موسیقی تاجیکی: شاه حسینم

موسیقی تاجیکی: شاه حسینم +دانلود

https://www.teribon.ir/archives/286205/%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%ac%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af

فرهیختگان تاجیک: ایرانیان در این دوره وبای عصر سربلندانه رها خواهند شد

https://www.irna.ir/news/83768050/%D9%81%D8%B1%D9%87%DB%8C%D8%AE%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A7

گل رخسار

https://seemorgh.com/culture/literature/poetry/13222-13222/

https://ana.press/fa/news/57/297159/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8

تأملی در شعر معاصر تاجیکستان

http://www.islamicartz.com/story/EwgVD0GDlx9PvjLYYRlS5K3uzGreMEWGdWs0IthdME4

كربلا

دلم مي‌خواست خاكم كربلا بود
و يا خاك شما در خاك ما بود
سرم قابل نبود، اما دل من
هميشه بر سر آن نيزه‌ها بود

محمدعلی عجمی

عاشورا و انتظار

عاشورا و انتظار (2)

https://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleID=760376

تسبیح عشق؛ امام حسین(ع) در ادبیات شفاهی مردم تاجیک

تسبیح عشق؛ امام حسین(ع) در ادبیات شفاهی مردم تاجیک

http://okhowah.com/fa/13610

آیین های محرم و عاشورا در تاجیکستان

آیین های محرم و عاشورا در تاجیکستان(28)

https://parstoday.com/dari/radio/uncategorised-i17014

امام حسین (ع) فقط متعلق به ما ایرانی‌ها نیست/ آهنگساز تاجیک و عاشورا

https://www.mehrnews.com/news/2437805/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D9%84%D9%82-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9-%D9%88 

امام حسین (ع) فقط متعلق به ما ایرانی‌ها نیست/ آهنگساز تاجیک و عاشورا

در سخن گفتن دقت کنیم

https://doostitj.com/episode/19/sukhan-donista-g-ono

سخن دانسته گو جانا

آشنایی با پیام های آیه 104 سوره مبارکه بقره

القواعد الفقهیه

1) 9-13

 

القواعد الفقهیه

بسم الله الرحمن الرحیم

ز گهواره تا گور دانش بجوی

قواعد فقهی 1) 1 8-10

فقه مقارن 1) 3 8-10

اصول مقارن 2) 3 10-12

اصول مقارن 3) 4 10-12

قواعد فهقی 2) 4 10-12 

مدخلی بر قواعد فقهی اهل سنت

مدخلی بر قواعد فقهی اهل سنت (از نضج تا استقرار)

درجه علمی: علمی-ترویجی (حوزوی)

نویسندگان: مهدی کریمی

منبع: طلوع سال نهم زمستان 1389 شماره 34

حوزه های تخصصی:

  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه کلیات مذاهب فقهی اهل سنت
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه کلیات قواعد فقهیه

 

قواعد فقهی را می توان یکی از اجزا و بلکه از ارکان فقه اهل سنت به شمار آورد. اهمیت و ضرورت آن نیز بر هیچ متخصص مجتهد و یا طالب طریق استنباط فقهی پوشیده نیست. در اعصار گذشته در این علم کتابهای متعددی نگاشته شده و امروزه نیز همواره بر کثرت آنها افزوده می شود. برخی چون سیوطی بر این باورند که بدون توجه به قواعد فقهی، نمی توان فقه آموخت، اسرار شریعت را دانست و یا به ملکه اجتهاد دست یافت.
نوشتار حاضر از آن جهت که در فضایی نگاشته می شود که حتی منابع اندکی هم در این زمینه در آثار رایج موجود نیست، سعی در ارائه «مدخلی به قواعد فقهیه اهل سنت» دارد تا قدمی هرچند کوتاه را در آشنایی پیشینی نسبت به قواعد فقهی موجب گردد. چراکه تا چنین ضرورتهایی طرح و بحث نگردد، رسیدن به یک «فقه مقارن» یا یک پژوهش تطبیقی چیزی جز «وهم» نخواهد بود. علاوه بر آنکه بازشناسی این امور بی تردید ما را به تدقیق بیشتر و عمق یابی و درک زوایای نادیده در فقه شیعی و کشف نقاط قوت و ضعف یاریگر خواهد بود.

http://ensani.ir/file/download/article/20120413183608-5187-21.pdf

قواعد فقهیه

http://lib.eshia.ir/71489/1/3

قواعد فقهیه (کتاب)

«قواعد فقهیة»، اثر فارسی آیة الله سید محمد موسوی بجنوردی، چکیده‌ای است از مجموعه قواعد فقهی که زیربنای فقه و حقوق اسلامی را تشکیل می‌دهند.
کتاب، به زبان فارسی و در سال ۱۳۷۹ ش، نوشته شده است.

