عقل نزد متکلمان متأخر
عبدالرزاق لاهیجی: راه ظاهر با عقل و راه باطن با وحی است. کیفیت سلوک راه ظاهر است. غرض گوهر مراد. حسن و قبح حق مذهب عدلیه است و حسن و قبح بعضی افعال برای عقل ضروری است. العدل حسن و الظلم قبیح بدیهی می داند و نظر فلاسفه را نمی پذیرد که این اسدلال جدلی باشد. سرمایه ایمان ص 61. 
علامه مجلسی: نظر مستقل و یکسان در باره عقل ارائه نمی دهد و بعضی جاها از استفاده عقل در مباحث اعتقادی نهی می کند و ما آتاکم الرسول را جدی بگیرید. رسالة الاعتقادات ص 13. اکتسابی نیست و رسول خدا و ائمه مردم را به کتب و نظرهای فلاسفه احاله ندادند. می توان از عقل در مباحث اعتقادی استفاده کنیم. 6 برهان برای توحید اورده در بحار بعد آیه و روایت اورده است. جمع: بی اعتنایی به عقل از یک طرف و توجه ویژه به وحی و در عین حال استفاده در برخی مسایل اعتقادی. با حدود و شرایط خاص عقل را می پذیرند. عمدتا از عقل برای احتجاج و رد مخالفان استفاده می کند.
علامه طباطبایی و شهید مطهری ره. ظواهر، عقل و تهذیب.
شهید مطهری: قرآن ایمان را بر اساس تفکر و تعقل دانسته. عقلی و نظری. عقلی مستقلا از عقل استفاده می شود و از نقل به عنوان ارشاد عقل و تأیید استفاده می شود. پیشینیان عمدتا از عقل در جدل استفاده کردند ولی مهم این که با عقل برهان درست کنیم بعد از خواجه رنگ برهانی حکمی گرفت. راه عقل دشوارترین است ولی بهترین و کامل ترین و امن ترین راه است.  
از زمان خواجه به بعد می بینید که مباحث کلامی رنگ فلسفی دارد. جایگاه مهم برای عقل در مباحث اعتقادی قایل هستند در مباحث برهانی به کار می گیرند نه جدلی.  

اهمیت و جایگاه عقل در مباحث قرآن و سنت
حجیت عقل را قران و روایات پذیرفته. دو حجت خدا ظاهر و باطن. 
عقل عملی و نظری
اقامه دلیل عقلی. اصل علیت را قرآن خیلی به کار برده است ان الله لا یغیر ما بقوم ... ام خلقوا من غیر شیء ... ظهر الفساد ... روایت کل قایم ما سواه فهو معلول. 
اصل عدم تناقض: در روایات ... حدیثا و قدیما جمع نمی شود. امام رضا در توحید صدوق.
اثبات معارف اعتقادی: لفسدتا. ام خلقوا ... اذا لذهب الی ... افحسبتم انما خلقناکم عبثا ...  امام علی ع: فکر کردند که صانع و خالقی ندارند؟ خطبه اول نهج البلاغه.
دین خدا بسیار دور از دسترس عقل بشری است و مردم نمی توانند مقام امام را بشناسند. این روایات به فرموده علامه طباطبایی نکوهش تمثیل و قیاس منطقی است نه استدلال های قوی.
عقل ویژگی هایی دارد نیروی مدرک، یا سرچشمه
1.    با اصول و معارف متعارف هماهنگ است و مطابقت دارد در واقع بازگشت به فطرت است. عقل استوار و سالم و حکیمانه و قواعد منطقی پیش رود. خواجه: منطق اشارات بوعلی، اساس الاقتباس. علامه: ترتیب مطالب معلوم برای کشف مجهول. مقدمات یقینی ترتیب دهد و مقدمات منطقی همین است. برهان منطقی. مقدمات ظنی  خطابه، مشهورات و مسلمات جدلی، و اسدلالی برهانی درست کند. 
2.    عقل نظری حجت است. با استفاده از قضایای منطقی برهان درست می کند. عقل برهانی حجت اور به قضایای بدیهی و قطعی می رسد. ذاتی است چون یقین ذاتی می آرد وگرنه تناقض پیش می آید. قرآن دعوت به تفکر و تدبر می کند. از مشرکان می خواهد که برهان بیارند و برهان را بپذیرند. برهان معتبر است و عقل می تواند برهان بیارد. تجزیه و تحلیل قضایا. نیاز داریم نقل را به کمک عقل معتبر کنیم. ممکن است اسدلال طرف قابل نقد باشد و خدشه داشته باشد. 
3.    محدودیت عقل. قادر به درک کلیات است در جزئیات به نقل تکیه می کنیم مثل برزخ و قیامت و ... 
4.    عقل راه برای درک حقیقت ذات و صفات خداوند نیست و محدود است. امام علی ع در خطبه 91 نهج البلاغه در عقول متناهی نمی گردد. عظمت خدارا به اندازه عقلت محدود نساز.
5.    عقل مخلوق خداست نه حاکم بر خدا. خدا عقل را به ما بخشیده. نباید شبیه رویکرد معتزله شد. عقل نظری حاکم دانستن حاکم کردن بر خدا است که درست نیست. عقل تشخیص خصوصیات و کشف مجهولات است نه حاکم.