حوزه حدیثی ری و حله

حوزه حدیثی ری
ویژگی ها:

1.    بحث های عقیدتی – کلامی جدی
2.    وجود روایات کم واسطه و کم اسناد
3.    تدوین نخستین دائره المعارف حدیثی شیعه
4.    درگیری فکری-عقیدتی شیعه با اهل سنت
آمار کل محدثان ری از آغاز تا دوره های متأخر 231 نفر ذکر شده است
حوزه حدیثی حله
دو فعالیت مهم:

1.    تدوین و احیای متون ادعیه و زیارات در حدیث
2.    فعالیت های رجالی و فهرست نگاری

 

حوزه حدیثی اصفهان

دو عامل موثر در شکلگیری:
1.    روی کار آمدن یک دولت شیعی
2.    فعالیت های فلسفی بسیار و علوم حکمی
ویژگی های این حوزه:
1)    دائرة المعارف نویسی: دائرة المعارف العامه، جامع نگاری و دائرة المعارف نویسی فقهی، دائرة المعارف احادیث تفسیری
2)    تعمیق معارف حدیثی به وسیله شرح نویسی و تعلیقه نویسی
3)    عمومی سازی معارف حدیثی و ترجمه به زبان فارسی
4)    حاکم بودن تفکر اخباری گری شیعه
سه خاندان مهم و موثر: خاندان مجلسی، خاندان خوانساری و خاندان فیض

 

حوزه حدیثی کوفه

عوامل اصلی شکلگیری:
1.    حضور امیرالمؤمنین ع در دوران حکومت خود در کوفه
2.    دو سال حضور مهم امام صادق ع در کوفه
ویژگی های مهم:
1)    عقلانیتی که از مدرسه اهل رأی سنی ها در کوفه متأثر بود
2)    بخش زیادی از اصول و کتب شیعه در این مرکز تدوین شد
3)    در کوفه جریان های انحرافی در میان شیعیان شکل گرفت
4)    در میان شیعیان این حوزه به تأثیر از اهل سنت آرای غیر معتبر و غیر ظنی رواج پیدا کرد.
7 خاندان مطرح این حوزه: 1) آل ابی رافع، 2) آل ابی شعبه 3) آل اعین، 4) آل ابی الجهم، 5) آل ابی الجعد، 6) آل النعیم ازدی 7) آل حیان تغلبی

 

حوزه حدیثی بغداد

حاکمیت عقل و عقلانیت ویژگی های اصلی این حوزه است که سه عامل دارد:
1.    مهاجرت شیعیان کوفه به بغداد
2.    حضور امامان شیعه در بغداد
3.    وجود اهل سنت در بغداد
نقد شیخ مفید بر شیخ صدوق:
1)    کتاب خدا بر احادیث و روایات مقدم و داور بر آنها است.
2)    اگر حدیثی با عقل سازگار نباشد آن را کنار می نهیم
3)    امیر المومنین، امام حسن، امام حسین، امام موسای کاظم و احتمالا امام رضا همگی با سم یا قتل از دنیا رفته اند امام جز این پنج امام برای حکم کردن در باره دیگر ائمه راهی نداریم.
نمونه اندیشه سیدمرتضی:
1)    اگر در مسئله مورد اختلاف دلیل از کتاب و سنت قطعی در دسترس نباشد باید بر پایه دلیل عقل حکم کرد.
2)    ملاک تعداد روزه های ماه رمضان رویت هلال است نه سی روز قطعی
بغدادی ها و قمی ها
برخی معتقدند که اهل بغداد اهل قیاس اند هرچند دیگر علما مانند آیت الله سیستانی معتقدند که آن قیاسی که در باره بغدادی ها گفته اند قیاس فقهی و ناپسند نیست بلکه قیاس هر حدیث با کتاب خداست.
بغدادی ها همچون سید مرتضی و شیخ مفید به قمی ها می گویند در سلسله سند انها وقفی ها، غلات و مانند آنها دیده می شود و بغیر از شیخ صدوق همه قمی ها اهل تشبیه و جبر بودند البته شیخ مفید شیخ صدوق را با عناوین المتعلق بالحدیث یا المؤول علی الحدیث یعنی کسی که در روایات تامل نمی کند و تنها به نقل آنها می پردازد یاد می کند. 

 

حوزه حدیثی قم

ویژگی های این حوزه:
1.    توجه فراوان به حدیث 
2.    پرهیز از عقلگرایی
3.    پرهیز از احادیث ضعیف و غلوآمیز
4.    عدم اعتماد به راویان متساهل در نقل
5.    دیدگاه خاص قمی ها به ویژه آرای شیخ صدوق
6.    سختگیری در پذیرش روایات یا اصول جرح و تعدیل
علل تدوین بسیاری از کتب حدیثی شیعه در قم:
1.    مهاجرت برخی از شیعیان از کوفه به قم
2.    توجه ویژه ائمه به قمی ها
برخی آثار تالیف شده در قم:
1.    النوادر از احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی
2.    بصائر الدرجات از محمد بن حسن بن صفار قمی
3.    مختصر بصائر الدرجات از سعد بن عبدالله اشعری قمی 
4.    تفسیر قمی از علی بن ابراهیم بن هاشم قمی
سه خاندان برجسته حدیثی در قم: 1) اشعری ها، 2) برقی ها و 3) صلت

 

حوزه حدیثی مدینه

چکیده درس 8

حوزه حدیثی مدینه کهن ترین و مهمترین حوزه حدیثی شیعه است.
1.    راویان و محدثان فراوان از آنجا برخاسته یا در آن حضور پیدا کرده اند.
2.    نگاشته های حدیثی گوناگونی در آنجا تدوین شده است.
3.    حضور معصومان در این شهر بسیار پررنگ بوده است.
سه ویژگی عمده این حوزه:
1)    در ابتدا مرکز نص گرا بود ولی به سوی جریان عقل گرایی پیش رفت.
2)    تبویب احادیث و تدوین موضوعی در اینجا آغاز شد
3)    جعل، وضع و غلو در اینجا شکل گرفت.

 

جریان های معاصر سنی

جریان های معاصر اهل سنت بر اساس 1) اعتبار 2) صدور 3) تفسیر روایت:
1.    نص و ظاهر گرایان – متن گرا
2.    عقلگرایان –جریان غالب سنتی یا حوزه ای ها
3.    صوفیه – باطنی و معنوی
4.    نوگرایان – توجه به دنیا و نگاه جدید و انتقادی و تند بیش از حد متعارف (دانشگاهی)
5.    قرآنیون – رشدیافته نوگرایان

1) اصل حجیت (حجیت ثبوتی) 2) احراز حجیت (حجیت اثباتی) 3) چگونگی فهم حدیث لفظ -نص گرا، معنا - عقلگرا و ریاضت-صوفیه 

محورهای مهم

سه محور در بررسی تاریخی یک علم باید لحاظ شود:
1.    زمان – ادوار
2.    مکان و جغرافیا – حوزه یا مرکز
3.    فکر و اندیشه –جریان یا مکتب

 

اصول مشترک باطن گرایان

چکیده درس 7
عارفان، صوفیان، اسماعلیه و جمهوریون از جمله این گروهند.
1.    تساهل با روایات و اعتقاد به تهذیب نفس در فهم باطن روایات
2.    تاویلگرایی. 
معانی تاویل در تفسیر و عرفان:
1.    عبور از ظاهر نصوص دینی و حرکت به سمت لایه های زیرین با شرط محفوظ ماندن ظواهر دینی
2.    حقیقتی که معارف دینی از آن برخواسته یا به آن منتهی می شود
3.    تمثیل هایی که در متون دینی به کار رفته مانند کنایات رمزها و اشارات
4.    تغییر در ظاهر نصوص دینی و برهم زدن ظاهر آن به اقتضای عقل یا کشف و شهود
5.    تفسیر به رأی
معنای 4 و 5 قابل قبول نیست.

 

اصول عقل گرایان

چکیده درس ششم

اصول مشترک عقل گرایان:
1.    عقل یکی از ادله شرع است و با عقل حجیت کتاب، سنت و اجماع ثابت می شود. (فلاسفه، متکلمین و اصولیان)
2.    تقدم عقل بر نقل به گاه تعارض میان این دو. اگر نقل صحیح و معتبر باشد آن را به تاویل می برند یا سکوت می کنند.
3.    جواز تاویل در صورت ناسازگاری نص با عقل. 
4.    حجیت نداشتن خبر واحد در عقاید و حجیت آن در فقه

 

اصول نص گرایان

چکیده درس چهار
اصول مشترک نص گرایان:
1.    ناتوانی عقل از درک معارف دینی و تقدم نقل بر عقل. راه و شیوه عقلایی بسیار خطاپذیر است و نمی توان به آن تکیه کرد. پس در تمام مسایل باید به روایات چنگ زد.
2.    تقدم حدیث بر قرآن در مقام رجوع. قرآن دست کم در مقام فهم بر حدیث مقدم است. و اخبار عرض ساحتگی است. و قرآن با خبر واحد نسخ شدنی است.
پس عقل محدویت دارد و توان رویارویی با نقل را ندارد. قرآن به عقل دعوت کرده اما شناخت نیز در پرتو رجوع به نقل (روایات به عنوان اصل جامع در نقل) امکان پذیر خواهد 
3.    پایبندی به ظواهر و جایز ندانستن تاویل و اجتهاد
4.    حجیت خبر واحد در احکام و عقاید
5.    منع تقلید
6.    تساهل در پذیرش روایت
7.    دیدگاه ویژه در باره صفات و معرفت الهی. تاویل روایات را باب صفات خدا و تشبیه صفات خدا با مخلوقات را مجاز نمی دانند.

 

مکتب های حدیثی

چکیده درس سوم
مکتب های حدیثی جریان هایی هستند که در طول تاریخ در میان مسلمانان در تعامل با حدیث وجود داشته اند.
مکتب های حدیثی بر اساس نوع رویکردشان به حدیث 1) از جهت محدوده حجیت 2) شرایط احراز حجیت 3) نوع تعامل با حدیث در مقام استفاده از متن دسته بندی می شوند که عبارتند از 1) نص گرایان 2) عقل گرایان و 3) باطن گرایان.
نص گرایان قلمرو حجیت حدیث را بسیار گسترده می دانند. در مقام احراز حجیت با تساهل برخورد می کنند و در حوزه فهم از حدود الفاظ خارج نمی شوند. 9 فرقه به لحاظ مشابهت هایی که دارند زیرمجموعه نص گرایان قرار دارند. همسانی و همسویی در 6 عقیده آنهارا در یک گروه قرار داده است.
عقل گرایان در قلمرو حجیت حدیث تفکیک میان احکام و عقیده کرده اند. در مقام احراز صدور حجیت سختگیرند در مرحله فهم به الفاظ و واژها اکتفا نکرده و به اجتهاد در متن و استنباط توجه دارند.
باطن گرایان در دائره حجیت حدیث سخن چندانی ندارند با سهولت می پذیرند و اما در مقام فهم متن به ریاضت و سیر و سلوک عملی اعتقاد دارند. 

 

مراکز حدیثی اهل سنت

مراکز حدیثی اهل سنت
حوزه حدیثی شرق عربی
حجاز

1.    مکه
2.    مدینه
عراق
1.    بغداد
2.    بصره
شام
حوزه حدیثی مغاربه
1.    قرطبه
2.    قیروان
حوزه حدیثی ایران
1.    خراسان بزرگ (نیشابور، بخارا، نسا و ...)
2.    ری
3.    قزوین


 
 

مراکز حدیثی شیعه

مراکز حدیثی شیعه
قرن 1-5
1.    مدینه
2.    کوفه
3.    بغداد
4.    ری
5.    قم
6.    خراسان
قرن 7-8
حله
قرن 11-12 دوره صفویه
1.    اصفهان
2.    بحرین
قرن 13-14 دوره معاصر
1.    نجف
2.    قم

 

حوزه ها و مکاتب حدیثی-1

چکیده درس دوم

در تعریف مرکز حدیثی 5 مولفه قابل ذکر است:
1.    حضور یکی از معصومین در آن شهر
2.    اقامت تعداد زیادی راوی در ان شهر
3.    تالیف حجم قابل توجهی آثار حدیثی در آن منطقه
4.    وجود حلقه های درسی حدیثی
5.    شکلگیری یک اندیشه در باب حدیث
چند نکته مهم در بحث مرکز حدیثی:
1)    اطلاع از زمان شکلگیری
2)    آشنایی با بسترهای مساعد فرهنگی و تاریخی برای شکل گیری آن
3)    راویان و محدثان آن
4)    آثار و مکتوبات حدیثی
5)    توجه به ارتباط با مناطق دیگر
6)    توجه به ویژگی های خاص یک منطقه
7)    شناخت خاندان های برجسته و اثرگذار در آن شهر
8)    بررسی حلقه های درسی و آموزشی
 

 

خلاصه فصل ششم دانش رجال -3

ویژگی های گروه سوم
1.    متأخر
2.    صاحب تألیف
3.    مستفاد از کتب و اقوال علمای گذشته
در این گروه 6 نفر معرفی شده اند:
1)   حاکم نیشابوری 321-405 
2)   خطیب بغدادی (392-463) 
3)  ابن جوزی (510-597)
4)  مزی (654-742)
صاحب تهذیب الکمال
5) ذهبی 673-748  شمس الدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن عثمان ترکمانی دمشقی معروف به ذهبی. او ثقه و از حافظان حدیث و بزرگترین علمای علم رجال و تاریخ بوده است. در میان متأخران چنان حافظه قوی داشته که ابن حجر گفته: آب زمزم را نوشیدم تا به مرتبه ذهبی در حفظ برسم. او چنان ماهر و حاذق بوده که سیوطی محدثان در علم رجال و دیگر فنون حدیث را ریزه خوار او و سه نفر دیگر دانسته است. در علم رجال چندین تألیف دارد که اغلب آن متداول اند اهل علم به مراجعه به آن نیاز دارند. میزان الاعتدال، تذکرة الحفاظ و سیر اعلام النبلاء از او در این علم مشهورند. تاریخ الاسلام او از مصادر مهم و متداول است. برخی از علما گفته اند ذهبی در جرح خصوص اشاعره و صوفیه سختگیر بوده است.
6) ابن حجر 773-852 صاحب فتح الباری شرح صحیح بخاری، نزهة النظر در مصطلح الحدیث، الاصابةَ فی تمییز الصحابة و تهذیب التهذیب و تقریب التهذیب و لسان المیزان در علم رجال

 