فهرست مندرجات

۱ - انگیزه نگارش کتاب
۲ - ساختار کتاب
۳ - گزارش محتوا
       ۳.۱ - جلد اول
              ۳.۱.۱ - قاعده اتلاف
              ۳.۱.۲ - قاعده احسان
              ۳.۱.۳ - قاعده اصالة الصحة
              ۳.۱.۴ - قاعده اصالة اللزوم
              ۳.۱.۵ - قاعده اقدام
              ۳.۱.۶ - قاعده جب
              ۳.۱.۷ - قاعده الشرط الفاسد
              ۳.۱.۸ - قاعده رجوع مغرور به غار
              ۳.۱.۹ - قاعده تحذیر
              ۳.۱.۱۰ - قاعده تدرا الحدود
              ۳.۱.۱۱ - قاعده عدم ضمان امین
              ۳.۱.۱۲ - قاعده قرعه
              ۳.۱.۱۳ - قاعده لاضرر و لاضرار
              ۳.۱.۱۴ - قاعده لوث
              ۳.۱.۱۵ - قاعده اتلاف قبل از قبض
              ۳.۱.۱۶ - قاعده ضمان
              ۳.۱.۱۷ - قاعده ملکیت اقرار
              ۳.۱.۱۸ - قاعده نفی السبیل
              ۳.۱.۱۹ - قاعده نفی عسر و حرج
              ۳.۱.۲۰ - قاعده ید
       ۳.۲ - جلد دوم
۴ - وضعیت کتاب
۵ - پانویس
۶ - منبع

انگیزه نگارش کتاب
به باور نویسنده، تدریس «قواعد فقهیه» ضروت فراوانی داشته و خلا علمی طلاب دینی نسبت به شناخت و تسلط آنان بر حقوق اسلامی را پر می‌نماید و ضمن نظم بخشیدن به آموخته‌های فقهی آنان، قدرت استدلال و تجزیه و تحلیل فقهی و حقوقی آنان را بالا می‌برد.
این کتاب، در دانشگاه‌های کشور، در مقطع کارشناسی ارشد، در رشته‌های حقوق، حقوق خصوصی، حقوق جزایی و فلسفه و حکمت اسلامی و در مقطع دکتری رشته‌های فقه و مبانی حقوق، تدریس می‌شود. [۱]

ساختار کتاب
کتاب، در دو جلد، ارائه شده است و مجموعا مشتمل بر بیست و هفت قاعده می‌باشد.
نویسنده، در مورد هر قاعده، ابتدا مدارک و مستندات آن را بررسی کرده، ضمن توضیح ابهامات، موارد تطبیق آن قاعده را بیان کرده است. در برخی از موارد نیز، شباهت و تفاوت قواعد را با یک دیگر، مورد بررسی قرار داده است.

گزارش محتوا

← جلد اول

در جلد اول، قواعد فقهیه زیر، به ترتیب، توضیح داده شده است: [۲]

←← قاعده اتلاف

قاعده اتلاف؛ این، از جمله قواعد مشهوری است که در مورد ضمان، به آن تمسک شده است و مفاد آن، در حدیث «من اتلف مال الغیر فهو له ضامن»، می‌باشد و معنای آن، این است که هر کس مال دیگری را بدون اجازه او تلف یا مصرف کرده، یا مورد بهره‌برداری قرار دهد، ضامن است.
←← قاعده احسان

قاعده احسان؛ مدارک و مستندات این قاعده عبارت است از:
الف) آیه «ما علی المحسنین من سبیل»؛
ب) حکم عقل؛
ج) اجماع.
←← قاعده اصالة الصحة

قاعده اصالة الصحة؛ در مورد جریان این قاعده، نویسنده، به بررسی امور زیر پرداخته است:
الف) جریان قاعده، منوط به احراز عنوان عمل است؛
ب) جریان قاعده، متوقف بر وقوع عمل در خارج است؛
ج) اصالة الصحة، در کلیه معاملات جاری است؛
د) جاری بودن آن در اقوال و اعتقادات؛
ه) عدم جریان آن در عناوین قصدیه؛
←← قاعده اصالة اللزوم

قاعده اصالة اللزوم؛ این قاعده، در تمامی نظام‌های حقوقی دنیا، مورد قبول همگان قرار گرفته و به عنوان یک اصل مسلم حقوقی پذیرفته شده است. در مورد این اصل، پس از بیان فرق لزوم حکمی و حقی، اصالة اللزوم، در عقود عهدیه و فرق جوهری بین حق و حکم بیان شده است.
←← قاعده اقدام

قاعده اقدام؛ این قاعده، از دو جهت تعریف شده است:
الف) فقهی (هر کسی به ضرر خود نسبت به مال خود اقدامی کند، کسی به نفع او، ضمان قهری یا مسئولیت مدنی ندارد)؛
ب) مدنی (حسن نیت؛ یعنی وضع فکری کسی که از روی اشتباه اقدام به عمل حقوقی کند و تصور نماید که عمل او، بر وفق قانون است، در حالی که چنین نیست، در این صورت، مقنن، در مقابل عواقب زیان‌آور آن عمل حقوقی، در حد معینی، او را حمایت می‌کند).
←← قاعده جب

