20 شعبان سالروز ورود ابن ملجم شقی به کوفه
عبدالرحمن بن ملجم مرادی، در سال بیست هجری در فتح مصر شرکت کرد و با اشراف آن خطه در آمیخت. خلیفه دوم سفارش وی را به عمرو عاص کرد و از حاکم مصر خواست خانه ابن ملجم را در جوار مسجد قرار دهد تا او که به ظاهر از عباد دانسته شده و در پیشیانی اش اثر سجود است! به مردم قرآن و فقه بیاموزد. مرادی بعد از شهادت محمدبن ابی بکر، والی منصوب امیرمؤمنان(علیه السلام)، مصر را ترک گفت و راهی کوفه شد و در پیکار صفین در سپاه امام شرکت کرد و پس از جنگ در صف خوارج در نهروان به جنگ با امیرمؤمنان(علیه السلام) رفت و از بازماندگان این پیکار بود. پس از پیان نبرد نهروان، بقیه خوارج مورد ملاطفت امام قرار گرفتند و حتی چهل مجروح خارجی به دستور حضرت به کوفه منتقل شده و مورد مداوا قرار گرفتند و پس از بهبودی مرخص شدند، اما برخی از یشان همچون ابن ملجم مرادی بر دشمنی خود باقی ماندند. مرادی راهی مکه شد و یک سال و پنج ماه پس از جنگ نهروان، امیرمؤمنان (علیه السلام) را در مسجد کوفه به شهادت رسانید.
جریان بیعت ابن ملجم با امام علی علیه السلام
وقتی عثمان کشته شد و مردم با امیر مؤمنان علی علیه السلام بیعت کردند، مردی به نام «حبیب بن منتجب» از طرف عثمان والی یکی از شهرهای اطراف یمن بود. حضرت علی علیه السلام او را ابقا کرد و نامهای برای او نوشت و در ضمن آن خواست که ده نفر از میان مردم از عقلا و فصحای آنها که مورد اطمینانشان هستند و از اهل فهم و شجاعت اند و متدین و نیکو رای هستند برگزیند و برای بیعت به سوی آن حضرت بفرستد. والی یمن ده نفر را انتخاب نمود که یکی از آنها ابن ملجم بود. و گویا سخنگوی آن ده نفر هم ابن ملجم بوده است.
بعد از مدّتی همراهان ابن ملجم به یمن برگشتند اما ابن ملجم که بیمار شده بود از رفتن باز ماند. در این ایام امام علی علیه السلام از او پرستاری می نمود تـا بهبود یافت.
نقشه سه نفر از خوارج
در پايان مراسم حج سال 39 هجری قمری در مكه، عبدالرحمن بن ملجم و برك بن عبدالله و عمرو بن بكر تميمى به دور هم گرد آمده درباره حكومت اسلامى و جنگ نهروان سخن به ميان آوردند و بر كردار زمامداران عيب گرفتند و سرانجام با يكديگر عهد بستند كه على علیه السلام و معاويه و عمروعاص را كه سران فتنه، مى پنداشتند به قتل رسانند. برك مأمور قتل معاويه و عمرو مأمور كشتن عمروعاص و ابن ملجم مأمور كشتن اميرالمؤمنين شدند تا 19 يا 17 رمضان همزمان به عهد خويش وفا كنند. در روز موعود برك تنها توانست معاويه را مجروح سازد و خود دستگير و كشته شد. عمرو عاص والی مصر در آن شب خارجة بن حذاقه قاضى مصر را به جاى خويش به امامت گماشته بود، از این رو عمرو بن بكر به خطا اورا كشت و خود به اشارت عمرو عاص به قتل رسيد. و اما عبدالرحمن بن ملجم اشقی الاشقیا 20 شعبان سال 40 هجری قمری وارد کوفه شد تا قصد شوم خودرا عملی کند. او روز 19 رمضان در حین ادای نماز صبح بر با شمشیر زهرآلود بر فرق سر اميرالمؤمنين علیه السلام که در مسجد و محراب عبادت در حال سجده بود زد. در اثر این ضربه زهرآلود حضرت امیر ع روز 21 رمضان به شهادت رسید. پس از شهادت حضرت امير بنا به توصیه اش به فرمان امام حسن علیه السلام ابن ملجم شقی قصاص شد.
وصیت امام علی(ع) درباره برخورد با قاتلش
« پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانان فرو رفتهاید -و دستها را بدان آلوده- و گویید امیر مؤمنان را کشتهاند! بدانید جز کشنده من نباید کسی به خون من کشته شود. بنگرید! اگر من از این ضربت او مردم، او را تنها یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اندام او را مبرید که من از رسول خدا(ص) شنیدم میفرمود: بپرهیزید از بریدن اندام مرده، هرچند سگ دیوانه باشد. »
نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، نامه ۴۷، ص۳۲۰-۳۲۱.
الا لعنة الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون