبه کردند و نماز را بر پا داشتند و زکات پرداختند، پس آزادشان گذارید؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
ال در المشرکین چیست؟ اگر عهد باشد یعنی چند نفر محدود ولی اگر جنس باشد همه مشرکین در همه جا. الیهود چه؟ در باب ال های قرآن دقت و تحقیق کردید تا بعد نظر قرآن و اسلام را بیان کنید؟ آیه 6 سوره توبه را هم خواندید و آنگاه آیات 5 و 6 را با هم در نظر گرفتید؟
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکينَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّي يَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ
و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد ، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود ( و در آن بیندیشد ) ! سپس او را به محل امنش برسان ، چرا که آنها گروهی ناآگاهند! 
آیه 2 سوره مائده:
وَ لا يَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعاوَنُوا عَلَي الْبِرِّ وَ التَّقْوي‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ
و عداوت گروهی بدین جهت که شما را از مسجد الحرام بازداشتند شما را وادار نکند که ( بر حقوق آنها ) تجاوز کنید. و در هر کار خیر و تقوا یکدیگر را یاری دهید و بر گناه و تجاوز همکاری نکنید ، و از خدا پروا نمایید ، که همانا خداوند سخت کیفر است.

منبع شناسی 3

آیا می دانیم که رسول خدا ص راه نجات از گمراهی را در چه دانسته است؟ مسلم در صحیح خود از یزید بن حیان روایت نموده که گفت: من و حصین بن سیره و عمر بن مسلم، نزد زید بن ارقم رفته و پس از پاره‌ای از سخنان، زید بن ارقم گفت: رسول خدا بین مکه و مدینه، در محلی به نام غدیر خم برخاست و پس از حمد و ثنای الهی و پند و اندرز مردم فرمود:
"اما بعد الا ایها الناس فانما انا بشر یوشک ان یأتی رسول ربی فاجیب و انی تارک فیکم الثقلین اولهما کتاب الله فیه الهدی و النور فخذوا بکتاب الله و استمسکوا به. ـ فحث علی کتاب الله و رغب فیه، ثم قال: ـ و اهل بیتی اذکرکم الله فی اهل بیتی، اذکرکم الله فی اهل بیتی، اذکرکم الله فی اهل بیتی...؛( صحیح مسلم، ج ۲، ص ۴۴) ای مردم! به‌زودی رسول پروردگار (عزرائیل) به سوی من آمده و باید اجابت کنم. در میان شما دو بار سنگین به امانت می‌‌گذارم: یکی، کتاب خدا که در آن هدایت و نور است، کتاب خدا را بگیرید".
در سنن ترمذی وارد شده که پیامبر فرمود: "انی تارک فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا بعدی، احدهما اعظم من الاخر، کتاب الله حبل ممدود من السماء الی الارض و عترتی اهل بیتی، و لن یفترقا حتی یردا علی الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیهما".( سنن ترمذی، ج ۱۲، ص ۲۵۸، حدیث 3206)
چرا هر وقت حدیث ثقلین گفته می شود باید شأن نزول آن علیه عامه باشد و چرا عامه خودرا پایبند سنت و سیره رسول خدا ص نمی داند و حدیث ثقلین را نشانه خاصه بودن می داند و سعی می کند با توجیهات غیر قابل قبول خودرا از پایبندی به آن دور کند؟
آیا لحظه ای فکر کرده ایم که "ما" در ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا به چه معنی است؟ اگر ما شرط باشد یعنی شرط گمراه نشدن تا ورود به حوض تمسک به قرآن عترت، اهل بیت نبی ص باشد و ما آن را نداشته باشیم یا عمل نکنیم آیا گمراه نمی شویم؟ آن وقت می توان دیگران را هدایت کرد؟ آیا در آیه 35 سوره یونس دقت کرده ایم:
 أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
پس آیا کسی که به سوی حق هدایت می کند، برای پیروی شدن شایسته تر است یا کسی که هدایت نمی یابد مگر آنکه هدایتش کنند؟ شما را چه شده؟ چگونه [بدون بصیرت و دانش] داوری می کنید؟
نتیجه این گونه اسلام شناسی برگزاری دو نماز جمعه در 50-100 متری همدیگر است که یکدیگررا تکفیر می کنند و متأسفانه با گفتن لا اله ال الله زمینه ورود به جهنم فراهم می شود.