قاعده جب؛ بر طبق این قاعده، ۱. اعتقادات، اقوال و افعالی که در اسلام، آثاری بر آن مترتب است، در صورتی که در زمان کفر صورت گیرد و مسلک کافر نیز بر آن عقوبتی فرض نکرده باشد، با اسلام دفع می‌شود.
۲. در صورتی که نسبت به این اعمال، اسلام به طریقه عقلا اقرار داشته باشد، اعمال مذکور، مشمول قاعده نخواهد بود، مگر در قصاص و دیات، به دلیل خاص.
۳. در صورتی که عملی برای چیز دیگری در اسلام شرط قرار گیرد، چنانچه مزیل شرط، مسبوق به زمان کفر باشد، مشمول قاعده نخواهد بود و لازم است تحصیل شرط شود و...
←← قاعده الشرط الفاسد

قاعده «الشرط الفاسد لیس بمفسد للعقد»؛ اقوال علما در مورد این قاعده، به پنج گروه زیر تقسیم می‌شود:
الف) عدم افساد مطلقا؛
ب) افساد مطلقا؛
ج) چنانچه فساد شرط، از ناحیه غیر مقدور بودن آن باشد، موجب فساد می‌شود و اگر از ناحیه مخالف بودن با مقتضای عقد یا سنت باشد، مفسد نیست؛
د) اگر فساد از ناحیه غیر عقلایی بودن باشد، مفسد است و الا نیست؛
ه) توقف و عدم ترجیح.
←← قاعده رجوع مغرور به غار

قاعده «المغرور یرجع الی من غره»؛ پس از بیان مستندات این قاعده، این مسئله مورد بررسی قرار گرفته است که آیا این قاعده، فقط در مورد غار عالم عامد، معتبر است، یا اعتبار آن اعم است و علم و جهل را نیز شامل می‌شود.
←← قاعده تحذیر

قاعده تحذیر؛ شرایط، حیطه و قلمرو اعمال این قاعده، عبارت است از:
الف) ضرورت اعلام خبر؛
ب) هشدار باید قبل از وقوع حادثه داده شود؛
ج) وسائل هشدار دهنده، باید متناسب با نوع خطر و محیط باشد؛
د) هشدار گیرنده، خود را در معرض خطر قرار داده باشد؛
ه) ورود صدمه، ناشی از اقدام عمدی هشدار دهنده نباشد؛
←← قاعده تدرا الحدود

قاعده «تدرا الحدود بالشبهات»؛ پس از بحث پیرامون اینکه آیا عروض شبهه، در نزد مجرم یا حاکم و یا هر دو معتبر است و یا آنکه عروض شبهه در هر کدام، به تنهایی و به طور قضیه منفصله مانعة الخلو، برای جریان قاعده کافی است، دامنه شمول قاعده، نسبت به قصاص و تعزیرات، علاوه بر حدود الله، بررسی شده است.
←← قاعده عدم ضمان امین

قاعده عدم ضمان امین؛ طبق مفهوم این قاعده، امین ضامن نیست، مگر در صورت تعدی و تفریط. پیرامون این قاعده، از جهت مدرک و اسناد آن، مراد از این قاعده، منظور از تعدی و تفریط، اشکالات وارد بر عمومیت قاعده و موارد تطبیق آن، بحث شده است.
←← قاعده قرعه

قاعده قرعه؛ پس از بحث از شمول یا عدم شمول این قاعده نسبت به شبهات حکمیه، موضوعیه، بدویه، مقرون به علم اجمالی تحریمیه و وجوبیه، اصل یا اماره بودن این قاعده، مورد بررسی قرار گرفته است.
←← قاعده لاضرر و لاضرار

قاعده «لا ضرر و لا ضرار»؛ این قاعده، یکی از قواعد معروف فقه اسلامی است که مدارک آن، عبارت است از:
الف) روایت «لا ضرر» که در کتب فریقین، به طور متواتر موجود است؛
ب) اجماع علما.
←← قاعده لوث

قاعده لوث؛ نویسنده، معتقد است که لوث، در نصوص و روایات، وارد نشده است، منتهی اجماع فقها، در بحث قسامه، به آن اشاره می‌کنند. در واقع، لوث، موضوع برای قسامه است و به باور وی در این بحث، فرقی بین نفس یا اعضا نیست.
در مورد تاریخچه قسامه، وی، سه قول زیر را بررسی نموده است:
الف) قسامه، یک حکم جاهلی می‌باشد که اسلام آن را امضاء کرده است؛
ب) یک حکم تاسیسی اسلامی است و مبدا تشریع آن، پس از فتح خیبر بوده است؛
ج) مبدا تشریع آن، از زمان خلافت عثمان می‌باشد.
←← قاعده اتلاف قبل از قبض

قاعده «کل مبیع تلف قبل قبضه فهو من مال بائعه»؛
←← قاعده ضمان

قاعده «ما یضمن بصحیحه یضمن بفاسده»؛
←← قاعده ملکیت اقرار

قاعده «من ملک شیئا ملک الاقرار به»؛ مؤلف، پس از بیان اصولی یا فقهی بودن این قاعده و توضیح فرق بین قاعده فقهیه و اصولیه، به بیان تفاوت آن با قاعده اقرار العقلا پرداخته و در پایان، موارد اجرای آن را بررسی کرده است.
←← قاعده نفی السبیل