خلاصه فصل ششم دانش رجال -2

ویژگی های گروه دوم
1.    تعداد قابل توجه آنان صاحب کتاب اند که بیشتر آن هم باقی مانده و اقوال علمای جرح و تعدیل در آن هست
2.    کتابهای رجالی آنان مصادر اولیه رجالی اند
3.    تقریبا همه اشان در کتب رجالی و حدیثی خود از احوال همه یا اکثر راویان بحث کرده اند
در این گروه 22 نفر معرفی شده اند
1)    یحیی بن معین – ابوزکریای بغدادی متولد 158 در شهر انبار عراق و درگذشته سال 233 در مدینه. او از ائمه حدیث و حافظان بسیار جلیل القدر بود که بصیرت کامل به خطاهای واقع شده در احادیث داشته است. ابن معین از ائمه بزرگ جرح و تعدیل و در زمان خود بی نظیر بوده است. احمد بن حنبل در مورد او گفته: داناترین ما به علم رجال است. آرای او در احوال برخی رجال به دلیل تغییر اجتهاد وی مختلف و متعارض است که گاهی نسبی اند نه واقعی و منشأ آن اختلاف در کیفیت سوالی بوده که از سوی سائلان متعدد پیش می آمده. ذهبی اورا در نقد و جرح رجال از سختگیران شماریده. از جمله کتاب هایی که آرای رجالی ابن معین ذکر شده: التاریخ و العلل، معرفة الرجال، الضعفاء  
2)    علی بن مدینی – ابوالحسن علی بن عبدالله بن جعفر مدینی بصری (161-234)
3)    احمد بن حنبل – ابوعبدالله احمد بن حنبل شیبانی (164-241)
4)    بخاری – محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن مغیره بن بردزبه جعفی بخاری (194-256)
5)    جوزجانی – ابواسحاق ابراهیم بن یعقوب سعدی جوزجانی (وفات 259)
6)    مسلم – ابوالحسین مسلم بن حجاج قشیری نیشاوبری (204-261)
7)    دارمی – ابومحمد عبدالله بن عبدالرحمن بن فضل بن بهرام بن عبدالصمد تمیمی دارمی (181-255)
8)    عجلی (182-261)
9)    ابوحاتم رازی (195-277)
10)    ابوزرعه رازی (200-264)
11)    ابوداود (202-275)
12)    صالح جزره (205-293)
13)    ترمذی (209-279)
14)    ابن خراش (وفات 283)
15)    نسایی (215-303)
16)    ابن خزیمه (223-311)
17)    عقیلی (وفات 322)
18)    ابن ابی حاتم (240-327)
19)    ابن حبان (وفات 354)
20)    ابن عدی (277-365)
21)    ازدی (وفات 374)
22)    دار قطنی 306-385

 

خلاصه فصل ششم دانش رجال -1

بزرگان جرح و تعدیل اهل سنت سه گروه

ویژگی های گروه اول
1.    تقدم زمانی و پیشگامی
2.    نداشتن یا نرسیدن کتاب از آنها
3.    عدم بحث از همه راویان
4.    تقدم و قداست آنها باعث شده اقوال و سیره آنان اصول علم و پشتوانه علمای بعدی قرار گیرد
12 نفر معرفی شده اند:
1)    اعمش 60-148
ابومحمد سلیمان بن مهران کوفی معروف به اعمش به سال 60 هجری متولد شد و به سال 148 ه درگذشت. اعمش ثقه و از حافظان حدیث در کوفه بوده است و نقل شده که وی به خاطر صداقتش "مصحف" نامیده می شد و یحیی بن سعید قطان در مدح وی گفته است: اعمش نشانه اسلام است. وی توفیق ملاقات با برخی از صحابیان چون انس بن مالک را داشته است و برخی از علمای شیعه به وی نسبت تشیع داده اند. 
2)    ابوحنیفه نعمان بن ثابت  متولد سال 80 ه در کوفه و متوفای 150 در بغداد
3)    شعبه - ابوبسطام شعبه بن حجاج ورد واسطی بصری (80-160)
4)    اوزاعی – ابوعمرو عبدالرحمن بن عمرو بن یحمد اوزاعی شامی (88-157) 
5)    مالک – ابوعبدالله مالک بن انس بن مالک اصبحی مدنی (93-179)
6)    لیث بن سعد – ابوحارث لیث بن سعد بن عبدالرحمن فهمی مصری (94-175)
7)    سفیان ثوری – ابوعبدالله سفیان بن سعید بن مسروق ثوری کوفی (97-161)
8)    سفیان بن عیینه – ابومحمد سفیان بن عیینه هلالی کوفی مکی (107-198)
9)    عبدالله بن مبارک – ابوعبدالرحمن عبدالله بن مبارک مروزی (118-181)
10)  یحیی بن سعید قطان – ابوسعید یحیی بن سعید بن فروخ قطان بصری (120-198)
11)  وکیع بن جراح – ابوسفیان وکیع بن جراح بن ملیح بن عدی رواسی کوفی (129-197)
12) عبدالرحمن بن مهدی – ابوسعید عبدالرحمن بن مهدی بن حسان بن عبدالرحمن بصری لؤلؤی (135-198)

 

مواد لازم علوم حدیث تطبیقی

مواد لازم برای آماده شدن:
1.    تفاوت علوم حدیث تطبیقی با حدیث امامی و حنفی
2.    دانش های حدیثی (گذشته، حال و آینده)
3.    ادوار و گونه های رجالی امامی و سنی (فصل 4 و 6 دانش رجال در نگاه اهل سنت)
4.    موضوعات نگاری در امامیه و سنی
5.    حوزه ها و مکاتب امامیه و سنی

 

مقدمه التمهید

مقدمه
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله الذی لا یُحمد علی نعمه إلا بنعمة منه متجدِّدة و لا یُؤدَّی شکرُه علی مِنَنِه إلا بمنَّة منه متزیِّدة
و الصلوة علی من ختم به الرسالة و اوضح به الدلالة محمد - سیِّد البشر و قائد الخیر - صلاة لمرضاته جالبة و لشفاعته إیانا علی ما ارتکبنا من مُوبقات الآثام و اکتسبنا من مُهلکِات الإجرام کاسبة -
و بعد فقد طلب منی من فاز مع ارتقائه إلی أسنی درجة الإمارة و الإیالة و اعتلا علی أعلا ذَروة للسیادة و الجلالة بالصلابة فی الدین و التعصب للمذهب المستقیم فما کاد له بحضرته کائد من شِیَع البِدَع و الضلالة و أتباع الغَیِّ و أشیاع الجهالة إلا حمله علی مقابلة کیده بالتوهین و سعیه بالتخییب و إراقة دمه ببریق حُسامه و إذاقَةِ إیاه ما أبیح له من کأس حمامه و العطف علی أهل الدین علی وجه ما اجتاز بها أحد من أهل العلم و ذوی الفضل إلا عقلته بها أیادیه الغُرِّ الجِسام و مِنَنِه البِیض العظام و قیده بها إحسانه و برّه و امتنانه
و من اونس بالبِرِّ لم یَتَأَبَّد        و من وجد الإحسان قیدا تقیدا
و بفضل کثیر قد تذللت له صعابه و شوارده و انقادت لمراده نوافره و أوابده فَتبوَّأ فی أعلی قُلَلِه و تزین بأبهی حُلَلِه
أن اکتب له عقیدة من سلف من مشایخ أهل السنة و الجماعة –قدس الله أرواحهم- و أبَیِّنَ ما کانوا علیه من المذهب فی علم التوحید فأجبته إلی ذلک و رأیت المبادرة إلیه من اللوازم التی لا یجوز الإخلال بها و لا یحل الإعراض عنها فرأیت الأصوب فی التدبیر و الأوجب فی الرأی أن أذکر فی کل مسئلة ما یحتاج إلی ذکره من النکت التی لا مُغمِزَ لقناتها و لا مُقرِعَ لصفاتها لتکون الفائدة أتم و أوفر و العائد أعم و أکثر
و اسأل الله تعالی الذی لا تزود عن الزَلَّلِ إلا عصمته و تسدیده و لا یوصل إلی البُغیَة إلا توفیقه و تأییده أن یکرمنی بعصمته و یَمنَحَنِی من لطائف توفیقه و هدایته بفضله و رحمته