منبع شناسی 2

 اگر بهانه بیارید که قرآن را نمی فهمیم و سراغ روایات می رویم روایاتی که دلالت دارند که معیار درستی و ناردستی روایاتی که به شما می رسند عرضه بر قرآن است جلوی بهانه را می بندند یعنی یک اسلام شناس باید چنان با قرآن آشنا و مسلط باشد که بتواند روایات عرضه و ارزیابی کند. منشأ اختلاف فقط پیروی از هوای نفس است. و کسی که با حقیقت اسلام آشنا نباشد از هوای نفس سخن می گوید و از آن پیروی می کند و می بینیم که امروز وضع جهان اسلام و مسلمین چگونه است. 
خداوند در آیات 43 و 44 سوره نحل می فرماید:
 وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالاً نُّوحِى إِلَيْهِمْ فَسْئَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ بِالْبَيِّنَتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكَ الّذِكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
ما قبل از تو جز مردانى كه به سویشان وحى مى‏نمودیم نفرستادیم. (به آنها بگو:) اگر نمى‏دانید از اهل ذكر بپرسید. (ما پیامبران پیش از تورا) با معجزات و كتب (فرستادیم) و به سوى تو ذكر (قرآن) را فرو فرستادیم، تا براى مردم آنچه را كه برایشان نازل شده روشن بیان كنى و شاید آنها فکر کنند.
از این آیه فهمیده می شود که خداوند ذکر با دو هدف به پیامبر ص نازل کرد: 1) وظیفه پیامبر است که باید آن را تبیین کند و 2) وظیفه امت است که باید در آن تفکر کنند. آیا ما به وظیفه خود عمل کردیم. آیا در آیات قرآن و تبیین رسول خدا ص تفکر کردیم؟ آیا قرآن را ذکر می دانیم و آن را همواره یاد داریم؟
متأسفانه باید اعتراف کرد که صاحبان و طرفداران فرقه ها بر اساس برداشت شخصی و برخورد سلیقه ای و پیروی از هوا و هوس خود بدترین و بیشترین ضربه هارا به اسلام و مسلمین زده اند. چون اکثر فرقه ها به جای دیدن و فهمیدن و در نظر گرفتن صدر و ذیل آیات و منظومه کلی قرآن و بیان رسول خدا ص بر اساس گرایش و منافع مذهبی و فرقه ای خود فتواهای گمراه کننده و زیانباری داده اند و از آن جدی دفاع کرده اند در حالی که اگر دقت می کردند می فهمیدند که اسلام هیچ ارتباطی به برداشت و موضع گیری آنها ندارد.
به گفته مولوی:
از خیالی صلحشان و جنگشان        و از خیالی فخرشان و ننگشان 
در این صورت آیا ما به عنوان مسلمان مصداق آیه 85 سوره بقره که تهدیدکننده و هوشداردهنده است نیستیم؟
أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَبِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَآءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَ لِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْىٌ فِى الْحَيَو ةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَمَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ‏
آیا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ایمان مى‏آورید وبه برخى دیگر كافر مى‏شوید؟ پس جزاى هر كس از شما كه این عمل را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود و روز قیامت به سخت‏ترین عذاب بازبرده شوند و خداوند از آنچه انجام مى‏دهید، غافل نیست.
باید متولیان مدارس علوم دینی طوری برنامه ریزی کنند که طلاب بعد از یک مدت 2-3 تا 5 سال با فراهم کردن مقدمات مناسب جدی سراغ قرآن بروند و اسلام را بر اساس شناخت و فهم درست از قرآن بیاموزانند بعد امور دیگر پیگیری شود. یکی از معضلات و مشکلات و مانع پیشرفت دنبال مقصر گشتن است. چرا خودمان را مقصر نمی دانیم؟ آیا باز چند سال دیگر دنبال مقصر بگردیم و فرصت را از دست بدهیم؟ اگر امروز هم تصمیم جدی برای حل این مشکل نگرفته باشیم آیا با پیدا کردن مقصر مسئله حل و اخسارت های گذشته جبران می شود؟ گرفتن جلوی ضرر در هر مرحله نفع است.
آیا با این بی توجهی و احساس بی نیازی به قرآن و برداشت های خودرا به عنوان نظر اسلام به مردم بیان کردن مصداق آیه 30 سوره فرقان نیستیم و از عواقب خطرناک آن نمی ترسیم؟
 وَقَالَ الرَّسُولُ يَرَبِّ إِنَّ قَوْمِى اتَّخَذُواْ هَذَا الْقُرْءَانَ مَهْجُوراً
پیامبر (در روز قیامت از روى شكایت) مى‏گوید: پروردگارا! قوم من این قرآن را رها كردند.

 

منبع شناسی 1

از پدران و مادران که سختی های فراوانی را تحمل می کنند وقتی می پرسند که فرزندت را کجا فرستادی؟ می گویند: مدرسه. چرا؟ قرآن و دین یاد بگیرد. متأسفانه نمی دانند که تنها چیزی که بچه اشان با آن سروکار جدی ندارد قرآن است. قرائت به تنهایی هدف نزول قرآن و مؤثر در زندگی فرد و جامعه نیست مخصوصا طلاب.
حقیقتا چه منبعی مهمتر، سالمتر، مشترک تر و سرنوشت ساز تر برای امت اسلام از قرآن است؟ آیا ما با وظیفه خودمان در برابر این منبع عظیم آشنا هستیم؟
از خود سوال کنیم که بعد از 5-10 سال یا بیشتر و کمتر که در مدارس حضور داریم یک دوره با دقت از اول تا آخر با قرآن، احدیث شریف نبوی، نهج البلاغه حضرت علی و صحیفه سجادیه امام سجاد علیهم السلام آشنا شده ایم؟
اگر جواب منفی است چگونه می توان ادعای اسلام شناسی داشت؟ البته بعد از شهادت امام حسن عسکری ع که فرزندش در پس پرده غیبت است دیگر ما اسلام شناس جامع نداریم. مگر کار دقیق و درست و مستمر با قرآن و منابعی که ذکر شد چه مقدار وقت می برد؟ مگر نیامده ایم که جوان و عمر خودرا برای فهم درست و عمل مطابق آن و تبلیغ سالم آن به دیگران صرف کنیم؟ چرا چنین سرگردانیم؟ کسی که این مراحل را طی نکند چه اسلام شناسی است؟ بله این دیگر نظر اسلام را نمی گوید بلکه نظر هوای نفس خودرا می گوید منافع خودرا دنبال می کند و آنگاه گفتار و رفتار و پندارش همه باعث اختلاف و درگیری و ... می شود.
در مطالعه به سه مسئله دقت کنید:
1)    از اول تا آخر مطالعه شود
2)    از اول تا آخر فهمیده شود
3)    از اول تا آخر هنگام داوری در ذهن حاضر باشد
پس اول باید تمام موضوعاتی را که قرآن از اول تا آخر در باره آن حکم دارد استخراج کنیم یا اگر استخراج شده با اطمینان با آن آشنا شویم.
بعد از آن در باره همه دلالت های مطابقی، تضمنی و التزامی که در مورد آن موضوعات مطرح است درست دقت و فهم شود.
حالا بر فرض 1000 موضوع شد سپس نوبت فهم و ایجاد رابطه این موضوعات با هم می رسد تا نتیجه درست به دست آید چون ممکن است موضوع الف را موضوع ب قید یا تخصیص بزند و یا ...
حال کسی که با این مراحل آشنا نیست کدام نظر اسلام و قرآن را می خواهد در موضوعات بیان کند؟ آیا می تواند؟ آیا حق دارد؟ اگر بدون این شرایط ادعای نظر اسلام کرد چه بلایی بر سر مردم و مسلمانان می آید؟ چه مقدار به دین و دینداران آسیب می زند؟ آیا به راحتی جبران پذیر است؟
اگر فرا گرفتن فلان درس فقهی (کفایه یا هدایه) چند سال زمان می خواهد و معمولا هم طلاب وقت صرف می کنند و اساتید هم به آن اهمیت می دهند فراگیری قرآن آن هم با فهم از اول تا آخر چه قدر وقت نیاز دارد؟ آیا وقت کافی گذاشتیم؟