قاعده نفی السبیل؛ به مقتضای این قاعده، هر عقد، پیمان، معامله، ایقاع و قراردادی که به حسب طبع اولیه‌اش، موجب علو، عزت و شرف کافر بر مسلم بشود، منفی است و اعتبار حقوقی ندارد.
←← قاعده نفی عسر و حرج

قاعده نفی عسر و حرج؛ به باور نویسنده، آنچه در این قاعده منفی می‌باشد، نفس حکم حرجی است، چه حکم تکلیفی باشد و چه وضعی. وی، ضمن بحث از اینکه آیا جریان این قاعده در بسیاری از ابواب فقه، موجب تخصیص اکثر می‌شود یا نه، وجه تقدیم قاعده لا حرج را بر ادله اولیه مورد بررسی قرار داده است.
←← قاعده ید

قاعده ید. نویسنده، معتقد است که این قاعده، از جمله قواعد فقهیه بوده و مسئله اصولی نیست، زیرا نتیجه آن که عبارت است از حجیت یا اثبات ملکیت برای ذو الید، کبرای قیاس نیست که حکم شرعی کلی فرعی الهی، از آن استنتاج شود.
← جلد دوم

در جلد دوم، قواعد زیر بررسی شده است: [۳]

۱. قاعده «الاجارة احد معایش العباد»؛ اجاره، از معاوضات بوده و در شریعت اسلامی، ثابت است و شرعا بر آن آثاری مترتب می‌شود، از جمله اینکه اگر اجاره با شرایط صحیح واقع شود، مستاجر مالک منافع عین مستاجره می‌شود و موجر، مالک عمل اجیر می‌گردد. نویسنده، ضمن بیان احکام اجاره، شرایط اجاره و احکام اجیر را نیز بررسی نموده است.
۲. قاعده حرمت اخذ اجرت بر واجبات؛ یعنی هر چیزی که فعلش بر مکلف واجب باشد، اکتساب به آن، حرام است، چه واجب عینی، کفایی، تعبدی و یا توصلی باشد. نویسنده، پس از بیان استدلالات صاحب ریاض، سید محمد کاظم یزدی و صاحب جواهر در مورد این قاعده، علت عدم جواز اخذ اجرت از نظر شیخ را بررسی نموده و در پایان، به این نتیجه رسیده است که صفت عبادیت و وجوب، منافاتی با اجاره ندارد.
۳. قاعده حرمت اعانت بر اثم و عدوان؛ معاون کسی است که در نفس فعل مجرمانه، نقشی ندارد، اما امکانات را برای تحقق فعل اصلی توسط مجرم، فراهم می‌آورد و راه را هموار کرده، تسهیلات لازم را برای مباشر یا سبب جرم، تدارک می‌بیند. نویسنده، معتقد است برای کیفر این عمل، نص خاصی وجود ندارد و معاون فقط تعزیر می‌شود.
۴. قاعده «الخراج بالضمان»؛
۵. قاعده «فراغ و تجاوز»؛
۶. قاعده «لا تعاد»؛
۷. قاعده «المؤمنون عند شروطهم».
وضعیت کتاب
فهرست اعلام، فهرست کتب، فهرست آیه و کتاب نامه، در انتهای جلد دوم آمده است.
پانویس

۱.↑ سیدمحمد موسوی بجنوردی، قواعد فقهیه، ج۱، ص۱.    
۲.↑ سیدمحمد موسوی بجنوردی، قواعد فقهیه، ج۱، ص ۳ به بعد.    
۳.↑ سیدمحمد موسوی بجنوردی، قواعد فقهیه، ج۲، ص ۱ به بعد.    

منبع

نرم افزار جامع اصول فقه، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.