 

مراکز امامیه مرتبط با تمدن اسلامی

 8. حوزه قم متأخر
حدود 100 سال اخیر و دو مرحله دارد قبل از انقلاب و بعد از انقلاب
مرحوم عبدالکریم حائری یزدی تأسیس کرد او تحصیل کرده نجف و ملا بود عده ای از فضلا از او دعوت کردند آمد و فیضیه را دوباره بازکشایی و تعمیر کرد و 50-60 طلبه وارد شدند. با فوت او پسرش متولی بود ولی بعد از 20 سال در حال تعطیل شدن بود. جانشین او صدرالدین صدر پدر موسی صدر بود عده ای گفتند سیدی از شاگردان آخوند خراسانی بیاید. آقای بروجردی آمد. هرچند درس آخوند زیاد نرفته بود. او نگاه سیاسی داشت بخش مهمی از تربیت را از خانه گرفته بود پدرش خان محل و مدیر بود پدر امام هم مدیر بود.
ایشان نگاه سیاسی به دین داشت و رابطه حوزه با دولت را به صورت انتقادی و ... برقرار کرد. حوزه بلوغ سیاسی یافت و منجر به انقلاب اسلامی شد. براندازی حکومت شاه و تأسیس حکومت اسلامی مرحوم امام تحصیل کرده حوزه قم است اگرچه مدتی در نجف بود و شاگردان او قمی بودند بعد از انقلاب حوزه قم تبدیل به حکومت شد در زمانی ظهور پیدا کرد که دین در حال اضمحلال کامل بود و بعد از آن همه ادیان جایگاه خاصی پیدا کردند.
حکومت اسلامی و مرحوم امام و رهبری ادعاهای بزرگی دارد تمدن نوین اسلامی، مدیریت جهانی برای بشریت و سعادت به ارمغان بیاریم.
مشکل: ندای جهانی و بزرگ در سطح بالا هنوز همراهی نمی شود بلکه در رده های پایین مانده بالا هنوز به فکر نجف هستند و می گویند علم انجا بود کاملا نگاه غیر سیاسی است عمامه-مسجد-ثبت وجوهات
بعد از 40 سال گام دوم اعلام می شود
2-3 سازمان تشکیل شد:
1)    مجمع تقریب مذاهب اسلامی که زمان ریاست واعظ زاده کارنامه درخشانی داشت.
2)    مجمع جهانی اهل بیت ع که زمان ریاست شهید محمدباقر حکیم کارنامه درخشانی داشت
مراکز تمدنی دیگر شیعه
1.    حلب 5-6 (ابوفلاح حلبی)
2.    ری که سایه قم بود
3.    جبل عامل دروه فطرت بین حلب و اصفهان (شهیدین)
4.    ماوراء النهر 3-5 عیاشی، کشی اهتمام به حفظ میراث حدیثی شیعه در ان زمان
5.    لکنهو هند سایه نجف دوم 12-13 جز موارد اضطرار غیر سیاسی بود.
6.    خراسان موازی قم و تلفیقی از اصفهان و نجف

حوزه نجف متأخر

مراکز امامیه مرتبط با تمدن اسلامی

7. حوزه نجف متأخر 

از قرن 13 تا کنون حدود 250-300 سال اخیر. سال 450 سلجوقیان بغدادرا گرفتند. ضد شیعه بودند و حوزه شیعی بغداد را خراب کردند و شیخ طوسی مجبور شد برای حفظ جان خود بغداد را ترک کند. او به نجف اشرف رفت. چند اتاق برای زوار بود در حاشیه کوفه مقیم شد خانه و مدرسه ساخت شاگردان او آمدند روستای اهل علم شکل گرفت بعد دیگران هم آمدند ولی دوام نیافت خودش 10 سال بود پسرش 20 سال. بعد ابوعلی پسر شیخ کمتر از 10 سال مدرسه تعطیل شد ولی مردم زیاد شدند و روستا توسعه یافت. در اواخر قرن 11 برخی علما مثل مقدس اردبیلی در دوره قاجار و افرادی که در ایران و شهرهای عراق جایگاه چندانی نداشتند به نجف رفتند. به لحاظ علمی رشد یافت ولی به لحاظ تمدنی نه.
1.    کانون علمی دور از تمدن
2.    مرکز عمده غیر سیاسی شیعه که احیانا به ناچار مداخله از راه دور می کرد و به نوعی قهر با سیاست. مثلا مرحوم نائینی و آخوند خراسانی خودشان وارد نمی شدند. مرحوم میرزای شیرازی اول به سامرا رفت بعد فتوای حرمت استعمال تنباکورا صادر کرد. مرحوم امام و مشکلات حکیم بزرگ و آقای خویی.
3.    رشد نامتوازن علمی. در نجف برخی از علوم خیلی رشد کرد مثل اصول فقه مرحوم نائینی، انصاری، خراسانی و فقه. کسی که در دیگر علوم وارد می شدند دیگر مرجع و نفر اول نمی شدند مثل حسین کاشف الغطاء که در کلام وارد شد هیج وقت زعیم نشد مرحوم محمدباقر صدر ره می گفتند او رزونامه می نویسد اقتصادنا شهریه هم بر اساس فقه و اصول فقه بود. (مرحوم آقای خویی)

 

اخلاق، احکام و کلام

غزالی بعد از سر کشیدن به علوم مختلف و مخالفت با فلسفه و تجربیات زیاد علم کلام و فقه را مقایسه کرده و تفاوت این دورا مثل غذا و دوا می داند. فقه غذا است و کلام دوا. با عذا همه سر و کار دارند ولی با دوا مریض ها و اطبا برای معالجه مریضان سر و کار دارند.
ولی در یک تقسیم بندی مناسب تر چنین به نظر می رسد: 
اخلاق چون آب است
احکام مثل غذا
و کلام مانند دوا است.
اگر آب نباشد غذایی به دست نمی آید، پخته نمی شود و پایین نمی رود. امروز هم تنها راه نجات مسلمین از جنگ های فرقه ای و قرار گرفتن در دست بازیگران منطقه ای و بین المللی و بازسازی شکوه و عظمت شایسته دینی اخلاق محوری بر اساس قرآن و سیره و سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله است.

 

ماه مهمانی خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله تعالی: یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون (بقره/183)

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): لکل شیء زکوة و زکوة البدن الصوم

و لکل شیء ربیع و ربیع القرآن رمضان

فرا رسیدن ماه شریف رمضان بهار قرآن و شکوفایی بندگی بر همه مسلمانان مبارک باد!

طبقات فقهای حنفی

امام ابوحنیفه سی سال در کوفه حلقه درس داشت و مذهب حنفی از طریق شاگردان بسیار زیاد او به دیگر شهرها و سرزمین‌ها انتقال یافت، در ذیل به نام برخی از فقهای حنفی آوره می‌شود. 
قرن دوم
1.    ابویوسف ابتدا شاگرد ابن ابی لیلی (از فقیهان کوفه، متوفی ۱۴۸) بود، اما مدتی بعد به حلقه درس ابوحنیفه پیوست و در شمار مبرِّزترین شاگردان او درآمد. 
2.    محمد بن حسن شیبانی، که اندکی نزد ابوحنیفه و سپس نزد ابویوسف درس خواند، اصلی ترین تدوین کننده فقه ابوحنیفه بود و تألیفات بسیارِ او سهم جدّی در نشر و توسعه مذهب حنفی داشت. افزون بر این، شش کتاب او که ظاهرالروایة نامیده می شود، از مهمترین منابع حدیثی و فقهیِ حنفیان است. 
در کتب فقه حنفی، غالبآ آرای این دو در کنار آرای ابوحنیفه مطرح شده و در مواردی که این سه تن اختلاف نظر داشته باشند، برای پذیرش «قولِ مختار» ضوابطی تعیین شده است. مساهمه او در گسترش مذهب حنفی در نواحی مختلف سرزمین‌های اسلامی بی بدیل بوده است. 
3.    زُفَر بن هُذَیل عنبری (متوفی ۱۵۸) سومین شاگرد خاص ابوحنیفه بود که به تبیین فقه او کمک کرد. در میان اصحاب ابوحنیفه ، زفر بیش از همه به قیاس عمل می کرد. 
4.    حسن بن زیاد لؤلؤی کوفی (متوفی ۲۰۴) بود که نزد ابویوسف و شیبانی نیز درس خواند و آثار زیادی در فقه حنفی نگاشت. 
قرن سوم و چهارم
5.    ابراهیم بن رستم مروزی (متوفی ۲۱۱) 
6.    عیسی بن ابان (متوفی ۲۲۱)
7.    هلال بن یحیی مشهور به هلال الرأی (متوفی ۲۴۵) 
8.    احمد بن عمر شیبانی مشهور به ابوبکر خصّاف (متوفی ۲۶۱)
9.    ابوسعید احمد بن حسین بَرْدَعی (متوفی ۳۱۷) 
10.    ابوجعفر طحاوی (متوفی ۳۲۱)، ابتدا پیرو شافعی و سپس فقه حنفی، دارای آثار متعددی در حدیث و فقه حنفی
11.    اسحاق بن ابراهیم شاشی (منسوب به شاش/ چاچ، متوفی ۳۲۵)
12.    ابوالفضل محمد حاکم مروزی (مقتول در ۳۳۴)، صاحب الکافی و المُنْتَقی در فقه حنفی
13.    ابوالحسن کرخی (متوفی ۳۴۰)؛ 
14.    ابوبکر احمد بن علی جصاص (متوفی ۳۷۰) صحاب تفسیر آیات الاحکام
15.    ابواللیثِ سمرقندی (متوفی ۳۷۳ یا ۳۷۵) 

 

6.    مرکز اصفهان

مراکز امامیه مرتبط با تمدن اسلامی
6.    مرکز اصفهان

سال 907 صفویه به حکومت رسیدند. از اواسط قرن 10 پایتخت صفویه از تبریز به قزوین و سپس به اصفهان منتقل شد به خاطر احساس خطر از عثمانی ها. اولجایتو از نوادگان هولاکوخان است که رسما شیعه شد و در دفاع از تشیع کتاب نوشت. گرایش عمومی به تشیع زیاد شد ولی صفویه مذهب رسمی و مجازرا شیعه اعلام کرد.
انتقال مرکز حکومت صفویه از شر سلطانیه تبریز به قزوین و بعد به اصفهان به خاطر درگیری ها با عثمانی ها. شاه اسماعیل اثنی عشری را مذهب رسمی اعلام و بقیه ممنوع اعلام کرد. در غالب شهرهای بزرگ ایران با مشکل جدی مواجه نشد. به دلیل رقابت های سیاسی و حضور عالمان زجرکشیده شیعه در دولت عثمانی ها تکثیر دوطرفه اوج داشت. ملا خسرو و رومی زاده در کفر روافض در عثمانی و پسر محقق کرکی در لعن خلفا نفحات الهوت فی لعن الجبت و الطاغوت. فقط در ناحیه شرقی سیاست مذهبی صفویه با مقاومت روبه رو شد به 2 علت: نوه تفتازانی مشهور که رییس حنفیه هرات بود به دستور شاه عباس صفوی کشته شد و قبیله های افغان و ازبک نپذیرفتند و دعوا برقرار بود.  
1.    تشیع تبرایی
در ایران شیعه تولایی بود ولی شیعه تبرایی از خلفای و افرادی از صدر اسلام محصول حضور شیعیان تحت کنترل عثمانی ها بود که در دربار صفویه راه یافته بودند. عده ای از شیعیان جبل عامل لبنان در قلمرو عثمانی ها زندگی می کردند. عثمانی ها به شدت ضد دیگر مذاهب مخصوصا تشیع بودند غیر از حنفی چون علمای حنفی از 8 قرن اعلام کردند که برای خلیفه قریشی بودن شرط نیست. این شیعیان زیاد آزار دیده بودند مجبور شدند ترک وطن کنند. آمدند ایران و از حکومت با رویکرد شیعه خوشحال شدند و مقابله به مثل و مسئله تبری را مطرح کردند. در نیشابور و هرات الزام شدند ولی در اکثر مناطق الزام نبود.
2.    تجدد و تنوع علوم مختلف 
علومی از نو پیدا شدند یا قرائت نو از آن پدید آمد. 4 نوع فلسفه 1) مشاء ادامه بوعلی، 2) اشراق ادامه شیخ اشراق سهروردی، 3) یمانی قرائت جدید از مشاء 4) متعالیه صدرایی. حضور علم کلام با ریکرد فلسفی 1) فیاض داماد ملا صدرا، لاهیجی صاحب مقام ممتاز در گستردگی دانش ها دارد، قاضی سعید قمی. شوارق الالهام فی علم الکلام. 
حدیث: محمدون ثلاث دوم محمدباقر مجلسی (مرآة العقول شرح کافی نشانگر اندیشه حدیثی اوست، محمد حسن فیض کاشانی وافی، محمد حر عاملی تحصیل وسایل الشیعه الی تفصیل مسایل الشریعه. حر عاملی وارد مجلس شاه طهماسب صفوی شد و بی اعتنا به شاه به فاصله یک متکا در صدر نشست. به شاه برخورد. گفت: کیست؟ گفتند: شیخ حر عاملی. گفت: شما شیخ حر عاملی هستی؟ گفت: بله. فرق بین حر و خر چیست؟ گفت: من می دانم که چه قدر فاصله دارند. در این دوره علوم با هم داد و ستد داشتند مثلا فهرست بندی بحاررا یک فیلسوف تنظیم کرده است. فقه: محقق کرکی جامع المقاصد، مرحوم مقدس اردبیلی مجمع الفائده و البرهان فی شرح جامع الاذهان (علامه حلی 726)
عرفان: در شیعه از علوم مستحدثه است مضمون های عرفانی در روایات بوده ولی افرادی خاص به عرفا مشهور نبودند در قرن 7 دو سید فقیه و مجتهد مسلم 1) سیدبن طاوس و سیدحیدر عاملی بودند که گرایش عرفانی پیدا کردند قرن 8 ورود عرفان به شیعه آشنایی علمای شیعه با تصوف دوره اصفهان 10-12 عرفان خیلی جایگاه دارد محمدتقی مجلسی کتاب لوامع صاحبقرانی در حدیث مرحوم میرفندرسکی در علوم غریبه. علوم غریبه و مهندسی، ریاضیات شیخ بهایی
3.    تمدن سازی و وجود مظاهر تمدنی مثل نگارخانه ها، پل ها، ساختمان های ویژه، نقاشی، خط کارخانجات نساجی کرباس
4.    شکل گیری آیین های دینی-مذهبی (زنجیرزنی، سینه زنی حلقه ای اینها از تصوف آمد آنها حلقه سماع داشتند تا شور و وجد پیدا کنند وجد عرفانی اینجا شد شور حسینی. برگزاری نماز جمعه مرحوم فیض مسایل اجتماعی عامل واحد ندارند. کاشانی خطیب جمعه اصفهان بود و آنهارا مکتوب کرده است که قابل خواندن هستند. 
5.    شکل گیری بخش های بسیار با ارزش در حوزه مکتوبات. آثار مکتوبی که نوشتند و استنساخ کردند. بعضی تا 200 اثر نوشتند و خیلی از آنها باقی ماندند با خط خود نویسنده.

 

5.    مرکز حله

مراکز امامیه مرتبط با تمدن اسلامی
5.    مرکز حله

حله تا قبل از صفویه خصوصیت بارز دارد:
1)    دولت شهر شیعه (دولت عباسی در اواخر قرن 6 و اوایل 7 اقتدار زیاد ندارد و در این منطقه آل مزید شیعی حاکم اندآل مزید از اواخلر قرن 5 تشکیل شد و پایگاه علوم شیعی گردید. 2
2)    رونق گیری حله به مثابه یک شهر خالص شیعی در عراق آن زمان. (هرچند اکثریت در کوفه و بصره شیعه بودند)
3)    رونق یافتن علوم به خصوص اجتهاد در شیعه است. (ابن جنید اسکافی  را ابوحنیفه شیعه می گویند مفید التذکره باصول الفقه یک استادم اسکافی رفته به سمت قیاسگراها و استاد دیگرم شیخ صدوق به سمت حدیثگرایی.
 به نظر می رسد بعد از بغداد از نظر اثرگذاری حله است و نظیر ندارد محقق حلی ابن ادریس ابن مطهر ابن طاووس علامه حلی ابن فهد حلی
4)    گسترش و عمق یافتن کلام شیعه و مناظره های عالمان شیعه در مسایل مختلف به خصوص بحث امامت. هرجا پای کلام و شمشیر در میان باشد در درازمدت برای تمدن آسیب می زند. نزاع های ابن تیمیه با علامه حلی
5)    نقش حله در امور سیاسی کل کشور اسلامی آن زمان در دو مرحله 1) دوران خلافت عباسی آشکار عده ای از عالمان و بزرگان شیعه در حکومت وارد شدند. مثلا موید الدین بن العلقمی وزیر خلیفه المستعصم عباسی (آخرین خلیفه عباسی است) ناصر بن مهدی قبل از العلقمی وزیر القادر بالله عباسی بود گرایش شیعی ولی نه آشکار داشته است مثل علقمی. شیعیان اورا شیعه و برخی اهل حدیث هم اورا شیعه می دانند. او تلاش کرد طاووس حلی به سیاست وارد شود به عنوان نقیب در دولت مقام یابد ویزر امور ویژه سادات هاشمی چون در دولت فاطمیان وزارت نقابت آمار سیدهارا داشتند موقوفات و اموال مخصوص علویان رسیدگی ویژه به امور مردان و زنان سید و ازدواج و ... عباسی ها با آنها رقابت کردند وزیر نقیب داشتند سید رضی وزیر نقیب بوده است. ولی ابن طاووس نمی پذیرد. خلافت عباسی 132-656 با ابوالعباس آغاز شد و با المستعصم پایان یافت.
بعد دوره ایلخانیان خان های قبیله ای و محلی مغول شروع شد. چنگیزدبه مناطق مسلمان حمله کرد و تا سبزوار و نیشابور آمد بیمار شد و مرد. نسلش راه اورا ادامه دادند بعضی مسلمان شدند بعضی مسیحی بعضی یهودی و بعضی شمنی ماندند. خود چنگیز شمنی بودایی بود. حوزه حله در هولاکوخان نوه چنگیز خیلی اثر داشت. او به دست ابن قفان شافعی اهل چاچ (تاشکند) مسلمان شد خواجه نصیر تحصیل کرده حله وزیر اعظم هولاکو است استعفا داد و ابن علقمی وزیر شد. او به خلیفه پیشنهاد کرده بود که با مغول نجنگد و فرار کند و تجدید قوا بعد بغداد را بگیرد. خلیفه اورا زندانی کرده بود. مغول ها فتح کردند دلیل را فهمدیدند اورا آزاد کردند. عزل شد. ابن طاووس وزیر نقیب شد. مراسم جشن فتح هولاکو از همه مذاهب دعوت شده بود علامه حلی 1 سوال آیا حاکم عادل کافر بهتر است یا مسلمان ظالم؟ علما ماندند. ابن طاووس گفت: اولی بهتر است چون خدا عادل است و حکومت از شئون خداست و اگر نداشته باشد شأن ندارد. این جواب را هولاکو خوش داشت بعضی تعریف و بعضی متهم به ترس کردند تقیه ای بود. شاه می خواهد شما شایستگی وزارت نقابت را دارید. استخاره کردم خوب آمد نرفتم فکر کردم مطالعه کردم قبل از ظهر امام مهدی سیدی برسر کار می آید که به عدالت رفتار می کند و اهل فلاح است غیر از خودم کسی نیست علی بن موسی رضی الدین روز معارفه شاعر با ولایت عهدی امام رضا ع مقایسه کرد. 2 سال بعد استعفا داد تا مدت ها آل طاووس وزیر نقابت بودند.
 در قرن 8 حاکم چهارم اولجایتو روز اول جانشینی علمای اسلامی آن زمان را دعوت کرد. علامه حلی حسن بن یوسف بن مطهر صحنه مشهوررا اجرا کرد بعد از آن مذهب شیعه رسمی شد محمد خدابنده تشیع را پذیرفت. حله مذهب را رسمی کرد اقبال به تشیع و نرم شدن قلوب دیگر مسلمانا پیش آمد در مناطق امروزی ایران شاهد تقریب مذاهب سنی و شیعه هستیم ائمه 12 گانه به عنوان امام شناخته شدند سنی 12 امامی
یکی از اساتید بزرگ ابن طاووس ابن بخار شاگرد خطیب خوارزمی هر دو حنفی اند. 
6. رشد تمدن اسلامی در سایه مساعی علمای حله مثل تلاش خواجه نصیر برای جلوگیر از آتش زدن کتابخانه جامع بغداد رصدخانه مراغه جلوگیری از قتل و غارت مسلمانان در بغداد. وقتی به محله باب البصره که حنابله بودند رسیدند خواجه پیام داد چند گاو و گوسفند کشتند. خواجه مانع ورود مغول ها به مسجد جامع و کتابخانه حنابله شد. کتاب های حنبلی باقی ماندند. جامع ابوحنیفه و ابن حنبل در بغداد بودند در همین شلوغی حنابله قبر اوبحنیفه را خراب کردند. تبیین کذب المفتری از ابن عساکر دمشقی در پاسخ عالم حنبلی است علی بن ابراهیم اهوازی مثالب ابن ابی البشر
7. گسترش آثار مکتوب شیعه توسط مکتب حله حدود قرن 7-8-9 باقی مانده و در دسترس است عمده از این به بعد است عماد الدین طبری کتاب کامل بهایی در این دوره در طبرستان 500 نفر از غیر مذهب ما یافت نمی شد.

 

مرکز قم

مراکز امامیه مرتبط با تمدن اسلامی

4. مرکز قم
قبل از اسلام کمندان نام داشت. حدود سالهای 82-83 فرمانده عبدالرحمن بن محمد بن اشعث از طرف حجاج حاکم شرق اسلامی با عده کثیری از کوفیان برای فتح سند اعزام شدند. در منطقه بین مرزی مسلمانان با سند در قندهار حمله کردند و شکست خوردند برگشتند به زرنگ ناحیه غربی افغانستان. حجاج پیام داد که شما حق بازگشت ندارید. یا فتح می کنید با کشته می شوید. نامه رسید. دوباره حمله کردند این بار شکست سخت تری خوردند و باز به زرنگ برگشتند.  اختلاف پیش آمد عبدالرحمن علیه استاندار خراسان حجاج اعلام جنگ کرد که از شما اطاعت نمی کنم. عده ای کثیری از طرفداران او شیعیان بودند و اعلام کردند که ما هم با تو هستیم در سیستان شورش کردند ولی لشکری زیادی برای مقابله با آنها فرستادند فرار کردند. امدن قم. عبدالرحمن در راه مرد. دیگران گفتند یا باید تسلیم کوفه حجاج شویم یا مرگ. آمدند قم و آن را احیا کردند شهر از اواخر قرن 1 پایگاه یکدست شیعه شد و ارتباط با امام صادق امام کاظم و امام رضا داشتند امام رضا در قم وکیل داشت و اط اصحاب کبار امام رضا شدند و 3 امام بعدی احمد بن محمد اسحاق اشعری  قمی و ...
در قرن سوم برخلاف مدینه کوفه و بغداد که شیعه با غیر خود زندگی می کرد اینجا یکدست شیعه امامی بود. اکثریت شیعیان کوفه کیسانی و زیدی بودند بعدا امامی شدند. در اواخر قرن 3 (280) و اوایل قرن 4 تک و توک اسماعیلی هم قم هست البته امامی بودند بعد اسماعیلی شدند مثل حسن صباح قمی. قم امامی معتدل است.کسانی را که احساس می کردند اهل غلو هستند از شهر بیرون می کردند خالد بن قمی به امام هادی ع پیغام داد چند نفر از بغداد آمدند می گویند شما گفته اید صلوة صوم رجل و هو علی پس علی برپا دارید. اینها خلاف آیات و روایات خود شماست پس مردود است از طرفی خودرا منسوب به شما می دانند چه کار کنیم؟ امام ع پاسخ داد: این امور از دین من آباء من نیست. 
1.    یکدست امامیه اعتدالی
2.    محوریت با حدیث و علوم حدیث کلینی رازی است ولی محصول قم است چون اساتید او قمی اند. کتاب تصحیح الاعتقاد بثوب الانتقاد از شیخ مفید در پاسخ به کتاب الاعتقادات فی دین الامامیه نوشته شیخ صدوق مطالعه آن خیلی ضروری است.
3.    شکلگیری مجموعه های مهم و اثرکذار و اولیه حدیثی شیعه کافی، عیون اخبار الرضا المحاسن بصائر الدرجات از صفار قمی من لا یحضر الفقیه نهایة الاثر فی النص علی الائمة اثنی عشر خراز قمی
4.    اثرگذاری شیعه قم در گسترش تشیع در سایر مناطق فارس زبان از ری تا کش. قرن 6 کتاب المنتخبات از حوادث ری اواخر قرن 5 و اوایل
قرن 6 حوادث تاریخی گزارش می دهد علماء امراء قضات قمی هایند حتی بعدها در بغداد 6-7 ابن علقمی وزیر آخرین خلیفه عباسی قمی است.

 

3. مرکز بغداد

مراکز امامیه مرتبط با تمدن اسلامی

3. مرکز بغداد
1. گفتمان عقل محور و عقلانی. اندیشه عقلی در کل جهان اسلام ارتباط با فلاسفه و متکلمان معتزله دارد. از حدود سالهای 150 تا 450 عمر این حوزه برای شیعه است ولی برای غیر شیعه تا 650. بعضی از اصحاب ائمه از کوفه به بغداد آمدند که عقلگراتر بودند مثل هشام بن حکم کتاب العقل و باب العقل حجیت عقل یا مشتمل بر استدلال های عقلی از او روایت شده است. کسانی که بیشتر جنبه حدیثی و فقهی داشتند سوال و جواب ائمه هم ناظر بر آن بود در اواخر قرن 4 خاندان بسیار نزدیک به معتزله دارند خاندان نوبختی گذشته معتزلی دارند مراجعه شود به کتاب خاندان نوبختی از عباس اقبال
2. تکیه بر سنت نوشتاری علاوه بر گفتاری به صورت منظم. آثاری که معارف را به شکل اصول نوشتند و دیگر تصنیف اصول جزوه هایی بوده همراه نکات. در اواخر قرن دوم تصنیف راه افتاد نوع تفکر –تنظیم پیدا کرد در بغداد تصنیف است. این ابی عقیل فقه شیعه را به صورت تصنیف درآورد اواخر قرن 3 اوایل 4 المحاسن قمی جایگاه تصنیف دارد.
3. ردیه نویسی های بسیار روشن و گسترده مثل رجال کشی اولین کتاب رجالی شیعه است از نظر زمانی ولی اشتباهات فاحش دارد مثلا نگاه منفی به ابن عباس دارد دیدگاه خیلی از اهل علم متأثر از رجال کشی در باره ابن عباس است باب لعن دارد 2 روایت آورده چند صفحه ای به زهری و شعبی می رسند که هر دو عثمانی متعصب بودند مقدم است ولی بااحتیاط مراجعه کنید. فهرست شیخ آثار زیادی که ردی بر قرامطه زیدیه و ... داشته ردیه های دوره های قبلی فرق داشتند اول معرفی منظومه فکری نقد عقیده و نظر او مثلا اوایل المقالات شیخ مفید را بخوانید 4 بار بخوانید طرح دیدگاه غیر شیعه در کتاب شیعه آشنا شوید نقدهای دقیق با طرح تک تک نظریه ها و حلاجی و نقد آن الشافی فی الامامة ردیه نویسی مقدمه ارتباط اعتقادی با دیگران
4. جامعیت. ابن جنید اسکافی ابن ابی عقیل شیخ مفید شیخ طوسی کراجکی در حوزه فقه ، اصول حدیث شعر و ادب تفسیر و ... کار شده علوم اسلامی برای همه مسلمانان اوج تمدن اسلامی از قرن 5 بوده و قرن 7 رشد نداشته
5. وجود فیزیکی آثار تمدنی در مدسه شیعی بغداد در مدینه کتابخانه و مدرسه نداشتند در کوفه هم غیر رسمی بوده اما جایی از اول بنا کنند که مدرسه و کتابخانه است در بغداد است در اواخر قرن 4 داراالعلم در محله کرخ مسجد جامع براسا سیدمرتضی علم الهدی ریاست داشت علی بن الحسین موسوی حجره نماز منبر کتابخانه 2000 نسخه کتاب که بسیاری به خط مولف است و جزو نخستین مدارس پیشرفته جهان اسلام اولین مدرسه محمد بن علی الحنفیه حدود سال 67 ادعای ارث علم حضرت علی می کرد و هل من مبارز می طلبید با فوتش تمام شد بعدا در اواخر قرن دوم مدارسی در خراسان تأسیس شد مدرسه و رباط نکارش مجامع حدیثی در قرن 3-4 مدرسه سازی زیاد شد مسجد امام حسن عسکری ع قدیمی ترین مسجد است. از نظر ظاهر ساختمان هم زیبا بوده با 200 طلبه فعال بود و با حمله طغرل بیک از بین رفت. مسجد ویژه شیعه داشته براثا بین تاریخ و حدیث فرق است. بغ باغ داد یا بغ خدا داد

 

مرکز مدینه

مراکز امامیه مرتبط با تمدن اسلامی

1.    مرکز مدینه

مرکز یا مدرسه مدینه عمده ترین مرکز تمدن ساز برای همه مذاهب اسلامی مخصوصا امامیه است. امامیه و مالکیه به دلیل اقامت بزرگان این جریان ها در مدینه بیشترین سهم و حنفیه کمترین سهم را داشتند. در این مرکز فکر و اندیشه پرورش یافت. 
مهمترین خصوصیت های این مرکز:
1.  قدرت مدیریت فکر و جذب صاحبان فکر
سال های 35-36 هجری را در نظر بگیرید. در مدینه از سراسر قلمرو اسلامی از مصر و عراق و خراسان و یمن افرادی حضور دارند که به اندیشه شیعه علاقمندند البته نه شیعه مصطلح و موجود امروزی چون خیلی از خصوصیت های امروزی را نداشتند ولی عقیده محوری آنها اعتقاد به امامت منصوص بود و تعیین امام به دست خداست نه رجال. این ویژگی به علت حضور امام در مدینه است. توجه افراد و افکار به این شهر جلب و از آن به دیگر مناطق پحش می شود. در برخی مقاطع کمرنگ تر شده و در برخی مقاطع پررنگ تر است.
در قرن دوم یکی از افراد پرآوازه هشام بن الحکم است. دو نظریه مهم در باره ایشان از نظر رجالی وجود دارد. رجال کشی متقدم است و شیخ طوسی آن را خلاصه کرده. هرچند خیلی مهم است ولی به بسیاری از گزارش های آن باید دقت بیشتر شود و قبول برخی هم مشکل است. 1. هشام از خانواده اصیل شیعی کوفی است و در آن رشد یافته. 2. کان من الجهمیه یعنی افکار انحرافی و ضد دینی داشته. الف: پیروان جهم بن صفوان سمرقندی است که هنوز در آن زمان در کوفه نبود. 2. افکار او مثل افکار جهم بن صفوان انحرافی و ضد دینی است. 3. به پیروان مکتب معتزله هم می گفتند. به هر حال از شیعه نبوده ولی بعدا جذب می شود و یکی از افراد مؤثر شیعی می شود.
در زمان امام علی و امام حسن و امام حسین و بعد غیر از دوره امام سجاد که به دلایل سیاسی کمرنگ شد از قلمرو مختلف اسلامی افراد و افکاری جذب و تربیت شده اند. البته در آمار تاریخی منابع اغراق آمیز اند که پذیرش آن مشکل است مگر با قراین قانع کننده که ارایه دهند یا به آن برسیم که نشان دهنده نزدیک به واقیعت و درستی است. مجلس درس امام صادق ع که 4000 شاگر ثبت شده در فهرست شیخ طوسی با ارایه نام و مشخصات و قبیله ای آنها. ممکن است از این میان 400 نفر آنهارا شیخ اشتباه کرده یا اشتباه دریافت کرده باز هم نشان دهنده جذب بالای مدرسه مدینه است.
2.    ترویج روحیه گفتگو و تعامل است. 
در تمدن هم جنگ و نبرد است هم تعامل و قرارداد. شماری از علمای امامیه اهل مناظره بوده اند غیر از ائمه. در اصول کافی آمده که عبدالله بن مقفع ملحد با دوست ملحدش در زمان حج و طواف مسلمانان در گوشه مسجد الحرام نشستند و به مسلمانان طواف کننده نگاه می کنند و مسخره می کنند. به رفیقش می گوید: این ها که می بینی چهارپایند غیر آن شیخ (جعفر بن محمد). با ریشخند پرسید: چرا؟ می روند و می خواهند با چند مسلمان بحث کنند آنها می گویند: الآن وقت جدال نیست بلکه موسم حج است. می رسند به امام صادق ع ایشان هم می گوید: الآن وقت جدال نیست بلکه موسم حج است. می گوید: ابن مقفع چنین استثنا کرد. امام پرسید چرا؟ چون تو می فهمی. پس چرا مسلمان نمی شوی؟ چون نه آن قدر می فهمی که من مسلمان و قانع شوم. با هم بحث می کنند قبول نمی کنند گرچه جواب ندارد. امام ادب را رعایت می کند و از فحش و زور و ... استفاده نمی کند گرچه طرفدارانی دارد.
یکی از تحصیل کردگان مدرسه کوفه محمد بن علی است و مخالفان لقب شیطان طاق داده بودند امام مؤمن طاق به او لقب داد. خیلی از مناظرات او به تنگ آمده بودند با ابوحنیفه هم مناظره داشته. باری ابوحنیفه درخواست قرض کرد. می دهم کی برمی گردانی؟ زمان رجعت. می گوید: تو ضامن بیار که آن زمان به صورت انسان برمی گردی.
3.    فقه محوری گرچه علوم دیگر هست.
یارانی که از امام فقه یاد گرفتند خیلی بیشتر از کسانی هستند که در علم کلام، هیئت حتی تفسیر نقل کرده باشند. فقه محوری با تمدن ربط وثیق دارد چون قانون مهم است و فقه تنظیم روابط است مخصوصا معاملات. قبلا دو قسم می شد عبادات و معاملات که به مکاسب و غیر آن تقسیم می شود. به خاطر نیاز به قانون و تنظیم روابط فقه رشد بسیار کرد و مهمتر شد برخی مثل اسماعیلی فقه را حذف کردند و به جایش اخلاق را گرفتند و رشد کردند.
البته رسول خدا ص اخلاق و عقیده و احکام آورده بود که به ترتیب اولویت است. ولی متأسفانه مسلمانان برعکس کردند. اول شد احکام بعد عقاید و در آخر اخلاق جای گرفت. کتب و موسوعه های فقهی که تا امروز نوشته شده است صدها جلد کتاب و نظریه است. الازهر مصر تا سال 2018 الموسوعه الفقهیه در 143 جلد چاپ کرده که هنوز تمام نشده. 
4.    وجود گرایش های مختلف فکری. 
افراد شاخصی مثل زید بن علی هستند. بنابر این که او در دایره امامیه است چون نظریه علمای بزرگ این است که زید شهید در تأسیس مذهب زیدیه نقشی نداشت بلکه به امامت امام باقر و امام صادق معتقد بوده و در روایت صحیح وقتی از او پرسیدند: امامت کیست؟ گفت: امامنا فی الحلال و الحرام جعفر.
از زید بن علی تا امثال عبدالله ابن ابی یعفور و هشام بن الحکم و زرارة بن اعین. هر کدام طوری فکر می کردند. تفاوت در مسایل اعتقادی میان هشام و زراره زیاد است. هشام دیده نشده در هیچ روایتی که با امام بحث کرده باشد یا من چنین و چنان شنیدم و دقیق می پرسد و جواب را می گیرد. زراره اینگونه نیست. در بعضی موارد اجتهاد می کند یا به امام صادق می گوید من از پدرتان چنین شنیدم. عبدالله بن ابی یعفور با هشام مشکل دارد ولی همه در دایره مدرسه مدینه قرار می گیرند. این مدرسه از حدود سال های 11 تا 232 ه.ق. زمان برده در این سال متوکل حاکم شد و به امامیه فشار آورد و مرکز شیعی مدینه را تعطیل کرد و امام را هم به سامرا برد و دیگر مرکز امامیه نشد گرچه تا الآن هم شیعیان در آن حضور دارند.