آیا علم ما فعل خود ماست یا فعل خدا؟
علوم اکتسابی فعل بندگان است چون جهل در توان و فعل انسان است ضدش هم همین طور است. 
خداشناسی
وجوب نظر
وجوب نظر در شناخت خدا بر همه کسانی که کمال عقلانی دارند. 
عقلی یا سمعی بودن وجوب نظر. از نظر سید وجوب عقلی است. 
آیا نظر وجوب لذاته است یا مقدمی است؟ مقدمی است. چون معرفت واجب واجب است واج می شود (شیخ مفید و سید)
دلیل وجوب نظر. مقدمه معرفت خداوند است. چون بدیهی نیست و این همه اختلاف وجود دارد. معرفت خدا واجب است و از طریق سمع ممکن نیست چون دور پیش می آید. مقدمه واجب واجب است پس نظر واجب است.
از طریق دفع ضرر محتمل واجب است. از راه نظر به دست می آید. دعوت پیامبران به انذار از عذاب ابدی و عدم اهمال در معرفت خدا اورا وادار به دفع ضرر محتمل می کند. 
اولویت وجوب نظر چون نخستین تکلیف انسان است بایدهای اول اول است با تأمل در واجبات معلوم می شود که واحبات نقلی موخر هستند اول خدارا اثبات کنید بعد نبوت بعد واجبات نقلی. تقلید جائز نیست در شناخت و اثبات خدا و باور به دین. کافر است جاهل و شاک مقلد فرق ندارد. در معرفت خدا اخلال کرده اند. تقلید باطل است چون: 1. دیدگاه های مختلف برای او یکسان است وجود یا عدم خدا برایش یکسان است. کثرت افراد و عقلانیت رفتارها معیار و معتبر نیست. یا تساوی یا رجحان بر بطلان است. 2. مقلد یا به حق بودن تقلید شونده عالم است یا نه اگر نباشد تقلیدش درست نیست و اگر آگاه است یا بضرورت است یا به احتمال. اگر به ضرورت باشد درست است و دیگر تقلید نیست چون تقلید از متخصص و عالم و درست است. اگر به احتمال و شک باشد جائز نیست. 3. تقلید جاری مجرای پذیرش امر شانسی است که ممکن است صواب باشد و ممکن است خطا باشد و قبیح است. 4. اگر تقلید لا عن علم باطل نبود اظهار معجزه پیامبران بیهوده بود. 
وجوب معرفت خداوند بر هر عاقلی واجب است علم به ثواب و عقاب داشته باشید لازمه اش شناخت خداست شناخت خدا جاری مجرای لطف است. معرفت خدا اکتسابی است و بدیهی نیست نیاز به شناخت خدا زا راه اسدلال عقلی داریم. 
راه های شناخت خدا
فطرت، عقل. فطرت. آیات قران مثل الست بربکم... محل اصلی اختلاف در نحوه اقرارگیری بنی آدم است سید در امالی برخی آیه را حمل بر ظاهر می کنند ابتداء بیرونی از همه انسان ها عهد گرفت ولی سید نمی پذیرد من بنی آدم نفرمود من آدم و ذریه. ظهورهم – ذریاتهم. هدف اگاهی بر پیمان و اتمام حجت است. سید خلاف حکم عقل است چون افرادی که از صلب آدم اخراج شدند آیا عقل دارند یا نه عقل کامل یا نه اگر عقل کامل دارند نهادشان را فراموش نکنند خطاب عقلانی به عقلا. خدا به انسان ها عقل داده است تا خدارا با ان بشناسند.
2 وجه در تفسیر آیه گفته: 1. انسان های عاقل و هوشیار را خداوند با انبیا اقرار گرفته است و انها هم اقرار کرده اند. 2. به گونه ای آفریده است که توان شناخت خدارا دارند این فطری بودن است. اتینا طاعئین. در درون خود دنبال گمشده ای می گردند. 
شناخت خدا از طریق نقل ممکن نیست. 
بهترین استدلال برای شناخت خدا از طریق برهان حدوث می داند. حادث به محدث نیاز دارد و بطلان دور و تسلسل می رسیم به محدث بلا محدث
نمی پذیرد که اجسام از ازل بوده اند. حدوث زمانی مطرح بود ولی ملا صدرا آن را حل کرد موجودات ممکن به امکان فقری اند و ذاتی. خورشید و پرتو آن از اول نیازمند خورشید بوده اند.