اهمیت تعلیم و تعلم

از حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در برخی از منابع شیعه آمده است: « مَن عَلَّمَنی حَرفاً فَقَد صَیَّرَنی عَبداً - هرکس مرا نکته ای آموزد، مرا بنده خویش ساخته است» «اِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ حَتَّی النَّمْلَةِ فی حُجْرِها وَ حَتّی الْحُوتِ فِی البَحْرِ یُصَلُّونَ عَلی مُعَلِّمِ النّاس الْخَیْرَ»
در آموزه های اسلامی احترام به معلم که پدر معنوی و روحانی انسان است یک وظیفه انسانی-اسلامی است و خود مبنای توفیقات الهی خواهد شد و در همه حال باید آنها را محترم شمرد از یاد آنان به نیکی، تواضع و فروتنی در برابر آنها، عمل به دستورات و راهنمایی هایشان در امور دینی و دنیوی، تکریم و بزرگداشت آنها در شرایط مختلف، ذکر خاطرات خوب و کمالات و ارزشهای علمی و اخلاقی آنها و ... احترام به معلم حد خاصی ندارد مگر اینکه خدای نکرده معلم از صراط ایمان و توحید خارج شده و گرفتار کفر و شرک و انحراف های اخلاقی شده باشد که البته باز هم نگهداشت احترام آنها لازم است و وظیفه امر به معروف و نهی از منکر نیز یک ضرورت است و چه بسا انجام این ضرورت با روشهای گفتاری و رفتاری شایسته خود احترام واقعی به معلم باشد.
پس احترام اصلی و حقیقی به معلم یا کسانی که چیزی از آنها یاد می گیریم چند چیز است:
۱. عمل به آموخته های آنان
۲. ترویج و تبلیغ آنچه از آنها یاد گرفتیم به دیگران.
۳. یادسپاری ارزشهای علمی و اخلاقی آنها
۴. تکریم شخصیت و تعظیم آنان در همه شرایط
۵. تواضع در برابر آنها و ... که علی(ع) فرمود: «من علمّنی حرفا فقد صیّرنی عبدا».
قرآن مجید نخستین معلم را خداوند، و نخستین شاگرد را حضرت آدم(ع) می شمرد و نخستین علمی که به او تعلیم داده شد، علم الاسماء می شمرد (به احتمال قوی منظور از آن آگاهی بر اسرار آفرینش و موجودات جهان است). تنها آدم نبود که خداوند به او تعلیم داد، بلکه به یوسف تعلیم تعبیر خواب داد، «وَعَلَّمْتَنی مِنْ تَأویلِ الاَحادیثِ» یوسف/۱۰۱ و به سلیمان زبان پرندگان آموخت، «وَ قالَ یا اَیُّهَا النّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّیْرِ»نمل/۱۶ و به داود(ع) زره ساختن را، «وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَکُمْ»انبیاء/۸۰ و به خضر علم و آگاهی فراوانی داد، «وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً»کهف/۶۵ و به فرشتگان علوم فراوانی بخشید، «سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا اِلّا ماعَلَّمْتَنا»بقره/۳۲ و به انسانها نطق و بیان آموخت (عَلَّمَهُ الْبیانَ) و از همه بالاتر اینکه به پیامبر اسلام(ص) علوم و دانشهایی که هرگز تحصیل آن از طرق عادی برای او ممکن نبود آموزش داد، «و عَلَّمَکَ مالَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ»نساء/۱۱۳ فرشتة بزرگ الهی یعنی پیک وحی، جبرئیل، نیز تعلیمات فراوانی به پیامبر اسلام(ص) داد، «عَلَّمَهُ شَدیدُ الْقُوی» نجم/۵ پیام قرآن ج ۱۰، حضرت آیت الله مکارم شیرازی و سایر همکاران
در روایات اسلامی، مقام معلم آنقدر والاست که خدا و فرشتگان و همة موجودات ـ حتی مورچه در لانة خود و ماهیان در دریاها ـ بر کسی که به مردم تعلیم خیر کند درود می فرستند، چنانکه در حدیثی از رسول خدا(ص) آمده است: «اِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ حَتَّی النَّمْلَةِ فی حُجْرِها وَ حَتّی الْحُوتِ فِی البَحْرِ یُصَلُّونَ عَلی مُعَلِّمِ النّاس الْخَیْرَ» ؛(کنز العمال، حدیث ۲۸۷۳۶) و در حدیث دیگری می خوانیم: «آیا به شما خبر دهم که بخشنده ترین بخشنده هاکیست؟ بخشنده ترین بخشنده ها خداست و من بخشنده ترین فرزندان آدم هستم و بعد از من از همة شما بخشنده تر، کسی است که علم و دانشی را فراگیرد و آنرا نشر دهد و به دیگران بیاموزد، چنین کسی، روز قیامت، خود به صورت امتی برانگیخته خواهد شد!»(میزان الحکمة ۶/۴۷۴) تعبیر به «امت» به خوبی نشان می دهد که گسترش وجودی معلمان، به موازات گسترش تعلیمات آنها در میان جامعة بشری صورت می گیرد و هر قدر شاگردان بیشتری را تعلیم و تربیت کنند، به همان نسبت شخصیّت معنوی و اجتماعی آنها گسترده تر می شود و گاه به اندازة یک امت می گردد. اهمیت نشر علم و دانش و فرهنگ در اسلام تا آن حدّ است که در حدیثی معروف، مجلس علم، باغی از باغهای بهشت شمرده شده است.
جالب اینکه در اسلام هر کاری که مقدمة فراگیری علم، یا مناسبتی با آن داشته باشند، عبادت شمرده شده است، در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) می خوانیم: «مُجالَسَةُ الْعُلَماءِ عِبادَة ؛ (بحارالانوار ۱/۲۰۴) همنشینی با دانشمندان عبادت است». در حدیث دیگری از امام موسی بن جعفر(ع) می خوانیم: «اَلنَّظَرُ اِلی وَجْهِ الْعالِمِ حُبّاً لَهُ عِبادَة ؛ (وسائل ۱۸/۴۵۸) نگاه به صورت عالم از روی محبت، عبادت است». و نیز در حدیث دیگری می خوانیم که پیامبر(ص) به ابوذر فرمود: «اَلْجُلُوسُ ساعَةً عِنْدَ مُذاکَرَةِ الْعِلْمِ خَیْر لَکَ مِنْ عِبادَةِ سَنَةٍ، صِیام نَهارِها، وَ قِیامِ لَیْلِها و النَّظَرُ اِلی وَجْهِ الْعالِمِ خَیْر لَکَ مِنْ عِتْقِ اَلْفِ رَقَبَةٍ ؛ (تفسیر نمونه ۴/۳۶۰) یک ساعت در جلسة مذاکره علم شرکت کردن، برای تو بهتر از عبادت یک سال است که روزها روزه باشی و شبها مشغول عبادت شوی و نگاه به صورت عالم، برای تو بهتر است از آزاد کردن یک هزار برده!». پیام قرآن ج ۱۰، حضرت آیت الله مکارم شیرازی و سایر همکاران

www.porseman.com

آغاز سال تحصیلی

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته خدمت اساتید محترم و دوستان عزیز. آغاز سال تحصیلی جدید را به همه شما تبریک گفته و در این سال برای همه عزیزان توفیق بیشتر و سلامتی از خداوند مسئلت می نمایم.

 

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/06/19/2092697/%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%AB%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86

عزاداری فرزندان رودکی در رثای امام حسین(ع)؛ نگاهی به کربلاخوانی در تاجیکستان

https://www.farsnews.ir/news/13900909000387/%D9%87%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AF-

هر تاجیکی با شنیدن نام امام حسین (ع) و محرم بی‌اختیار می‌گرید

http://okhowah.com/fa/13610

تسبیح عشق؛ امام حسین(ع) در ادبیات شفاهی مردم تاجیک

 

عاشورا در شعر تاجیک

سیمای امام‌حسین(ع) در کلام شاعران تاجیک

ماه محرم به عنوان ماهی مقدس و پاک در دل تاجیکان جایگاه خاصی دارد و آنان معتقدند مهر و محبت نسبت به امام حسین (ع) را خداوند در دل آنان جای داده است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، ماه محرم به عنوان ماهی مقدس و پاک در دل تاجیکان جایگاه خاصی دارد و آنان معتقدند مهر و محبت نسبت به امام حسین(ع) را خداوند در دل آنان جای داده است.
 
"دارا نجات" اندیشمند و شاعر تاجیک درباره جایگاه محرم و امام حسین(ع) در میان تاجیکان، گفت: ماه محرم به عنوان ماهی مقدس و پاک در دل تاجیکان جایگاه خاصی دارد.
 
ماه محرم و نام امام حسین(ع) را هر تاجیکی که می‌شنود، وجودش آب می‌شود، مهر و محبت نسبت به امام حسین(ع) را خداوند در دل ما جای داده است.
 
این اندیشمند و شاعر سرشناس تاجیک تصریح کرد که قبل از این هم یک کتاب با نام «همای رحمت» تألیف کردم که درباره حقیقت و دلیل برتری حضرت علی(ع) است.
 
این کتاب با تکیه بر تمام مأخذهای علمی و مآخذ اهل سنت که اهل شیعه نیز مورد تأیید خود قرار دادند، تهیه شد.
 
این کتاب که توسط رایزنی فرهنگی ایران چاپ شد، بسیار مورد استقبال مردم تاجیکستان قرار گرفت به نحوی که خیلی زود جای خود را میان مخاطبان تاجیک باز کرد.
 
وی افزود: موضوع محرم، امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) در شعر تاجیک نیز دارای موقعیت خاصی است و در زبان تاجیکی و ادبیات شفاهی ما به این موضوع پرداخته شده است.
 
آنچه در ادامه می‌خوانید شعری از مجموعه اشعار دارا نجات و دیگر شعرا در وصف امام حسین و صحنه کربلا است.
 
«دارا نجات»                        
 
نوحه ریز
 
تشنه ترین لبان
 
با سبِزِ مویه‌ها
 
لب‌های نوحه ریز عاشقان حسین است.
 
و سبزترین عاشقانه را
 
با گلفشان سرشک
 
سوگواران حسین می‌خوانند
 
و عاطفانه‌ترین عطش
 
عطش شبنم ایمان حسین است
 
در بلوغ سپیده ای
 
به خورشید جمال حق
 
هنوز
 
در وادی اشک و محبت
 
دل بی کربلای نیست
 
دلی بی شقایق خیمه ی عزا.
 
هنوز
 
خجالت اهل کوفه خط می کشد به خاک
 
و خواناترین برات است
 
خط کوفی گلهای شهادت
 
در شیرازه ی فورات رخ عاشقان حسین .
 
محمد علی عجمی (نماز غربت)
 
در غربت خویشتن وطن کردم
 
پیراهن کاغذی به تن کردم
 
دل باز نداشت از تهی دستی
 
دل را با شعر خود کفن کردم
 
هرجا که نماز غربتی خواندم
 
یادی ز حسین (ع) و از حسن (ع) کردم
 
هم بوسه به جانماز گل دادم
 
هم سجده به یاس و یاسمن کردم
 
خون نفسم چکید و جوهر شد
 
خون دل خویش را سخن کردم
 
***
 
نیزه را سرور من ! بستر راحت کردی
 
شام را غلغله ی صبح قیامت کردی
 
به لب تشنه ات آن روز اشارت می کرد
 
خاتمی را در انگشت شهادت کردی
 
بانگ « لبیک» که حجاج به لب می آرند
 
آیه هایی ست که بر نیزه تلاوت کردی...
 
نظام قاسم (آفتاب کربلا)
 
ای سوز جان ها را گواه، ای آفتاب کربلا
 
ای شاهد روز سیاه ای آفتاب کربلا
 
از چشم خونریز زمان ، از تبغ ظلم بی امان
 
در سوز دل بردی پناه ای آفتاب کربلا
 
آنی که جز نورش نبود ، یک رشته بر نورت فزود
 
با آخرین آه و نگاه ای آفتاب کربلا
 
یعقوب در غم مبتلا، از اشک چشمت کمضیا
 
بی یوسف در قعر چاه ای آفتاب کربلا
 
با او بگو، بامن بگو، بی من بگو ، روشن بگو.
 
کو کینه ور ؟ کو کینه خواه؟ ای آفتاب کربلا
 
بگشا ره نظاره را ،آنگه بکن سیاره را
 
از صبرکوه، از جبر کاه،ای آفتاب کربلا
 
غم در گلو، چین در جبین باشد به این دارم یقین
 
بر تو گناه ماندن گناه ای آفتاب کربلا
 
با رشته ی نورت به سحر بادا تنیدن رخت مهر
 
کار تو در این کارگاه ای آفتاب کربلا
 
از سوز بی حد خسته ای دل بر نشستن بسته ای
 
راهت سفید ای مرد راه ای آفتاب کربلا
 
صحبت بشد با غصه شام رازت نشد اما تمام
 
ده رشته ی رازت به ماه ای آفتاب کربلا
 
... تا جاودان دارد نگاه بر کربلا خورشید و ماه
 
همچون دو چشم بی پناه ای آفتاب کربلا
 
سروش (نوار دشت کربلا)
 
غروب...
 
میان مژه های لاجورد آسمان
 
تپیدن نگاه سرد آفتاب پیر ...
 
زمین در انتظار ظلمت است.
 
بیست‌های، وقت در شتاب!
 
کجا شدند صوفیان باده نوش؟
 
غروب...
 
در این فروغ مرده در سرشک شمع،
 
کجاست خنده ریز زرهلین آفتاب؟
 
من آن قدر به ماهی قلته بان ندارم اعتماد
 
چو بر د و  سه حسود روز و روشنی.
 
غروب...
 
در آ ن تلایه ی سپاه شب
 
سپیده می دمد
 
میان چشم های من سپیده می دمد
 
در انتظار مقدم امام آخرین.
 
غروب...
 
در این نوار دشت کربلا
 
ز سنگ کینه‌های سینه‌ها
 
شکست کاسه‌ی نگاه انتظار من
 
در انتظار باده‌ی «من آمدم!»
 
دیگر تمام ظلمت است و
 
ظلمت است و
 
ظلمت است...
 
عبد الله قادری (ممتاز)
 
دوباره روز عاشوراست امروز
 
زمین و آسمان غرق عزایند
 
به یاد کشتگان کربلایند
 
بگریید، ای مسلمانان، بگریید
 
که مرغان هوا هم در نوایند
 
گریبان چاک کرده اهل اسلام
 
به خاک پاک آنان جبهه سایند
 
حسین و اکبر و عباس و قاسم
 
که مارا در دل و دردیده جایند
 
به تیغ خصم اگر چه کشته گشتند
 
همیشه زنده اند در قلب مایند
 
خوشا آنان که همجام شمایند!
 
دوباره روز عاشورا است امروز
 
بگو مستان ربانی بیایند
 
بگو تا دست ما را هم بگیرند
 
هم آنانی که اهل کبریایند!
 
دوباره محشر کبر است امروز
 
زمین و آسمان غرق عزایند


انتهاي پيام/

منبع:فارس

قدرت خون شهیدان

 

گرد و خاکی کردی و بنشین که طوفان را ‏ببینی
وقت آن شد قدرت خون شهیدان را ببینی

می‌رود تابوت روی دست مردم، چشم وا ‏کن
تا که با چشم خودت فرش سلیمان را ‏ببینی

پاشو از پای قمارت! روی دور باخت هستی
پاشو! باید آخرین اخبار تهران را ببینی

گوش کن! این بار حرف از مرگ شیطان ‏بزرگ است
رو به خود آیینه‌ای بگذار شیطان را ببینی

خواب را دیگر حرام خود کن از امشب که ‏باید
باز هم کابوس موشک‌های ایران را ببینی

رازها در ذکر بسم الله الرحمن الرحیم است
وعده‌ها داده خدا، باید که قرآن را ببینی

قول دادیم انتقامی سخت می‌گیریم، ‏بنشین
تا که فرق قول کافر با مسلمان را ببینی

محمدحسین ملکیان

سخت است این غم

 

سقفی به غیر از آسمان بر سر نداری
تو سایه بر سر داشتی دیگر نداری

خورشید بر نی بود؟ حق داری بسوزی
دیدی به جز او سایه‌ای بر سر نداری

برگشته‌ای؟ این را کسی باور نمی‌کرد
برگشته‌ای؟ این را خودت باور نداری

می‌خواهی از بغض گلوگیرت بگویی
از لای‌لایی واژه‌ای بهتر نداری

هر بار یاد غربت مولا می‌افتی
می‌سوزی و دیگر علی‌اصغر نداری

هر شب در این گهواره طفلی بی‌قرار است
«سخت است این غم، سخت‌تر از هر نداری»

ما پای این گهواره عمری گریه کردیم
یک وقت دست از لای‌لایی برنداری

حسن بیاتانی

آب‌ها و مرداب‌ها

 

ماجرا این است کم‌کم کمّیت بالا گرفت
جای ارزش‌های ما را عرضۀ کالا گرفت

احترام «یاعلی» در ذهن بازوها شکست
دست مردی خسته شد، پای ترازوها شکست

فرق مولای عدالت بار دیگر چاک خورد
خطبه‌های آتشین متروک ماند و خاک خورد

زیر باران‌های جاهل، سقف تقوا نم کشید
سقف‌های سخت، مانند مقوا نم کشید

با کدامین سِحر از دل‌ها محبت غیب شد؟
ناجوانمردی هنر، مردانگی‌ها عیب شد؟

خانۀ دل‌های ما را عشق، خالی کرد و رفت
ناگهان برقِ محبّت، اتصالی کرد و رفت!

سرسرای سینه‌ها را رنگِ خاموشی گرفت
صورت آیینه زنگار فراموشی گرفت

باغ‌های سینه‌ها از سروها خالی شدند
عشق‌ها خدمت‌گذار پول و پوشالی شدند...

آتشی بی‌رنگ در دیوان و دفترها زدند
مُهر «باطل شد» به روی بال کفترها زدند!

اندک‌اندک قلب‌ها با زرپرستی خو گرفت
در هوای سیم و زر گندید و کم‌کم بو گرفت

غالباً قومی که از جان زرپرستی می‌کنند
زمرۀ بیچارگان را سرپرستی می‌کنند

سرپرستِ زرپرست و زرپرستِ سرپرست
لنگی این قافله تا صبحگاهِ محشر است!

از همان آغاز دست کج‌روی‌ها پا گرفت
روح تاجرپیشگی در کالبدها جان گرفت

کارگردانان بازی‌باز با ما جِر زدند
پنج نوبت را به نام کاسب و تاجر زدند...

روزگار کینه‌پرور، عشق را از یاد برد
باز چون سابق کلاه عاشقان را باد برد

سالکان را پای پرتاول ز رفتن خسته شد
دست پر اعجاز مردانِ طریقت بسته شد

سازهایِ سنتی آهنگِ دلسردی زدند
ناکسان بر طبل‌های ناجوانمردی زدند

تا هوای صاف را بال و پر کرکس گرفت
آسمان از چشم ما خورشید خود را پس گرفت...

من ز پا افتادن گل‌خانه‌ها را دیده‌ام
بال سوزن‌خوردۀ پروانه‌ها را دیده‌ام…

در خیابان جنون در کوچۀ دلواپسی
کرده‌ام دیدار با کانون گرم بی‌کسی!

دیده‌ام در فصل نفرت، در بهار برگ‌ریز
کوچ تدریجی دل‌ها را به حالِ سینه‌خیز!

سروها را دیده‌ام در فصل‌های مبتذل
خسته و سردرگریبان با عصا زیر بغل...

ماجرا این است، آری ماجرا تکراری است
زخم ما کهنه‌ست اما زخم کهنه کاری است

از شما می‌پرسم آن شور اهورایی چه شد
شوق معراج و خیال عرش‌پیمایی چه شد

پشت این ویرانه‌های ذهن، شهری هست؟ نیست
زهر این دل‌ مردگی را پادزهری هست؟ نیست

ساقۀ امیدها را داس نومیدی چه کرد؟
با دلِ پر آرزو احساس نومیدی چه کرد؟...

شور و غوغای قیامت در نهان ما چه شد؟
ای عزیزان! «رستخیز ناگهان» ما چه شد؟

دشت دل‌هامان چرا از شور یا مولا فتاد
از چه تشت انتظار ما از آن بالا فتاد

جان تاریک من اینک مثل دریا روشن است
صبح‌گون از تابش خورشید مولا روشن است

اینک از اعجاز او آیینۀ من صیقلی‌ست
طالع از آفاق جانم آفتابِ «یاعلی»ست

«یاعلی» می‌تابد و عالم منور می‌شود
ذهنِ دریا غرق گل‌های معطر می‌شود

چشم هستی آب‌ها را جز علی مولا ندید
جز علی، مولا برای نسلِ دریاها ندید...

اینک این قلب من و ذکر رسای «یاعلی»
غرّش بی‌وقفۀ امواج، در دریا «علی»

  کربلا به روایت یزید

https://www.aparat.com/v/tCJ6T

برنامه جالب با رویکرد نو و جذاب

باز محرم آمد

بسم رب الشهداء و الصدیقین

السلام علی الحسین 

السلام علی علی بن الحسین

السلام علی اولاد الحسین

السلام علی اصحاب الحسین